کارگاه ترجمه [۲۲]
شنبه, مرداد ۱۴م, ۱۳۸۵ | کارگاه ترجمه
He combed his wet hair, drawing it up into waves and fluffing it with his cupped hands so it stood stiffly over his forehead.
***
ترجمه این جور جملهها هرچه تصویریتر بهتر. تصویری یعنی چنان که خواننده، توصیف نویسنده را به روشنی و سهولت تصور کند.
۵ دیدگاه to کارگاه ترجمه [۲۲]
موهای نمدارش را شانه زد، با دستهای کاسهکردهاش بالا زد و فر کرد و پف داد جوری که بالای پیشانی اش حالت بگیرد.
مرداد ۱۸, ۱۳۸۵
موهای نمدارش را شانه زد؛ دستهایش را کاسه کرد و موهایش را که بالا زده و حالت داده بود پف داد تا روی پیشانیاش سیخ بایستد.
مرداد ۲۰, ۱۳۸۵
با دست موهایش را که شانه کرد و حالت داد و رو به بالا خواباند پف داد تاکاکلش صاف بایستد.
مهر ۱۷, ۱۳۸۵
موهای نم دار خود ر ا به شکل موج گون به بالا شانه زد و بادستانش که کاسه ساخته بود مرتب کرد بگونه ی که کاکلش راست بر سر پیشانی اش قرار گرفت
آبان ۲, ۱۳۸۵
موهای نمدارش را شانه زد بعد بادستهای کاسه کرده اش چتری هایش را فر داد تا روی پیشانی اش بریزد.
مرداد ۱۸, ۱۳۸۵