مترجم اگر حرفهای نیستی…
یکشنبه, مهر ۳۰م, ۱۳۸۵ | آشفتگی های زبانی
در روزنامه جام جم … بحثی راجع به پرتقال آمده بود و از «شکر» موجود در پرتقال بحث شده بود. بنده به صرافت یا فراستی که معمولا ندارم، حدس زدم که این مطلب ترجمه است و مترجم تازهکار کلمه sugar را که اتفاقا از شکر فارسی و شکّر عربی به زبان انگلیسی راه یافته، به شکر ترجمه کرده؛ غافل از آنکه معنای قند هم میدهد. و ما در بحث از میوهها مثلا میگوییم «قند سیب از قند پرتقال بیشتر است.» و نظایر آن.
مترجم اگر حرفهای نیستی
مبادا که در دهر دیر ایستی
شکر گر نهادی تو در جای قند
بدانند مردم تو ناشیستی
***
توضیح آنکه ناشیستی بر وزن فاشیستی یعنی ناشی هستی.
کژتابیهای ذهن و زبان/ بهاء الدین خرمشاهی/ انتشارات ناهید
۵ دیدگاه to مترجم اگر حرفهای نیستی…
سلام
من تازه با سایت شما آشنا شدم.قصدم جمع اوری و مطالعه در زمینه اصول ترجمه است.هر چند که در این زمینه تحصیل نمی کنم.
موفق باشید.سایت خوبی دارید.
آبان ۱, ۱۳۸۵
جالب بود کلا در این چند پست آخر مطالبت جالب است . لذت می بریم .
آبان ۲, ۱۳۸۵
doubt thou the stars are fire
doubt that the son doth move
doubt truth to be a liar
but never doubt ur blog is useless!
آبان ۵, ۱۳۸۵
خیلی ممنون فکر کنم با این تفصیل باید همین ترجمه های تکه پاره و کم جان را هم کنار بگذارم. میروم درباره اش فکر کنم!!!
آبان ۷, ۱۳۸۵
شاید برایتان جالب باشد بدانید که افغانها به بیماری قند (دیابت) می گویند “مرض شکر” و وقتی قند خونشان بالا باشد می گویند “شکرم بلند است”. اینها دستاورد چند سال ترجمه برای مهاجران اففان است:)
مهر ۳۰, ۱۳۸۵