آیا شاملو مترجم بدی‌ست؟ [۱]

پنجشنبه, تیر ۱۵م, ۱۳۸۵ | درباره ترجمه, درباره زبان, چنین کنند بزرگان, یک حبه قند پارسی

آیا شاملو همه‌ی متن‌ها را یک‌سان ترجمه می‌کند؟

دیگه سنم زیاد بود. بیش از پنجاه سال داشتم. دیگه اون تاب‌وتوون جوونی رو از دست داده بودم، گرچه وقتی هم جوون بودم همچین تحفه‌یی نبودم، ولی خب،هرچه باشه جوونی یه چیز دیگه‌ییه. چیکار باید می‌کردم؟ نه راه پس داشتم نه راه پیش، باید به هر ترتیبی بود خودمو زودتر از اون بی‌شرف به کلانتری می‌رسوندم. پا گذوشتم به دو.

دونده برنده است/ عزیز نسین

او در یک‌جا زندگی می‌کند، همسرش در جای دیگر. چه داستان غم انگیزی! امان از شما زن‌ها که چه بسیار مایه‌ی بدبختی مردان بزرگ می‌شوید. آیا این که اغلب مردان بزرگ بی‌عقبه می‌مانند گناه شما نیست؟ ای پرتغالیان، مسوولیت تربیت دخترانتان بر گردن شماست! نگذارید دخترانتان برهم زننده کانون گرم خانواده از کار در آیند! داستان ما به پایان رسید.

همسران هنرمندان/ آنتون چخوف

آنها پیش می‌روند. آنها شراب ننوشیده‌اند. شبان‌گاه که خفته‌اند سردشان نشده است، نلرزیده‌اند. سپیده‌دم شبنم خیس‌شان نکرده است. شب در میان مه رودخانه نخفته‌اند؛ خوابگاهشان در پناه و پناهگاهشان گرم بوده است. صبح، شاداب و سرخوش از خواب برخاسته‌اند. زانوهاشان نیرومند است و قدم‌هاشان استوار. نگاه‌شان مضطرب نیست، آشفته نیست. دو تا نمی‌بینند.

سفیدها و سیاها/ بلز ساندرار

راستش… والا نمی‌دونم… صبحیه داشتم تو کوچه می‌رفتم… ساز هم زیر بغلم بود… یک سیاه قلچماق که تا حالا رنگشم ندیده بودم جلوم سبز شد و ازم پرسید: «بانجوت چند؟» منم به شوخی به‌ش گفتم: یه دلار. به خدا اصلا فکرشم نمی‌کردم که همچی پولی ته کیسه‌ی اون کاکا جٌلمبری پیدا بشه… یه دفه دیدم کاکا سیاهه دس کرد ته جیب‌اش و یه دلار درآورد دراز کرد طرف من! می بینی تو رو خدا؟…

ماجرای بانجو/ ارسکین کالدول

سی‌چه - دوشیزه‌یی که به زیبایی شهره بود- بیمار و بستری شد. می‌گفتند بیماری قلب دارد، خود از این سبب بود که او را در همه حال دست بر سینه نهاده و ابروها به هم درکشیده می‌دیدند. اما این هر دو به جلوه‌ی زیبایی رخسارش بسی می‌افزود.

هم در آن کوی دختری زشت‌روی نیز بود که گمان می‌برد زیبایی دل‌انگیز سی‌چه از آن است که دست بر سینه می‌گذارد و ابروها به هم در می‌کشد. بر اثر پنداری چنین نادرست، از آن پس همه‌گاه دست‌ها بر سینه می‌نهاد و ابروان پرموی سیاه به هم در می‌کشید - شیوه‌ی زشتی که از آنچه بود زشت‌ترش باز می‌نمود و پراکنده‌گان دور و برش را پراکنده‌تر می‌کرد!

خلق را تقلیدشان…/ افسانه‌های کوچک چینی

***

۹ دیدگاه to آیا شاملو مترجم بدی‌ست؟ [۱]

فضول
تیر ۱۵, ۱۳۸۵

علمای قدیم می گفتند در هر قیاس هفت وحدت شرط دان. یکی از آن وحدت ها وحدت زمان است. این ترجمه های شاملو مربوط به دوره های مختلف زمانی است و در هر یک از این دوره ها متر و معیار ترجمه ی خوب جیز متفاوتی بوده است. آل احمد در جایی نوشته است برای یادگرفتن انگلیسی شروع کردم به ترجمه ی "عبور از خط" ارنست یونگر. گمان می کنم اصل کتاب آلمانی باشد. بعد با تکیه بر عبور از خط غربزدگی را نوشت. حالا کمتر برای یاد گرفتن ترجمه می کنند و کسی هم نظریه پردازی سیاسی را بر مبنای ترجمه از زبان دوم توسط آدمی که نه فلسفه می دانست و نه زبان انگلیسی جدی نمی گیرد. حداقل در هر دهه در زبان فارسی اتفاق هایی افتاده که نگاه ما را به ترجمه متحول کرده است. قضاوت با شناخت امروزی در مورد آثاری که در زمان های متفاوت ترجمه شده اند کمی تا اندکی اشکال دارد.

امیرمهدی حقیقت: جناب فضول! با این نگاه هیچ گاه نمی‌توان درباره آثار هیچ نویسنده و مترجمی اظهار نظر کرد.

مازی
تیر ۱۶, ۱۳۸۵

ببینید آقای حقیقت،روی این قضیه زیاد تو دانشگاه ما بحث شده… بین استادا و دانشجو ها… واقعیت اینه که شاملو مثلا رمان پابرهنه ها رو خیلی خوب ترجمه کرده… یعنی حق مطلب رو ادا کرده ولی روی هم رفته حق با شماست… کارای ترجمه ش شبیه همه… از ترجمه شعر هاش تا ترجمه داستانهاش… همه یه زبون دارن… انگار که همه رو یک نویسنده نوشته باشه

- ببینم، یعنی برش‌های بالا تفاوت لحن و سبک را نمی‌رساند؟!

یوحنا
تیر ۱۷, ۱۳۸۵

سلام! راجع به شاملو حقیقتش اینه که این روزها هر وقت کتاب شعر ترجمه میشه نمی دونم چرا مترجمینش سعی دارن به زبان و روش شاملو ترجمه کنند در نظر بگیر مثلا پره ور میگه هلا ای دردی آشمان کز///////

مانی
تیر ۱۷, ۱۳۸۵

امیرمهدی حقیقت جان، برش های بالا را بر چه اساسی انتخاب کرده اید؟

- بر اساس تفاوت در لحن و سبک.

ناهید
تیر ۱۷, ۱۳۸۵

آقای حقیقت سلام. چند وقت پیش در ایسنا خوندم که خسرو ناقد مجموعه ای از شعرهای لورکا رو ترجمه کرده که البته ارشاد گیر داده و هنوز جواز نگرفته. خدا کنه منتشر بشه تا یه امکان مقایسه با ترجمه های شاملو از لورکا دستمون بیاد. بخصوص که به ظاهر ناقد از زبون اسپانیایی ترجمه کرده. بنظرم هیچ چاره ای نیست جز مقایسه. در مجله ترجمه هم بیشتر وقتها مرحوم امامی از روی مقایسه ترجمه های مختلف رو نقد میکرد. مرسی و خداحافظتون.

فضول
تیر ۱۷, ۱۳۸۵

نه می شود قضاوت کرد به شرطی که زمان را فراموش نکنیم. مثلا ترجمه های جنگ و صلح سی سال پیش را با ترجمه امروزیش مقایسه نکنیم. آیا به نطر شما درست است آثار داستانی دهه ی چهل را با آثار دهه ی هشتاد مقایسه کرد؟ داستان نویسی فارسی در آن زمان در مراحل ابتدایی تکوین خود بود و حالا سربرکشیده و یلی شده. زبان فارسی تحول اساسی پیدا کرده است و در این زمینه ورز آمده. ما به نظریه های ادبی تازه مجهز شده ایم. دنیا شاهد دگرگونی های عظیم فلسفی ادبی اجتملعی و سیاسی شده است. مگر می توان این همه را نادیده گرفت؟

نه. این‌ها را نباید نادیده نگرفت.

مانی
تیر ۱۷, ۱۳۸۵

یک بار هم بر اساس تشابه در لحن و سبک انتخاب کنید. این یکی از نرمهای تحقیق است که محقق موظف است درپی فاکتورهایی جستجو کند که خلاف ادعای خود او را ثابت می کند. در غیر این صورت ما با ایدئولوژی سروکار داریم.

- مانی عزیز، ایدئولوژی تعریف دیگری دارد. بنای من این است که ببینم آیا می‌توان برای برخی فرضیه‌ها نمونه‌های نقض پیدا کرد یا نه. یکی از آنها این است که شاملو همه ترجمه‌هاش یکسان است.

Dead Writer
تیر ۱۷, ۱۳۸۵

شاملو یک پیامبر است

مانی
تیر ۱۷, ۱۳۸۵

منظورم این بود که ببینید برای این فرضیه که «ترجمه های شاملو یکسان نیست» هم می توانید نقضی پیدا کنید

دیدگاه‌تان را بنویسید:

*
To prove that you're not a bot, enter this code
Anti-Spam Image