برشی از بیلی باتگیت

دوشنبه, تیر ۲۶م, ۱۳۸۵ | ویرایش, چنین کنند بزرگان

احساس لولو روزنکرانتس را درک می‌کردم، غیبت آن زندگانی مانوس؛ زمخت، پرصدا و مکانیکی، با صدای شیپورها و بوقها، صدای سنگین سایش چرخ بر سطح خیابان و صدای گوشخراش ترمزها، تنوع توهین‌آمیز آن همه آدم، و به جای این همه، فضایی چنین کوچک، که به راستی محملی برای خودخواهی و آزادی بود.

بیلی بتگیت/ ترجمه بهزاد برکت/ نشر قطره

می‌دانستم لولو روزنکرانتس الان چه حالی دارد. یعنی از نبودن زندگی به صورتی که ما می‌شناختیم، پر از سروصدا و تاق وتوق و بوق و زنگ و خرخر چرخ و جیرجیر ترمز و خلاصه همه بی‌نزاکتی‌های جورواجوری که از چپاندن آدم‌های زیاد تو جای کم به وجود می‌آید، جایی که آدم می‌تواند حقیقتا آزاد باشد و به خودخواهی‌اش میدان بدهد.

بیلی باتگیت/ ترجمه نجف دریابندری/ انتشارات طرح نو

۵ دیدگاه to برشی از بیلی باتگیت

رمضون
تیر ۲۶, ۱۳۸۵

یعنی این آقای بهزاد برکت قبلاً ترجمه دریابندری رو ندیده بوده؟ یا اگر دیده بوده چرا دوباره ترجمه کرده؟ البته با همین یه دو جمله نمیشه درباره این دو ترجمه داوری کرد.

سارا دشت پیما
تیر ۲۷, ۱۳۸۵

در ترجمه استادانه نجف دیابندری حرفی نیست.ولی ترجمه بهزاد برکت زودتر منتشر شده بود.راستی شما دعوایی را که سر گور به گور راه افتاد یادتان هست.

پیمان
تیر ۳۰, ۱۳۸۵

برای عزیزانی که نظر داده اند احترام قائلم، ولی به نظرم جناب حقیقت بهتر است متن انگلیسی نیز ارائه شود تا بهتر بتوانیم ترجمه ها را بسنجیم. ولی این نظر هم که چون جناب استاد این کتاب را ترجمه کرده است پس برکت نمی بایست ترجمه اش می کرد، ببخشید کمی شخصیت پرستی افراطی به نظر می رسد. با عرض پوزش، ترجمة آقای برکت به نظر بنده نه بد بود و نانامفهوم، ترجمة استاد آزادتر است و عامیانه تر. با تشکر

پیمان
تیر ۳۰, ۱۳۸۵

ببخشید، من نظر اول (رمضون) را خوب نخوانده بودم، لطفاً پوزش مرا بپذیرید. منظور ایشان گویا این است که چرا آقای برکت دوباره کاری کرده است. ولی در هر حال، نظر من این است که ترجمة آقای برکت خوب است و خوش خوان.

لرد شارلون
مرداد ۱, ۱۳۸۵

کاری به این که کدام زودتر ترجمه کرده‏اند ندارم. من ترجمه نجف دریابندری را خوانده‏ام و با مقایسه این چند خط، به نظرم فضای داستان را به‏تر نشان می‏دهد. یعنی انتخاب ادبیات‏ای عامیانه برای بیلی که پسربچه‏ای بی‏کاره است و وارد آن گروه می‏شود خیلی مناسب‏تر به نظر می‏آید تا مثلاً گفتن این که “محملی برای آزادی و خودخواهی” از زبان او.

دیدگاه‌تان را بنویسید:

*
To prove that you're not a bot, enter this code
Anti-Spam Image