کارگاه ترجمه [۲۱]
شنبه, تیر ۱۷م, ۱۳۸۵ | کارگاه ترجمه
A house is a home when it shelters the body and comforts the soul.
۱۷ دیدگاه to کارگاه ترجمه [۲۱]
be chaar-divaari ‘i mishavad lafz e “khaane” raa etlaaq kard ke ham tan at raa aasaayesh dahad va ham ravaan at raa aaraamesh bakhshad.
(tarjome ye “shaamloo’i” kardamaa. ziaad khorde nagirin!)
wow
چاردیواری وقتی خانه میشود که پناه تنت باشد و آرام روانت.
یه خونه موقعی واسه خودت میشه که جان پناه جسمت
باشه و مسکن روحت
albate mosakken, va na maskan
یک خانه زمانی منزل تو میشود که پناه جان و آرام روانت باشد
تیر ۱۸, ۱۳۸۵
وطن آنجاست کازاری نباشد کسی را با کسی کاری نباشد(ترجمه اوالترا آزاد)
خانه وقتی خانه است که پناه جان و آسودگی تن را فراهم کند
تیر ۱۸, ۱۳۸۵
چاردیواری وقتی خانه میشود که پناه تنت باشد و آرام روانت.
pasandidam. vali chiz i kam daarad. ya’ni YE chiz i kam daarad:
ye chaardivaari…
مکان زندگی تو زمانی خانه نام دارد که پناهگاه وجودت باشد و آسایش روحت.
با اجازه, من به شما لینک دادم!
در مورد جمله ی بالا هم با خانم سارا دشت پیما موافقم!
![]()
خانه زمانی خانه است که جسمت را پناه دهد و روحت را آرامش ببخشد
یک خانه زمانی سرپناه است که پناهگاه جسم باشد و آسایشگاه روح.
(ولی بهنظرم تا اینجا ترجمه هادی نیلی از همه بهتر است!)
تیر ۲۱, ۱۳۸۵
یک سرپناه زمانی خانه انسان است که مسکن جسم و مامن روح باشد.
تیر ۲۲, ۱۳۸۵
من که عملا کم آوردم در مقابل جمله ی هادی نیلی، زیبا بود…
تیر ۲۲, ۱۳۸۵
خانه وقتی خانه است که پناه تن باشد و آرام جان.
اشتباهی که کردم را اصلاح میکنم:
چاردیواری وقتی خانه میشود که پناه تن باشد و آرام روان.
لزومی ندارد بگویم: … پناه تن”ـت” باشد و آرام روان”ـت”.
مرداد ۱, ۱۳۸۵
خانه زمانی خانه است که سر پناه تن و آرام گاه روح باشد.
آبان ۲, ۱۳۸۵
خانه، مأمنی است برای جسم و آرامگاهی برای جان و دیگر هیچ.
تیر ۱۷, ۱۳۸۵