15 شهریور 1385
He called her. She sounded angry.
«عصبانی به نظر می رسید» مسخره ترین معادلی است که می توان برای این جمله گذاشت. چون seem نیست و sound است. چه می توان گذاشت؟
پ.ن: مشابه های دیگری هم هست. مثل feel. مثلا می گویند:
I touched the cover. It feld cold. It felt good.
شهریور 15, 1385 at 8:11 ب.ظ
چرا میگید به نظر میرسید غلطه؟
یکی از معانیه sound مگه seem نیست؟
Sound:1.seem 2.voice 3. make a noise 4. sound the alarm 5.pronounce 6. measure depth
شهریور 15, 1385 at 8:24 ب.ظ
خوب اینا معادلی در فارسی ندارن چون برای ما چه چیزی رو ببینیم چه بشنویم چه لمس کنیم چه حس کنیم در هر حال به نظرمون میرسن نه به چیز دیگه ای!
میتونی اینحوری بگی:
بهش زنگ زد. صداش نشون میداد عصبانیه.
یا بهش زنگ زد. صداش عصبانی بود.
یا:
فلان چیز رو لمس کردم. احساس سردی بهم دست داد. احساس خوبی بود.
شهریور 15, 1385 at 8:45 ب.ظ
داد می زد عصبانی است.
شهریور 15, 1385 at 9:46 ب.ظ
صداش زد.زن عصبانی می نمود.
شهریور 15, 1385 at 10:08 ب.ظ
میشه گفت انگار عصبانی بود
شهریور 16, 1385 at 12:15 ق.ظ
انگار كه عصباني بود.
شهریور 16, 1385 at 3:58 ق.ظ
خوب بهنظر من میشود اصلن sounded را در جملهی فارسی حذفکرد و اینطور ترجمهکرد:
“بهش زنگزد، عصبانیبود.”
شهریور 16, 1385 at 1:29 ب.ظ
خب بستگي به باقي ِ متن دارد، يک وقتهايي ميشود شرح و بسط داد و -مثلاً- نوشت: از روي صداش معلوم بود -يا به نظر ميرسيد- که عصباني باشد. اما نظر ماندانا درست به نظر ميآيد، چون فاعل جملهي اول He است و ما ظاهراً در مورد صداي مفعول ِ مونث، نميتوانيم قضاوت کنيم.
شهریور 17, 1385 at 11:50 ق.ظ
لحنش عصبی به نظر می رسید، یا لحن عصبی داشت، مثلاً؟
شهریور 18, 1385 at 4:07 ب.ظ
معلوم بود عصبيست.
ميشود اينيكي را گذاشت كنارِ آنها يا نه؟ صداش نشون میداد عصبانیه بهنظرم كمي (فقط يككم!)طولانيست. ولي بههرحال، مترجم شما هستيد و خواننده ماييم!!!
شهریور 19, 1385 at 2:25 ق.ظ
صداش از عصبانیت میلرزید/
یا بهترش:
صداش داد میزد که عصبانیه.
هوم؟
شهریور 19, 1385 at 11:15 ق.ظ
سلام امیر جان
من که می دونی این کاره نیستم. اما با توجه به لحن ممکنه بشه گفت عصبی می زد! یعنی کل جمله رو جایگزین کرد… خیلی به حال و هوای لحن محاوره تو داستان بستگی داره اما در کل چون تطابق دو زبان هیچ وقت صد در صد نیست خوب زیاد هم نمیشه خرده گرفت…
شهریور 19, 1385 at 11:39 ق.ظ
فاعل جمله اول با ضميري كه در جمله دوم ميخوانيم فرق دارد. اولي مذكر است و دومي مونث. شايد اينطوري بشود ترجمهاش كرد - بدون توجه به اينكه سن آن مونث چهقدر بوده:
«به دختره زنگ زد. از صداي دختره معلوم بود كه عصباني است.»
شهریور 19, 1385 at 1:45 ب.ظ
خواندن یه داستان جدید از شما همیشه من رو به وجد می آره.داستان هایی با دنیاهایی این قدر متفاوت که هیچ وقت برای آدم تکراری نمی شه. من خوبی خدا رو سه بار خواندم و هر سه بار واقعا کیف کردم. کیفی که نمی شه گفت شبیه کیف دفعه قبل بود!
ممنونم و منتظر.
شهریور 19, 1385 at 9:02 ب.ظ
يك پيشنهاد ديگر، هرچند ممكن است تكراري باشد: عصبانيت از صداش ميباريد.
شهریور 20, 1385 at 2:33 ب.ظ
صداش كه زد ديد عصبانيه.
با اين ترجمه احتمالا مشكل مرجع دو ضمير هم حل مي شود.
شهریور 21, 1385 at 3:14 ب.ظ
به او تلفن كرد.يه جورايي عصباني بود انگار.
شهریور 21, 1385 at 4:50 ب.ظ
ميبينيد كه باز هم نشده. وقتي ميگه sounded از يك طرف همون seemed هست ولي داره ميگه از كجا seemed. به جاش ترديد نگذاريد كه مثلاً يك جورهايي، انگار، ميشد گفت يا تاكيد نكنيد كه از صداش عصبانيت ميباريد يا داد ميزد كه عصبانيه يا همچه چيزايي.
به نظرم هديه نزديكتره. جمله خيلي ساده فقط داره ميگه از صداش فهميد يا حدس زد كه عصبانيه. اين هم همهي كارش نبوده. حرف ميزدند و او اين را هم فهميده. از صداش. واقعاً چهطور ميشه صاف و ساده همين را گفت. تازه اينجا صدا را داريم كه فهم را بيندازيم گردنش. تو دومي كه اوضاع سختتره.
شهریور 24, 1385 at 10:41 ب.ظ
داشتم به این جملهها که فکر میکردم، یک چیزی به نظرم رسید، مثل یک جرقه. یک چیزی که باز، نشاندهندهی اختلافِ ساختاری بین دو زبان است و لزوماً نمیشود (لزومی ندارد) که عین ِ آن ساختار بیگانهای را که ساختار ِ معادل فارسی ندارد، ترجمه کنیم. در جمله داریم sounded و قضیه هم راجع به یک مکالمه تلفنی است؛ خوب، احساس ِ ناشی از صدا (شنیدن صدا) ــ هر احساسی که باشد ــ باید با فعل sound بیان شود؛ درست مثل وقتی که یک چیزی در معرض دید/دیدهشدن است و با فعل seem احساس مربوط به آن بیان میشود. ما در فارسی، هم صدا را با «به نظر رسیدن» توصیف میکنیم و هم تصویر را، البته نه لزوماً در یک ساختار بیگانهنما. «بهش زنگ زد. عصبانی به نظر میاومد./به نظرش اومد که عصبانیه./ انگار عصبانی بود…» (یا: بهش که زنگ زد، به نظرش اومد که عصبانیه.) لزومی ندارد که «صدا» را هم بیاوریم، دارد؟
شهریور 26, 1385 at 12:07 ق.ظ
راست ميگويي. لزومي ندارد. اما وقتي اين كار را ميكني بخشي از اطلاعات جمله را دور ميريزي. دارد به ما آدرس ميدهد كه چهطور به نظرش رسيد. بايد ديد كه ميشود يا نه. تو اين مثال، به قول تو، معلوم است كه از صدايش فهميده،…
راستي، فقط صدا؟ مثلاً اگر كسي با جملهبندي يا كلماتش عصبانيتش را برساند، نميگويند sounded فلان؟