دیگه دوستت ندارم.
سه شنبه, مرداد ۲۴م, ۱۳۸۵ | تجربه هایی در ترجمه, ویرایش
دیشب میاومدی دنبالم دیگه. کار داشتم دیگه.
حرفتو بزن دیگه. دیگه همه چی تموم شد.
دیگه/دیگر واژهای جالب، به دردخور، و گویاست- به خصوص در گفتوگوها- و در معانی گوناگون به کار میآید.
این کلمه معادل برای چه واژههای انگلیسیست؟ در برخی جاها دیگه/دیگر میتواند -تقریبا- معادلplease باشد، مثلا جمله Please call me را گاهی می توان «به من زنگ بزن دیگه!» ترجمه کرد. یا مثلا در فارسی میگوییم «حرفتو بزن دیگه.» یا «بیا شامت رو بخور دیگه.» ممکن است کنایه از حسرت و خواسته محقق نشده قلبی و معادل I wish و چیزهایی از این دست باشد، مثلا در جمله «قرصاتو میخوردی دیگه.» یا «بهش میگفتی دیگه.» که تقریبا معادل کاشکیست. گاهی کنایه از It’s non of your business است مثلا در جمله «کار داشتم دیگه» همین یک کلمه، محترمانه، کار این جملهی بلند و تند را میکند که: ولی به تو ربطی ندارد که چه کار! گاه معادلیست برای قیود حاکی از قطعیت، نظیر absolutely، badly، و never؛ مثلا در «دیگه حرفتو باور نمیکنم.» یا «دیگه دوستت ندارم.» دیگه/دیگر قطعا معادل واژهها و اصطلاحات انگلیسی دیگری هم هست. فقط باید بیشتر فکر کرد. فکر کنید دیگه! *** پ.ن: جای این واژه و معانی متعددش در فرهنگ اصطلاحات عامیانه ابوالحسن نجفی خالیست.
۸ دیدگاه to دیگه دوستت ندارم.
خیلی خوب بود. آفرین
هوم… جالب بودن ![]()
دیگه چی بگم؟جالب بود دیگه.نظر دیگه ای نیست.موفق باشی.دیگه هم می آم.
خیلی خوب دیگه
مرداد ۲۷, ۱۳۸۵
مثلا شاید بشه برای ترجمه ی جواب “sure” نوشت “آره دیگه”
یا به جای “enough” ، “خیلی خب دیگه”
یک نظری هم داشتم راجه به قسمت اول و مثال های حرفتو بزن دیگه.» یا «بیا شامت رو بخور دیگه.» . فکر می کنم این ها بیشتر معنی عجله کن می دن تا خواهش.
مرداد ۲۷, ۱۳۸۵
dega az in mana nanevesya
it must be your last time?
چه کار سختی خواستهای… فکر کنید! آن هم کی؟ همهی اینهایی که نتیجهی فکر کردنهاشان را نوشتهاند. و من هم بنویسم؟ من فکر کردم در همهی این مثالها بویی از گذشته هست حتی همانها که به گمان شما معادل لطفا هستند و شاید بهتر باشد بگویم به جای گفتن بویی از گذشته بگویم، برآورده نشدن توقعی. در همهی مثالها بویی از برآورده نشدن توقعی هست که شاید این طوری بشود آن بوی زمان گذشتهاش را هم فهمید. شاید این طوری بهتر بشود فکر کرد به کلماتی که شما دیگه را معادل آنها گذاشتهاید. عذرخواهم
با درود
نوشتهی جالب بود.
اما موندم چرا در مقابل اینهمه واژه فرنگی، ما از یک کلمه استفاده میکنیم؟
http://bahmanfarian.persianblog.com
مرداد ۲۴, ۱۳۸۵