پیدا کردن چند غلط واقعی یا خیالی در یک ترجمه کار نسبتا آسانی است. این کار خیلی‌ها را وسوسه می‌کند، و خوب، بعضی‌ها برمی‌دارند این کار را می‌کنند. یک وقت این کار خیلی رسم بود. نقد ترجمه به این معنی بود که اول مقدمه‌ای بنویسند درباره اهمیت امر ترجمه و نقش آن در اختلاط فرهنگ ملل، به ویژه در اعتلای ادبیات فارسی در شرایط کنونی، و تاکید بر این که ترجمه باید درست باشد و غلط نباشد و مترجم باید در اجرای وظیفه خطیری که بر عهده می‌گیرد وسواس کافی به کار بندد… بعد هم آن چند اشکال واقعی یا خیالی را که پیدا کرده بودند با ذکر عبارت اصلی پیش می‌کشیدند و می‌گفتند که بله، در این مورد متاسفانه مترجم دچار لغزش‌های متعدد شده و مراد نویسنده را چنان که باید و شاید درنیافته، و حال آن که نویسنده نقد دریافته و آن این است. در «پایان مقال» دو حال پیش می‌آمد. اگر نویسنده‌ی نقد آدم خوش‌خیمی بود، یا به دلیلی ملاحظه مترجم را می‌کرد، می‌گفت که البته لغزش‌هایی که در سراسر این کتاب «جای جای به چشم می‌خورد» و در این مختصر به آنها «اشارت رفت» از ارزش کار مترجم نمی‌کاهد و «سعی او مشکور است»، و اگر چه اهم این موارد به هیچ وجه قابل اغماض نیست، ولی به هر حال امید است که در چاپ آینده کتاب مترجم «وسواس بیشتری مبذول دارد» و در رفع مشکلات و معایب کار خود «اهتمام ورزد». اما اگر نویسنده‌ی نقد از آن موجودات بدخیم بود، «پایان مقال» او به این صورت در می‌آمد که بله، این است نتیجه عدم اطلاع کافی از زبان خارجی و بی بهره بودن از میراث گرانبهای ادبیات فارسی و نداشتن حس مسوولیت، و اگر ما در این مقال به این اثر پرداختیم به این سبب نیست که برای مترجم و کار او ارزشی قائلیم، چرا که کار مترجم «از بی ارزشی خاصی برخوردار است»؛ غرض ما این بود که به سایر مترجمان هشدار دهیم و آنها را آگاه سازیم تا از این پس هر کسی به خود اجازه ندهد ساحت مقدس ادبیات فارسی را با این گونه ترجمه‌های مغلوط بیالاید.

این رسم نقد ترجمه خوشبختانه زیاد دوام پیدا نکرد و سال‌ها پیش بر افتاد. اگر چه اخیرا باز سروکله چند تا از این موجودات پیدا شده است، ولی امیدوارم این به معنای احیای آن نباشد…

نجف دریابندری/ یک گفت و گو/ نشرکارنامه