دیشب میاومدی دنبالم دیگه.

 کار داشتم دیگه.

حرفتو بزن دیگه.

دیگه همه چی تموم شد.

دیگه/دیگر واژهای جالب، به دردخور، و گویاست- به خصوص در گفتوگوها- و در معانی گوناگون به کار می‌آید.

این کلمه معادل برای چه واژههای انگلیسیست؟

در برخی جاها دیگه/دیگر میتواند -تقریبا- معادلplease  باشد، مثلا جمله Please call me را گاهی می توان «به من زنگ بزن دیگه!» ترجمه کرد. یا مثلا در فارسی می‌گوییم «حرفتو بزن دیگه.» یا «بیا شامت رو بخور دیگه.»

ممکن است کنایه از حسرت و خواسته محقق نشده قلبی و معادل I wish و چیزهایی از این دست باشد، مثلا در جمله «قرصاتو میخوردی دیگه.» یا «بهش میگفتی دیگه.» که تقریبا معادل کاشکی‌ست.

گاهی کنایه از It’s non of your business است مثلا در جمله «کار داشتم دیگه» همین یک کلمه، محترمانه، کار این جمله‌ی بلند و تند را می‌کند که: ولی به تو ربطی ندارد که چه کار!

گاه معادلی‌ست برای قیود حاکی از قطعیت، نظیر absolutely، badly، و never؛ مثلا در «دیگه حرفتو باور نمیکنم.» یا «دیگه دوستت ندارم.» 

دیگه/دیگر قطعا معادل واژهها و اصطلاحات انگلیسی دیگری هم هست. فقط باید بیشتر فکر کرد. فکر کنید  دیگه!

***

پ.ن: جای این واژه و معانی متعددش در فرهنگ اصطلاحات عامیانه ابوالحسن نجفی خالی‌ست.