کارگاه ترجمه [۲۲]
He combed his wet hair, drawing it up into waves and fluffing it with his cupped hands so it stood stiffly over his forehead.
***
ترجمه این جور جملهها هرچه تصویریتر بهتر. تصویری یعنی چنان که خواننده، توصیف نویسنده را به روشنی و سهولت تصور کند.
۰۵/۱۸/۱۳۸۵ at ۱۰:۵۷ ق.ظ
موهای نمدارش را شانه زد، با دستهای کاسهکردهاش بالا زد و فر کرد و پف داد جوری که بالای پیشانی اش حالت بگیرد.
۰۵/۱۸/۱۳۸۵ at ۳:۴۴ ب.ظ
موهای نمدارش را شانه زد؛ دستهایش را کاسه کرد و موهایش را که بالا زده و حالت داده بود پف داد تا روی پیشانیاش سیخ بایستد.
۰۵/۲۰/۱۳۸۵ at ۱:۲۶ ب.ظ
با دست موهایش را که شانه کرد و حالت داد و رو به بالا خواباند پف داد تاکاکلش صاف بایستد.
۰۷/۱۷/۱۳۸۵ at ۵:۵۴ ب.ظ
موهای نم دار خود ر ا به شکل موج گون به بالا شانه زد و بادستانش که کاسه ساخته بود مرتب کرد بگونه ی که کاکلش راست بر سر پیشانی اش قرار گرفت
۰۸/۰۲/۱۳۸۵ at ۱۰:۱۵ ب.ظ
موهای نمدارش را شانه زد بعد بادستهای کاسه کرده اش چتری هایش را فر داد تا روی پیشانی اش بریزد.