بچهها چرخهاشان را سوار شدند و پا زدند.
پنجشنبه, مرداد ۱۹م, ۱۳۸۵ | تجربه هایی در ترجمه
هر جا bicycle دیدی نگذار دوچرخه؛ یک بار هم بگذار چرخ.
هر جا to pedal دیدی نگذار پدال زدن یا رکاب زدن؛ یک بار هم بگذار پا زدن.
***
تنوع واژهها و تعبیرها برای یک مفهوم، یکی از خوبیهاش این است که - به خصوص در رمان- متن را از یکنواختی در میآورد و خواننده را از ملال.
۸ دیدگاه to بچهها چرخهاشان را سوار شدند و پا زدند.
عالی… مثل همیشه!
دارم “خوبی خدا” رو میخونم… عالی… مثل همیشه!!!
اشاره ی خوبی بود آقای حقیقت.یاد یکی از استادای خیلی خوب زبان تخصصی مون افتادم.ترجمه خیلی کار شیرینیه.
ولی همیشه این بحث هم هست که وقتی نویسنده یک کلمه رُ همیشه به کار برده، لابد منظوری (یا حتا مرضی!) داشته، و در حالتی که بخوایم پابند باشیم اون تکرار بهتره در ترجمه هم تکرار باشه… اما اگه بحث کلی ترجمهست، قبول، میشه معادل مناسب رُ بنا به موقعیت و لحن داستان انتخاب کرد.
مرداد ۲۲, ۱۳۸۵
mikhastam bedunam aia shoma dastan ham mikhunin darmuredesh nazar bedin? va aia kasi ro mishnasin ke in karo bokone?
motshaker misham age javabam o bedin haminj va ia be e_mail’am
مرداد ۲۲, ۱۳۸۵
به یکدستی متن لطمه نمیزنه؟ یا اینکه یهو نویسنده رو از حال و هوای متن بیرون نمیاره و حواساش رو معطوف “کلمات” کنه؟
مرداد ۲۳, ۱۳۸۵
منظورم “خواننده” بود… اینکه خواننده رو از فضای نوشته بیرون بیاره
سلام
امیدوارم که حالتون خوب باشه
از شما و تمامی دوستان عزیزتون دعوت میکنم یه سری به سایت ۱۰۰۱ شب بزنین
خیلی خیلی خوشحال می شم نظرتون رو راجع به وب سایت بدونم
با احترام - منصور جهانبخش
شهریور ۵, ۱۳۸۵
“بچه ها سوار دوچرخه ها شدند و شروع کردند به پا زدن”. بعنوان یک خواننده، “دوچرخه ها” را برای این متن مناسب تر می دونم.
مرداد ۱۹, ۱۳۸۵