یک متن، دو ترجمه
شنبه, مرداد ۲۸م, ۱۳۸۵ | ویرایش
بعید نبود همه چیز به سن و سال مربوط باشد. آقای شولتس سی سال بیشتر داشت و آقای برمن از او هم مسنتر بود اما به استثنای ایروینگ اکثر افراد بالای بیست سال داشتند، و برای یک آدم مثلا بیست و یک ساله با موقعیت خوب و امکان پیشرفت پسری پانزده ساله یک آشغال به حساب میآمد، که حتی اگر ورودش به این مقولات را غیر عاقلانه و توهین به خودش حساب نمیآورد، دست کم نامناسب میدانست. یکی از همین تیز و بزهای «باشگاه امبسی»، «جیمی جونیو» بود که در «خیابان ویکز» درست دوروبر خانهی ما زندگی میکرد و برادر کوچکش کلاس پنجم با من همشاگرد بود، ناگفته نماند که از سه سالههای کلاس پنجم بود، با این همه چند دفعهای که «جیمی» را دیدم بر و بر به من نگاه کرد در حالیکه باید مرا یادش میآمد.
بیلی بتگیت/ ادگار لارنس دکتروف/ ترجمه بهزاد برکت/ نشر قطره؛۱۳۷۱
گفتم لابد مساله به سن من مربوط میشود. خود آقای شولتس سی و چند سال داشت، آقای برمن از او هم بیشتر داشت، ولی غیر از ایروینگ بیشتر افراد زیر سی سال داشتند، ولی برای آدمی که مقامش خوب باشد و امکان پیشرفت هم داشته باشد و سنش هم مثلا بیست و یک سال بیشتر نباشد، یک پسر پانزده ساله داخل آدم به حساب نمیآید و دخالتش در جریان کاروکسب اگر دست کم خلاف مصلحت نباشد مسلما اهانت به شان همه افراد است. یکی از مامورهای گردن کلفت باشگاه امباسی جیم جولیو بود که بچه خیابان ویکس بود، سر نبش کوچه خودمان، برادر کوچکش هم تو کلاس پنجم همکلاسم بود، اگرچه وقتی من وارد این کلاس شدم سال سومش بود که داشت درجا میزد، ولی یکی دوباری که من جیمی را دیدم اصلا آشنایی نداد، در صورتی که خوب هم مرا میشناخت.
بیلی باتگیت/ای. ال. دکتروف / ترجمهی نجف دریابندری/ طرح نو؛ ۱۳۷۷
۹ دیدگاه to یک متن، دو ترجمه
ترجمهی اول من را کمی گیج کرد، مطمئن نبودم متن را درست فهمیده باشم.
عرض شود چطور است خودت هم در این جور پستها یک اظهارنظری بکنی؟ ما که اهل فن نیستیم، حداقل از یکی از اهل فن بشنویم این دو ترجمه نسبت به هم چه مزایا و معایبی دارند. یا فکر میکنی اظهر من الشمس است؟ والله برای من نیست.
کاش شما که اینکارهاید، متن مرجع را هم در اختیار خوانندگان سایت میگذاشتید. به هر حال از دیدن وب شما بسیار خوشحال شدم و امیدوارم بخت یار باشد که خواندن هایم ادامه داشته باشد.
استاد شما در حال بستری هم که باشید وبلاگتان فراموش نمی شود. تعهد حرفه ای به این می گن دیگه
سلام …شاید به تعداد مترجمین یک متن اصلی ترجمه های متفاوت وجود داشته باشد. که هر کدام بزعم خود آن را ترجمه دقیقتر می شمارند
مرداد ۳۰, ۱۳۸۵
از دقت نظرتون مممنون .نکته ی جالبی بود.
اوووووووووووووه! من هیچ تخصصی تو این زمینه ندارم ولی تفاوت برام ملموس بود! خیلی مقایسه جالبی بود. تا حالا ترجمه رو اینطوری ندیده بودم.
سلام برای شما آرزوی موفقیت و شادکامی دارم مبعث مبارک یا حق
من عاشق دریابندریام!!!
ای کاش متن انگلیسی را هم می نوشتید
مرداد ۲۸, ۱۳۸۵