تو موهای طلایی داری- نجفی./ تو موهات رنگ طلاست- شاملو.
یکشنبه, تیر ۱۱م, ۱۳۸۵ | تجربه هایی در ترجمه, چنین کنند بزرگان
نیستم استاد ابوالحسن نجفی عزیز! این را نیستم: «شاملو شازده کوچولو را خوب ترجمه نکرده است و اساساً مترجم خوبی نیست و ترجمههایش بد است.»
***
۲۳ دیدگاه to تو موهای طلایی داری- نجفی./ تو موهات رنگ طلاست- شاملو.
سلام. واکنش شما، واکنش یک مترجم نیست، واکنش یک ایدئولوگ است.
تیر ۱۱, ۱۳۸۵
آقای حقیقت! شاملو نه تنها “شازده کوچولو” را بد ترجمه کرده و زبان و سبک و ریزه کاری های متن اصلی فرانسه را نتوانسته منتقل کند، بلکه لورکا را هم خراب کرده. بله “خراب”! شاملو زبان دان نبود و هیچ زبان اروپایی نمی دانست. برای شما که مترجم هستید همین کافی نیست؟ می توانید تصور کنید که بدون دانستن زبان و آشنایی با چم و خم های زبان، بتوان ترجمه ای خوب از متنی ارائه داد؟ شما و دیگران اینقدر در مورد شاملو حساسیت و تعصب نشان ندهید. شاملو شاعری بی نظیر بود که البته بیشتر نام و نان مخالفتش با نظام های حاکم را خورد. با این همه برخی از شعرهایش جاودانه خواهند شد. ان شاءالله!
تیر ۱۱, ۱۳۸۵
از آنجایی که با زبان فرانسه آشنایی دارم و اصل کتاب را بارها و بارها به زبان فرانسه خوانده ام و همچنین ترجمه آقای شاملو و آقای محمد قاضی را ، به نطر من هم سبک ترجمه آقای شاملو مطابق سبک متن اصلی نیست. شخصا عاشق ترجمه آقای محمد قاضی هستم و فکر می کنم تا حد بسیار زیادی لحن آن زیبا و نزدیک به متن به زبان فرانسه است. نکته جالبی که دیده ام این است که معمولا افرادی که آشنایی به زبان فرانسه ندارند ترجمه آقای شاملو را بیشتر دوست دارند در حالی که کمتر شاعرانه است !
تیر ۱۱, ۱۳۸۵
بررسی کاملاً علمی ترجمهها بدون توجه به نام مترجم!!
یک بار امتحان پایان ترم ترجمه با آقای نجفی، به عنوان امتحان ۴ ترجمه از یک صفحة شازده کوچولو را به ما داد و بدون نام مترجمها را بیاورد گفت اینها را بررسی کنید و بگویید کدام ترجمه بهتر است و دلیل بیاورید.
من از آنجایی که تنها ترجمه شاملو را میشناختم و میدانستم آقای نجفی صد در صد با این ترجمه مخالف است، بلافاصله ترجمه شاملو را کنار گذاشتم. بعد بین سه تای دیگه هم یکیاش که خیلی قدیمی بود و الان اسم مترجم یادم نمیاد؛ اون رو کنار گذاشتم و بعد بین دو تا گیر کردم. میدانستم حتماً یکیش مال قاضی است. اما آن موقع نمی دانستم نجفی هم ترجمه کرده. متن قاضی را درست حدس زدم و آن را بهترین ترجمه معرفی کردم.(چون میدانستم نجفی قاضی را خیلی قبول دارد) اما تا توانستم از ترجمه چهارم ایرادهای اساسی گرفتم. بعد که نمرهام ۱۵ شد، فهمیدم عجب سوتی دادم. از ترجمه استاد این همه ایراد گرفته بودم!
تیر ۱۱, ۱۳۸۵
امیر مهدی جان. اساسا چنین مقایسه هایی راه به جایی نمی برد. البته استاد اصفهانی بازی در می آورد و البته در مقایسه با شاملو -اگر اکادمیک نگاه کنیم شاید مترجم بهتری هم باشد. اما آنچه شاملو از زبان فارسی می دانست ایشان یک هزارمش را هم بلد نیست؛ حتا در مقایسه با سروش حبیبی هم عقب تر است. هر چند انصافا نثر فارسی را خوب می شناسد اما کمیتش در زبان فارسی لنگ است. فرهنگ فارسی دو جلدی اش داد می زند استاد قلمروش در زبان فارسی چه قدر تنگ است . از جایی که نشسته سال هاست نه یک قدم جلو رفته نه عقب . آن چیزی که شما به عنوان مترجم وشیفته ی زبان فارسی دنبالشی استاد ندارد و اعتراضت به جاست منتها شاید به توضیح بیشتری نیاز داشت همان طور که حرف های استاد…
–
امیرمهدی حقیقت: منظورت را از تنگی قلمرو در زبان فارسی نمیفهمم. کار استاد نجفی در این کتاب منحصر به فرد است. دومی ندارد. قدر این کتاب را حالا حالا زود است بدانیم و بدانند.
من فرانسه نمی دونم بنابراین متن فرانسه شازده کوچولو رو هم نخوندم.اما رشته تحصیلی ام زبان اسپانیایی است و در مورد ترجمه های شاملو از اشعار لورکا می تونم بگم هرچند بسیار شاعرانه و زیبا است اما به متن اصلی خیلی نزدیک نیست. در واقع شاملو از نو شعر می گفته و خیلی ترجمه نمی کرده (شاید در ترجمه شعر همین مهم باشه، نمی دونم)…البته این در مورد شعرهایی است که ما در کلاس های ترجمه و تجزیه تحلیل بهش پرداختیم. حتی استادی داشتیم که می گفت برخی شعرهای شاملو تاثیر شدیدی از لورکا گرفته … مثل “چه بی تابانه می خواهمت ای دوری ات آزمون تلخ زنده به گوری…”
می خواستم بگم که من هم وقتی خبر رو تو روزنامه خوندم که آقای نجفی گفته بودن شاملو بد ترجمه کرده، ناراحت شدم و خوشایندم نبود…
سوال این است: از ترجمه چه میخواهیم؟ وفاداری به اصل مطلب؟ یا زیباییی نتیجهی نهایی؟ یا تاثیر مشابه گذاشتن بر مخاطب زبان جدید؟ در مورد نثر فکر کنم اکثر افراد امروزه روز بر باور اولاند (گیریم در مورد شعر چنین توافقی وجود ندارد). اما سوال این است که آیا این باور الزاما درست است؟
من تنها ترجمهی شاملو را خواندهام. در نتیجه نمیتوانم بگویم کدام بهتر است. اما نتیجهی کار شاملو به اندازهی کافی خوب است که خیلی دوستاش داشته باشم. بقیه را نمیدانم. اما تا جایی که دیدهام تعداد عاشقان ترجمههای دیگر کمتر است. شاید به خاطر نفوذ شاملو بر قلب مردمان باشد. نمیدانم!
بگذریم … تنها یک چیز دیگر. یکی از دوستانام که زبان فرانسه هم خوب میداند به من گفته بود که ترجمهی شاملو از متن اصلی هم زیباتر است.
تیر ۱۱, ۱۳۸۵
مزیت انکار نشدنی کار شاملو، متن بسیار محکم فارسی است، متنی که از زبان مبدأ، هیچ چیز وام نمیگیرد. در متن شاملو، گرته برداریهای معمول و نامعمول مترجمان تازه کار بالکل نیست. در متن شاملو، کسی بر کسی آتش نمیگشاید، کسی از کوتاهی قد رنج نمیبرد، کسی …
تیر ۱۲, ۱۳۸۵
بروتوس تو هم!!!!!!!!
امیر مهدی حقیقت
همه می دانند که شاملو حتی دیپلم هم نداشت.البته از نسل خود ساخته ای است .شاعری بی نظیر و زبان آوری بی همتاست.اوایل که ترجمه می کرد می نوشت تقریر فلان کس و ترجمه شاملو.بعد ها که شهرت بیشتری یافت و بیشتر نان مخالف خوانی ها و مظلوم کشی هایش را خورد نمونه اش ترجمه دن آرام به آذین بدبخت بود دیگر واژه تقریر را حذف کرد. من با نظز استاد نجفی کاملا موافقم.شازده کوچولو را خراب کرده. شما خودتان مترجم هستید و تعریف مترجم از نظر علمی روشن است. بدون دانستن زبان و آشنایی با چم و خم های زبان، نمی شود ترجمه ای خوب از یک متن ارائه داد. ترجمه آقای شاملو را باید به گوییم شازده کوچولو به روایت شاملو. مثل حافظ شاملو.برای همین است که شاملو همه ترجمه هایش یک زبان دارد.از آلکسی تولستوی بگیر تا ارسکین کالدول و روبر مرل.
تیر ۱۲, ۱۳۸۵
[...] از بچگی شاملو را دیدهام و حرفهایش را شنیدهام و کارهایش را دیدهام. میدانم چقدر در قیاس با خردهگیرانش بزرگ بود.
تیر ۱۲, ۱۳۸۵
امیر جان
منظور من از قلمرو استاد منابع مورد استفاده ی ایشان در تالیف فرهنگ دوجلدی است.کسی منکر ارزش کار نبوده ونیست عجالتا ایشان شاه بلافصل حوض بی ماهی ست…بحث من زبان فارسی است نه درانداختن دونفر در گود زور خانه به جان هم.کشاندن بحث به این سمت و سوها کار من وشما نیست. درک زبان یعنی کسی شما را شما خطاب کند وشما اورا تو.مشکل از همین چیزهای کوچک شروع می شودومی رسد به انجا یی که الان رسیده.هربحث ودیالوگی به وهن وابتذال می رسد.قربانت…
تیر ۱۲, ۱۳۸۵
I also have the impression that Shamlou’s poetry is overrated. Some of his poems are more word-plays and riddles to be solved, rather than verses to be felt and enjoyed.
من اسم کار شاملو رو ترجمه نمیذارم . شاملو بنیه ادبی و احساسی قوی ای داشته ، درست. ولی این که دلیل نمیشه که بنابر میل و سلیقه خودش برای کلمات متن اصلی معادل بسازه یا سعی کنه خودشو به رخ بکشه . به نظر من le petit prince با ترجمه شاملو یه جور تفسیر شاملو از این متنه ، نه ترجمه .
به خانم دشتپیما:
منظورتان از “بدون دانستن زبان و آشنایی با چم و خم های زبان” زبان فارسیی شاملو که نیست؟
تیر ۱۳, ۱۳۸۵
سولوژن عزیز منظور من خیلی روشن است در تعریف مترجم آمده است کسی که زبان مبدا و مقصد را بداند.خوب وقتی درسش را نخوانده ای و علمش را نداری فارسی ات هر قدر هم خوب باشد لنگ می زنی برای این که اول باید بدانی چه خوانده ای بعد به دیگران منتقل کنی. مگر این که قائل به وحی باشی و فکر کنی که با امداد غیبی ترجمه کرده است.همین آقای حقیقت را به رغم برخی انتقادها که به کارش دارم ببینید.بابای خودش را در می آورد تا کلمه ای را که احیانا در معنی اش شک دارد پیدا کند. زبان خوانده و ادبیات می فهمد فارسی به نسبت معقولی هم بلد است.البته ببخشید که لحنم مادر بزرگی شد. کسی منکر ارزش ادبی کارهای شاملو نبوده ونیست. عجالتا ایشان مرده اند و ما مرده پرستان و بت پرستان را به حال خود گذاشته اند.قرار نیشت شاملو را مرجع تقلید کنیم و به دست بوسش برویم. جایگاه او را حفظ کنیم و حرمتش را در اندازه ای که هست نگه داریم خودش هم راضی تر است. قربانت…
–
امیرمهدی حقیقت: دوستان، لطفا بحث خودتان را بکنید. در این میانه، به "آقای حقیقت" چهکار دارید؟!
تیر ۱۳, ۱۳۸۵
ببخشید دچار شور حسینی شده بودیم
سلام امیرمهدی گرامی.
حتما میدانید که یکی از ویژگیهای زبان، آن چیزی است که به آن «نیروی نرماتیو زبان» میگویند. زبان به واقعیت شکل میدهد و ارتباط زبانی هنجارهای اجتماعی را تقویت میکند، به عبارت دیگر، سبب استمرار آنها میشود.
یکی از مواردی که در ترجمه شما از داستان «سامشپارد» توجه مرا به خود جلب کرد، سخن خانم فروشنده بود که در وقت دریافت سفارش به مشتری میگوید: «امرتون؟». واقعیت این است که این سخن نمیتواند از این دخترخانم فروشنده باشد. اصل نوشته را نمیشناسم اما بعید به نظر میرسد که او به مشتری بگوید: «امرتون»، بلکه احتمالا از عباراتی نظیر: «خواهش میکنم …»، «چی میل دارید» و نظایر آن استفاده میکند. اما اشکال مسئله کجاست؟
«اوامرشما، عرایض بنده» حاکی از هیرارشی اجتمعای بخصوصی است که نوع خاصی از روابط اجتماعی، از جمله ارتباط زبانی در آن حاکم است. با این وصف آیا توقع بازنگری و قابلیت فاصلهگرفتن از مناسبات اجتماعی از سوی مترجم، توقعی بیجاست؟ من اینطور فکر نمیکنم.
ترجمه «خواهش میکنم» یا «چی میل دارید» به «امرتون» در واقع نوعی جعل نامجاز در روابط اجتماعی و جدول ارزشی فرهنگ یا جامعهای است که متن در آن خلق شده است.
یکی از خصوصیات ترجمههای شاملو ترجمه باب مذاق ایرانی و عدم توجه به همین ظرافتهای فرهنگی است.
به مثالهایی که خودتان آوردهاید توجه کنید:
«ولی او [روباه من] به تنهایی مهمتر از همهی شماست» (نجفی).
«اما او [روباه من] به تنهایی از همهی شما سر است» (شاملو).
البته که «از همه شما سر است» بهتر از «مهمتر از همه شماست» روی زبان ما میلغزد، اما در ترجمه نجفی صحبت از «اهمیت» است، شاملو اما تلویحا ارزش اجتماعی جامعه ایرانی را در امر ترجمه دخالت میدهد: از شما سر است، یعنی از شما «بالاتر» است. و این بیشتر به ذهنیت شاملو مربوط است تا به شازده کوچولو.
در مورد بعدی نیز متن بلاواسطه از ذهنیت شاملو گذشته است:
«من خیال میکردم که گلی یکتا دارم و خودم را ثروتمند میدانستم» (نجفی).
«مرا باش که فقط با یک دانه گل خودم را دولتمند عالم خیال میکردم» (شاملو).
«ثروتمند» در جامعه ما «دولتمند» است و دولتمندان در جامعه ما ثروتمند هستند …
درباره ترجمه شاملو از یکی از اشعار مارگوت بیکل چیزی نوشتهام:
۱-راستاش تا جایی که میبینم من خواسته بودم نظرتان را در مورد زبان فارسیی شاملو بگویید و نه زبان فرانسه یا انگلیسیی او. در واقع این گفتهتان بود که شفاف نبود و نیاز به شفافسازی داشت.
۲-وقتی میگویید “تعریف مترجم از نظر علمی روشن است” منظورتان این است که تعریف “فن” ترجمه (و نه علم!) در کتابهایی که سال اول دانشگاه به دانشجویان مترجمی میآموزند آمده است دیگر، نه؟
۳-شما برای نقد چیزی (مثلا ترجمهی شاملو) به شیوهی نقد نویسنده روی آوردهاید. اینکه طرف بیسواد بوده است و دیپلم نداشته است و فلان و بیسار مرا یاد سبکای خاص از نقد میاندازد. چرا در مورد خود اثر صحبت نمیکنید؟
۴-برای بار چهارم یا پنجم در این وبلاگ میگویم که من تنها ترجمهی شاملو را خواندهام. ادعایی ندارم که ترجمهاش دقیق است یا نیست چون متن اصلی را ندیدهام. اما در همین چند نمونهای که در این وبلاگ پیشتر آمده است به وضوح میبینم که زبان شاملو برتر از زبان مترجمان دیگر است. همچنین به نظر نمیآید ترجمهی شاملو وفاداریی کمتری به متن اصلی داشته باشد. همهی ترجمهها یک چیز را ترجمه کردهاند. این موارد را نگاه کنید (از پستهای قبلیی همین وبلاگ کپی میکنم):
-تو موهای طلایی داری.
-تو موهات رنگ طلاست.
-من خیال میکردم که گلی یکتا دارم و خودم را ثروتمند میدانست.
-مرا باش که فقط با یک دانه گل خودم را دولتمند عالم خیال میکردم.
ببینید کدام ترجمه زیباتر است.
۵-من از شاملو همانقدر خوشام میآید که پیش از مرگاش خوشام میآمد. عاشقاش هم نیستم و شاعر مورد علاقهام نیست. ربط این بخش صحبتهایتان به نوشتههایام را خوب متوجه نشدم. شما احساس میکنید من مردهپرستی میکنم؟ این بخش صحبتتان هم که شد شبیه به همان بخش دیپلم و زیردیپلم!
تیر ۱۳, ۱۳۸۵
ترجمه های شاملو، نحفی و قاضی در بازار است و می توان آن ها را با اصل کتاب مقایسه کرد و اگر به چیزی مثل “ترجمه ی ناب محمدی” اعتقاد نداشته باشیم می توان به طور نسبی جایگاه این ترجمه ها را معین کرد. اما در این اظهار نظر آقای نجفی (با اقرار به همه ی مراتب فضل و کمالاتش) جنبه های سیاسی پررنگ تر است. آقای نجفی در سخنرانی معروف خود با عنوان “تهاجم فرهنگی” در فرهنگستان کلی پیزر لای پالان آقای حداد عادل گذاشت. به گمان من آن اظهارات و تکیه ی مکرر ایشان به عنایت بالاترین مقامات کشور به کتاب غلط ننویسیم بااین نکته اخیر بی ارتباط نیست.
آقای رحماندوستم یه ترجمه ی قشنگ از شازده کوچولو دارن.اما زیاد سخت نگیر.اون چیزی که قرار بود اتفاق بیفته الان افتاده. به قول اگزوپری: ما چون معنی زندگی رو میفهمیم عدد و رقم برامون مفهومی نداره
سلام
اولا دستت درد نکنه به خاطر مطللب خوبی که تو سایتت میگذاری.
حرف نجفی از خیلی جهات درسته. با تمام عشقی که به شاملوی شاعر دارم، ولی باید بگم شاملو در ترجمه داستان و رمان و تمایشنامه موفق نبوده، چون مهمترین اصل ترجمه را که به نظر من انتقال لحن اثر و سبک نویسنده است، رعایت نکرده. همه چیزهایی که ترجمه کرده انگار نوشته خودش بوده و به همین خاطر لحن یکسانی داشتهاند. این کار در ترجمه شعر خیلی خوب جواب میده و ترجمههای شاملو از شاعران مختلف عالیان
حتی اگه تمامشان به زبان شاملو باشن.
تیر ۱۹, ۱۳۸۵
سلام،
من به زبان فرانسوی در سطح نسبتا بالائی تسلط دارم. اصل کتاب را تقریبا حفظم. برای آقای شاملو هم کلی احترام قائلم، بی هیچ تعصبی. با نظرهای محمود و سانا (۲ و ۳) موافقم که سبک ترجمه آقای شاملو مطابق سبک متن اصلی نیست، غلط هم دارد، هرچند به به فارسی روان و سلیس و خوشایند به گوشی نوشته شده باشد.
شازده کوچولوی آقای شاملو بسیار زیباست، ولی شازده کوچولوی شاملو ست نه شازده کوچولوی سنتگزوپری! آقای محمدعلی جمالزاده هم این پروبال گسترده را در ترجمه به خود می داد. آقای ذبیح الله منصوری هم همین طور، البته کمی بیشتر از شاملو، ولی اساس کار بر همین آزادی زبان و اندیشه ی مترجم بود. منتهی او خواننده را خبر می کرد و روی کتابش می نوشت: «ترجمه و اقتباس ذبیح الله منصوری».
تیر ۱۱, ۱۳۸۵