هزار نکتهی باریکتر ز مو اینجاست…
پنجشنبه, تیر ۸م, ۱۳۸۵ | تجربه هایی در ترجمه, کارگاه ترجمه
در متنی نیمه داستانی، صحبت از brass magazines است در جیب عدهای سرباز. شاید آنچه در وهلهی اول به ذهن مترجم برسد این است که برود سراغ مدخل brass، ببیند جز «برنجی»، چه معنی دیگری میدهد، و در آنجا به معادل «بی شرمی، وقاحت» بر میخورد. بعد میبیند چند مدخل پایینتر، brassy است که یک معنیاش جلف و وقیح است. و در اینجاست که با سفاهت تمام [!]، ممکن است تفسیر کند که لابد سربازان در جیبهاشان مجلات قبیحه داشتهاند، که البته نمونههایی از آن را در تاریخ جنگها هم شنیده و خوانده. اما انگار یک جای کار میلنگد. یک درصد شک میکند. به یاد این جمله استاد سیدحسینی میافتد که: اگر ۹۹ درصد احتمال درست بودن جملهای را که آن را ترجمه میکنید، میدهید، بدانید ۹۹ درصد غلط است؛ چرا که اگر کاملا درست بود، شک زایل میشد.
پس لحظهای به خود میآید و از خود میپرسد:
چرا باید معنی magazine را بدیهی دانست؟ چرا نباید مدخل magazine را هم دید؟ میرود و میبیند و در مییابد که:
magazine ، جز مجله، معنای دیگری هم دارد: خشابگیر.
و باز پس از اندکی تامل، در مییابد که آن بیشرمی و وقاحت ذیل brass هم اسم است و نه صفت. و brassy هم در اینجا دخلی به brass ندارد. معادل درست «خشابگیر برنجی» است.

تجربهای دیگر:
to rumble یعنی غریدن، خروشیدن؛ rumbling یعنی غرش، صدای غرش؛ اما rumblings یعنی زمزمه، پچپچ!
این نکته را هم حین ترجمهی متنی دریافتم که تصویری میداد از دهکدهای که سکوت شب بر آن حاکم است و عدهای مخفیانه به سویش میروند، و اینجا نویسنده از rumblings آنان میگوید. در وهلهی اول متناقض مینماید - حرکت مخفیانه، و غریدن- اما با رجوع به فرهنگ به نکته بالا میرسم و تناقض حل میشود. حالا چرا یک s معنی واژه را از این رو به آن رو میکند سوالی است که باید در جستجوی جوابش برآمد.
۸ دیدگاه to هزار نکتهی باریکتر ز مو اینجاست…
what does clergic mean?
–
از واژه clergy مشتق شده.
بابا تو دیگه کی هستی؟
حواست به چه چیزهایی هست. همینه رمز یک مترجم جوانِ موفق!
سلام
از نوشتههایت هم لذت میبرم هم استنفاده.
اگر میتوانی تو گارگاه مطلب فرانسه بگذار.
تا بعد…
باز هم یک نکته و یک تلنگر (البته چند نکته و چند تلنگر!) …یادم میآید که در کارگاه ترجمه “۲۰”، “۰” گرفتم:( What a shame!
ایول دموکراسی! چه خوب که نظر های مخالف رو هم درباره خوبی خدا میگذارید! منظورم یادداشت نویسنده وبلاگ چندگانه است.
تیر ۱۰, ۱۳۸۵
Rumble (Oxford): to make a deep heavy sound
Rumble (Cambridge): to make a continuous low sound
EXP: The tanks rumbled (= moved slowly, making a continuous noise) across the battlefield
Rumblings (plural noun)EXP: rumblings of distant guns/thunder
Rumbling: noun [C usually plural] a sign of dissatisfaction
EXP: There are rumblings of annoyance throughout the workforce
Rumbling (Longman):1 rumblings comments that show that people are starting to become annoyed, or that a difficult situation is developing: rumblings of discontent. 2. ( C usually singular) a rumbling noise
ببخشید که به هم ریخته شد. اما خیلی لغت عجیبی بود. و به نظرم معنی غرولند, شکایت و همهمه هم برای حالت جمع خوبه.
شهریور ۲۳, ۱۳۸۵
magazine چهار معنی دارد. انبار، مخزن، مجله مصور و خشاب
و با توجه به کاربرد این کلمه در زبانهای اروپایی به قسمتی از وسیله گفته می شود که چیزی در ان قرار گیرد. مثلا در دوربین های فیلمبرداری جایی که فیلم قرار می گیرد، هم magazine می گویند
که به فارسی همان مخزن است و معنی کردن magazine به خشاب گیر فکر می کنم ناقص باشد.
مهر ۱۱, ۱۳۸۵
خشابگیر؟ همان خشاب کافی است. من که از اسلحه چیزی به اسم خشابگیر یادم نمیآید.
بعد، خطاب به پروین عرض میکنم: چرا خشاب ناقص باشد؟ یعنی قرار است اگر مثلا ما یک جمله نوشتیم حسن شیر را دید، مترجم انگلیسی زبان بیاید سه تا شیر را با هم بگذارد توی جمله؟ ضمنا، قرار است توی جیب سربازها چه باشد؟ خشاب اسلاید؟
تیر ۸, ۱۳۸۵