19 مرداد 1385
هر جا bicycle دیدی نگذار دوچرخه؛ یک بار هم بگذار چرخ.
هر جا to pedal دیدی نگذار پدال زدن یا رکاب زدن؛ یک بار هم بگذار پا زدن.
***
تنوع واژهها و تعبیرها برای یک مفهوم، یکی از خوبیهاش این است که - به خصوص در رمان- متن را از یکنواختی در میآورد و خواننده را از ملال.
مرداد 19, 1385 at 3:13 ب.ظ
عالی… مثل همیشه!
دارم “خوبی خدا” رو میخونم… عالی… مثل همیشه!!!
مرداد 19, 1385 at 3:22 ب.ظ
اشاره ی خوبی بود آقای حقیقت.یاد یکی از استادای خیلی خوب زبان تخصصی مون افتادم.ترجمه خیلی کار شیرینیه.
مرداد 21, 1385 at 2:12 ق.ظ
ولي هميشه اين بحث هم هست که وقتي نويسنده يک کلمه رُ هميشه به کار برده، لابد منظوري (يا حتا مرضي!) داشته، و در حالتي که بخوايم پابند باشيم اون تکرار بهتره در ترجمه هم تکرار باشه… اما اگه بحث کلي ترجمهست، قبول، ميشه معادل مناسب رُ بنا به موقعيت و لحن داستان انتخاب کرد.
مرداد 22, 1385 at 8:32 ب.ظ
mikhastam bedunam aia shoma dastan ham mikhunin darmuredesh nazar bedin? va aia kasi ro mishnasin ke in karo bokone?
motshaker misham age javabam o bedin haminj va ia be e_mail’am
مرداد 22, 1385 at 10:24 ب.ظ
به يكدستي متن لطمه نميزنه؟ يا اينكه يهو نويسنده رو از حال و هواي متن بيرون نمياره و حواساش رو معطوف “كلمات” كنه؟
مرداد 23, 1385 at 5:20 ب.ظ
منظورم “خواننده” بود… اينكه خواننده رو از فضاي نوشته بيرون بياره
مرداد 23, 1385 at 7:43 ب.ظ
سلام
امیدوارم که حالتون خوب باشه
از شما و تمامی دوستان عزیزتون دعوت میکنم یه سری به سایت 1001 شب بزنین
خیلی خیلی خوشحال می شم نظرتون رو راجع به وب سایت بدونم
با احترام - منصور جهانبخش
شهریور 5, 1385 at 9:42 ب.ظ
“بچه ها سوار دوچرخه ها شدند و شروع كردند به پا زدن”. بعنوان يك خواننده، “دوچرخه ها” را براي اين متن مناسب تر مي دونم.