بچه‌ها چرخ‌هاشان را سوار شدند و پا زدند.



هر جا bicycle دیدی نگذار دوچرخه؛ یک بار هم بگذار چرخ.

هر جا to pedal دیدی نگذار پدال زدن یا رکاب زدن؛ یک بار هم بگذار پا زدن.

***

تنوع واژه‌ها و تعبیرها برای یک مفهوم، یکی از خوبی‌هاش این است که - به خصوص در رمان- متن را از یکنواختی در می‌آورد و خواننده را از ملال.  

  • Share/Bookmark
 

۸ نظر

  1. عالی… مثل همیشه!
    دارم “خوبی خدا” رو می‌خونم… عالی… مثل همیشه!!!

  2. اشاره ی خوبی بود آقای حقیقت.یاد یکی از استادای خیلی خوب زبان تخصصی مون افتادم.ترجمه خیلی کار شیرینیه.

  3. ولی همیشه این بحث هم هست که وقتی نویسنده یک کلمه رُ همیشه به کار برده، لابد منظوری (یا حتا مرضی!) داشته، و در حالتی که بخوایم پابند باشیم اون تکرار بهتره در ترجمه هم تکرار باشه… اما اگه بحث کلی ترجمه‌ست، قبول، میشه معادل مناسب رُ بنا به موقعیت و لحن داستان انتخاب کرد.

  4. mikhastam bedunam aia shoma dastan ham mikhunin darmuredesh nazar bedin? va aia kasi ro mishnasin ke in karo bokone?
    motshaker misham age javabam o bedin haminj va ia be e_mail’am

  5. به یک‌دستی متن لطمه نمی‌زنه؟ یا اینکه یهو نویسنده رو از حال و هوای متن بیرون نمیاره و حواس‌اش رو معطوف “کلمات” کنه؟

  6. منظورم “خواننده” بود… اینکه خواننده رو از فضای نوشته بیرون بیاره

  7. سلام
    امیدوارم که حالتون خوب باشه
    از شما و تمامی دوستان عزیزتون دعوت میکنم یه سری به سایت ۱۰۰۱ شب بزنین
    خیلی خیلی خوشحال می شم نظرتون رو راجع به وب سایت بدونم
    با احترام - منصور جهانبخش

  8. مهران صدیقی

    “بچه ها سوار دوچرخه ها شدند و شروع کردند به پا زدن”. بعنوان یک خواننده، “دوچرخه ها” را برای این متن مناسب تر می دونم.

نظر بدهید

Copy Protected by Tech Tips's CopyProtect Wordpress Blogs.