کلمه‌ها و ترکیب‌های تازه [۳]

شنبه, آبان ۶م, ۱۳۸۵ | تجربه هایی در ترجمه

wing  در اتومبیل یعنی گلگیر.

یک معنی deliberate یعنی آرام، متین.

rut یعنی رد چرخ و rutted  یعنی مسیر پردست انداز.

حیوان housebroken یعنی حیوان تربیت شده، دست‌آموز .

معنای عامیانه inside زندان است.

flop به معنی تلپی افتادن است و درباره فیلم، کتاب و … به معنی شکست تجاری و ادبی، و خلاصه گل نکردن است.

knocker up  یعنی کسی که بر در خانه‌ها می‌زند تا کارگران را بیدار کند، که ترکیبی است از knock  و wake up. و خود knocker  هم غیر از کوبه‌ی در به معنی آدم عیب‌جوست، که این هم طعنه جالبی است.

radical جز تندرو و افراطی معنای مثبتی هم دارد: اساسی، ریشه‌ای.

cardiac arrest یعنی ایست قلبی، سکته قلبی، و رایج هم هست.

یک معنی box  شمشاد است.

همه می‌دانیم fall که به معنی افتادن است معنای پاییز هم می‌دهد- که تعبیر جالبی است و برگ‌ریزان را تداعی می‌کند. اما غیر از این اگر با حرف بزرگ شروع شود، یعنی Fall، به معنی هبوط آدم است.

۱۰ دیدگاه to کلمه‌ها و ترکیب‌های تازه [۳]

قصه‌های عامه‌پسند
آبان ۶, ۱۳۸۵

این یادداشت‌ها بیش‌از‌اندازه عالی‌ان (:

سوگند ساجدی
آبان ۷, ۱۳۸۵

جناب این کتاب خوبی خدا  اساسن به ما چسبید .داستانک های روان وگیرایی بودند. بازهم ازاین کارها بکنید.

جواد
آبان ۷, ۱۳۸۵

معادل «هلفدونی» برای inside مناسبتره.

Ramin
آبان ۷, ۱۳۸۵

A wing means Gelgir in UK, in US and Canada fender is a Gelgir. Fender bender means a minor accident

ناشناس
آبان ۷, ۱۳۸۵

knockers در زبان کوچه خیابان معنی پستان نیز می دهد.

Ramin
آبان ۷, ۱۳۸۵

this one is interesting too: page means a youthful attendant at official functions or ceremonies(pado)

المیرا
آبان ۷, ۱۳۸۵

این نکات فوق العاده اند. خیلی ممنون.

آرش عزیزی
آبان ۸, ۱۳۸۵

امیر جان, معنای اصطلاح “رادیکال” خارج از حیطه معمول زبان و به اصطلاحات سیاسی بر می گردد. همه از ریاضی دبیرستان می دانیم که “رادیکال گرفتن” یعنی “به ریشه دست بردن” و از قضا این جمله کارل مارکس هم هست. (رادیکال بودن یعنی به ریشه قضایا دست بردن!) و در ضمن بسیاری از کسانی که آن ها را به عنوان “منفی” رادیکال و “افراطی” می خوانند به آن به همان معنی “به ریشه دست بردن” اعتقاد دارند و به نوعی آن “افراطی” بودن را “دست بردن به ریشه” می دانند.

معصومه
آبان ۱۲, ۱۳۸۵

آشنایی با شما ، از هدیه ی همسرم شروع شد ، خوبی خدا و بعد مترجم درد ها و بعد همنام ! آشنایی از ترجمه های خوب و دقیق شروع شد ، از متن روان از انتخاب های خوب ! و یه سرچ کوچیک توی یاهو و حالا اینجا و آشنایی بیشتر با زبان کوچه و بازار ، با مرحوم حسامی و کلی حرف تازه برای یاد گرفتن ! شروع خوبی بود خوبی خدا !

نیما
آبان ۲۰, ۱۳۸۵

inside = can, behind bars, slammer
flop = be a bomb

دیدگاه‌تان را بنویسید:

*
To prove that you're not a bot, enter this code
Anti-Spam Image