وبیزیون؛ معادل فرهنگستان فارسی برای Web TV



با توجه به "ئیزیون" آخرش، این معادل از سوی فرهنگستان زبان فرانسه پذیرفتنی‌تر است! 

وب‌خلافکار هم برای black webber معادل مفرحی است.

اساسا نمی‌دانم چرا فرهنگستانیان "وب" را به رسمیت شناخته‌اند؛ یعنی هیچ معادلی برایش یافت نمی‌شد؟ یعنی مردم منتظرند آنها صرفا پسوندها و پیشوندهای این واژه را برایشان ترجمه کنند، یعنی مردم لنگ ترجمه‌ی er و master و TV هستند؟ یا هنر فرهنگستان باید معادل‌گذاشتن برای اصل واژه باشد؟

هر چند آن قدر دیر به سراغ یافتن معادل برای واژه‌های جدید می‌روند که اصل آن واژه‌ها چنان در زبان جا می‌افتند که خود فرهنگستانیان هم نمی‌توانند به قدر کافی از آنها فاصله بگیرند و از بیرون، تکلیفش را روشن کنند. بعد هم چون در میان مردم جا افتاده، حتی معادل‌های احتمالا خوب هم پس زده می‌شود.

پ.ن: لیست سایر معادلها در حوزه اینترنت: [+]

  • Share/Bookmark
 

۳ نظر

  1. سلام! اون پیرمردا رو از خواب بیدار نکن

  2. خوب است نظر بعضی از واژه یابها را هم بپرسید و یک طرفه به قاضی نروید. به نظر من بعضی از معادلها خیلی خوبند. گرچه در مورد تأخیرشان در معادل‌یابی با شما هم‌عقیده‌ام اما به نظرم معادل‌یابی هم کار شاقی است هم یافتن معادل بهتر از ول کردن واژه‌های انگلیسی به حال خودشان است. به هر حال ما خارج گودیم و آنها داخل گودند.

  3. واقعیت این است که فرهنگستان زبان بسیار نا کارآمد و ضعیف است. وقتی پس از سه-چهار سال از ورود یک کلمه در پی معدلش باشی به لعنت شیطان هم نمی ارزد. کاش یکی از استادان بزرگ بپرسد در عصر دیجیتال چندنفرتان از منابع جدید در اینترنت استفاده می کنید؟

نظر بدهید