در متنی نیمه داستانی، صحبت از brass magazines است در جیب عده‌ای سرباز. شاید آنچه در وهله‌ی اول به ذهن مترجم برسد این است که برود سراغ مدخل brass، ببیند جز «برنجی»، چه معنی دیگری می‌دهد، و در آنجا به معادل «بی شرمی، وقاحت» بر می‌خورد. بعد می‌بیند چند مدخل پایین‌تر، brassy است که یک معنی‌اش جلف و وقیح است. و در اینجاست که با سفاهت تمام [!]، ممکن است تفسیر کند که لابد سربازان در جیب‌هاشان مجلات قبیحه داشته‌اند، که البته نمونه‌هایی از آن را در تاریخ جنگ‌ها هم شنیده و خوانده. اما انگار یک جای کار می‌لنگد. یک درصد شک می‌کند. به یاد این جمله استاد سیدحسینی می‌افتد که: اگر 99 درصد احتمال درست بودن جمله‌ای را كه آن را ترجمه می‌كنيد، می‌دهيد، بدانيد 99 درصد غلط است؛ چرا كه اگر كاملا درست بود، شك زايل می‌شد.

 پس لحظه‌ای به خود می‌آید و از خود می‌پرسد:

چرا باید معنی magazine  را بدیهی دانست؟ چرا نباید مدخل magazine را هم دید؟ می‌رود و می‌بیند و در می‌یابد که:

magazine ، جز مجله، معنای دیگری هم دارد: خشاب‌گیر.

و باز پس از اندکی تامل، در می‌یابد که آن بی‌شرمی و وقاحت ذیل brass هم اسم است و نه صفت. و brassy هم در اینجا دخلی به brass ندارد. معادل درست «خشاب‌گیر برنجی» است.

   

تجربه‌ای دیگر:

to rumble یعنی غریدن، خروشیدن؛ rumbling یعنی غرش، صدای غرش؛ اما rumblings یعنی زمزمه، پچ‌پچ!

این نکته را هم حین ترجمه‌ی متنی دریافتم که تصویری می‌داد از دهکده‌ای که سکوت شب بر آن حاکم است و عده‌ای مخفیانه به سویش می‌روند، و اینجا نویسنده از rumblings آنان می‌گوید. در وهله‌ی اول متناقض می‌نماید - حرکت مخفیانه، و غریدن- اما با رجوع به فرهنگ به نکته بالا می‌رسم و تناقض حل می‌شود. حالا چرا یک s معنی واژه را از این رو به آن رو می‌کند سوالی است که باید در جستجوی جوابش برآمد.