ترجمه، و یادی از احمد میرعلایی‌*



۱

ترجمه‌ شعر از زبانی‌ به‌ زبان‌ دیگر مثل‌ این‌ است‌ که‌ آدمی‌ بخواهد برای کشف‌ راز رنگ‌ و بوی‌ گل‌ بنفشه‌ آن‌ را در کوره‌ آزمایش‌ بیاندازد.

 پرسی‌ شلی‌/ رساله دفاع از شعر 

۲

باید صادق‌ بود و فروتن‌ بود، باید از خود مایه‌ گذاشت‌ اما نباید از سرِ خود چیزی‌ افزود یا کاست‌. مگر وقتی‌ که‌ آنچنان‌ از اثر اصلی پُر شده‌ باشی‌ که‌ خود را محقق‌ و مجاز به‌ حذف‌ یا تغییر بدانی‌.

احمد میرعلایی

۳

نمی‌دانم‌ چرا ترجمه‌ می‌کنم‌. اما اعتراف‌ می‌کنم‌ از سرجاه‌طلبی‌ و جویای‌ نام‌ دوران‌ جوانی‌ آرزو داشتم‌ نویسنده‌ باشم‌ یا شعربگویم‌؛ اما رندی‌ کردم‌ و سرخوردگی‌ و شکست‌ خودم‌ را با ترجمه‌ خام‌ جبران‌ کردم‌؛ از بی‌مایگی‌ به‌ میان‌ مایگی‌ رسیدم‌؛ وسوسه‌ام‌ خلق‌ اثری‌ درخوربوده‌ اما با این‌ وسوسه‌ تا الان‌ زندگی‌ کرده‌ام‌، صادقانه‌ و باوجدان‌ حرفه‌ای‌، برای‌ شما جوان‌ها از نسخه‌پیچیدن‌ متنفرم‌، فقط‌ دوست‌ دارم‌ با عشق‌،صداقت‌ و گذشت‌ ترجمه‌ کرد، از نقد هم‌ نهراسید، این‌ روزها آدم‌ باید پوستش‌ از کرگدن‌ باشد تا بتواند ادای‌ دین‌ بکند… عاشقانه‌ کار کرد و توقع‌ها را پایین‌ آورد، باور بفرمایید از هر صد نفر، پنج‌ نفر بیشتر قدردانی‌ نمی‌کنند، من‌ که‌ دیوانه‌وار سعی‌ام‌ را می‌کنم‌، عشق‌ می‌ورزم‌ و در عالم‌ ادبیات‌ پرسه می‌زنم‌، کشیک‌ می‌کشم‌ و در این‌ فضا حلقه‌ ازلی‌ زدم‌، به‌ همین‌ دلیل‌ از این لحاظ‌ خوشبختم‌.

احمد میرعلایی

۴

ترجمه‌های‌ احمد میرعلایی که‌ هنوز منتشر نشده، ترجمه‌ نهایی‌ از آثارلارنس‌ دارل‌ (ادبیات‌ معاصر آمریکا)، جانت‌ وینترسون‌ (ادبیات‌ معاصرانگلستان‌)، ف‌. دو کاسترو و جرج‌ استانیر (ادبیات‌ معاصر فرانسه‌) است و ترجمه‌ای‌ به‌ اسم‌ چهارباغ‌های‌ اسکندریه‌ اثر دارل‌ که‌ هرگز اجازه‌ چاپ‌ نگرفته‌ است‌. ترجمه‌ای‌ که‌ شادروان‌ میرعلایی‌ بسیار به‌ آن‌ علاقه‌مند بود و شاید یکی‌ ازشاهکارهای او باشد، شامل‌ چهار قسمت‌ ژوستین‌، بالتازار، مونتولیو و کله‌آ، اما متاسفانه‌ فضای ممیزی‌ کتاب‌ اجازه‌ نشر چنین‌ اثری‌ را تا به‌ حال ‌نداده‌ است‌.

* بخش‌هایی از شرح خواندنی دیدار عرفان قانعی فرد با شادروان میرعلایی  [متن کامل]

  • Share/Bookmark
 

۲ نظر

  1. lمریم نبوی نژاد

    حضرت حقیقت عزیز.

     از آن چهار باب من ترجمه دو باب اول را خوانده ام و دارم(!) و تا آنجایی که من اطلاع دارم دو باب دیگر را اجل امان زنده یاد میرعلایی نداد. شاید هم از باب سوم دست نویسی جایی نزد خانواده اش موجود باشد اما مطمئنم که کار هرگز به آخر نرسید….

  2. ایا واقعا ترجمه این اثر وجود داره؟از کسانی که این ترجمه رو دارند میخوام که حداقل چندصفحهش رو برامون بزارن تا ببینیم چطوریه.فکر نکنم این کار خیانتی به روانشاد میر علایی محسوب بشه….

نظر بدهید

Copy Protected by Tech Tips's CopyProtect Wordpress Blogs.