6 تیر 1385
You’re only as young as the last time you changed your mind.
Timothy Leary
***
ترجمه پیشنهادی من، فعلا: از عمرت همان قدر میگذرد که از آخرین تغییر عقیدهات.
اگر میخواستم فاصلهی کمتری با متن داشته باشم بایست میگذاشتم: «از عمرت همان قدر میگذرد که از آخرین بار که عقیدهات را تغییر دادی.» اما دو تا «که» پشت سر هم خوب نیست.
تعبیر «تجدید نظر» هم برای changing one’s mind بد نیست. اما فعلا خوب نمینشیند. شاید اگر ساخت یا واژههای این جمله را با چیز بهتری عوض کنم بنشیند.
در ِ کارگاه به روی پیشنهادهای بهتر همچنان باز است.
***
در میان نظرهای رسیده به کارگاه شماره 20 ، تا الان ترجمه جناب توحید را بیشتر میپسندم:
سنت به اندازهی زمانیست که از آخرین تغییر عقیدهات گذشته.
نگاهی به چند ترجمهی دیگر کارگاه:
- جوانی تو به اندازه زمانی است که آخرین بار فکرت را تغییر دادی.
«جوانی تو به اندازه زمانی است» معنی نمیدهد. یعنی اگر سه سال از آخرین تغییر عقیدهام گذشته باشد جوانیام سه سال است؟ یعنی چه؟
- تو همسن آخرين تحول فكریات هستي.
هیچ اشارهای به مفهوم سن و سال و زمان نشده، و بنابراین گنگ است.
- با هر بار دگرگون کردن فکرت، از نو جوان میشوی.
مترجم خواسته مفهوم young از دست نرود، که خوب است. اما موضوع این است که as young as علاوه بر تاکیدی که بر youth می کند، به سن اشاره دارد. مثل as old as ، فقط با زدودن مفهوم old.
- تولدت همان دمی است که اندیشه ای نو میزایی.
از متن فاصله زیادی گرفته، اما به زعم من لب مرز مجاز است.
***
به هر حال این بازی با young و old که در انگلیسی رایج است چندان برگرداندنی نیست. نمونهی دیگرش این نقل قول از الیور وندل هولمز:
To be seventy years young is sometimes more cheerful and hopeful than to be forty years old.
تیر 6, 1385 at 4:11 ب.ظ
جناب آقای حقیقت، متشکرم از نظری که ابراز فرموده اید، با کمال احترام سوالی از حضورتان داشتم: اینکه شما فرموده اید: سنت به اندازة زمانی است که از آخرین تغییر عقیده ات می گذرد، دقیقاً دارای همان ایراد است که ذکر کرده اید. مثلاً اگر سه سال از آخرین تغییر عقیده ام گذشته باشد یعنی سه سالم است؟ یعنی چه؟ متشکرم
–
امیرمهدی حقیقت: پیمان عزیز. بله، منظور نویسنده همین است. درست و غلط اش به گردن خودش. ایرادی که گرفته بودم به «جوانی تو به اندازه زمانی است» بر میگشت. با چیزی مثل «جوانیام سه سالش است» مشکل داشتم.
تیر 6, 1385 at 6:07 ب.ظ
فقط همون قدر سنت بالا رفته که زمان از آخرین تغییر عقیده ات گذشته.
یا :
سنت فقط به اندازه ی زمانی که ازآخرین تغییر عقیده ات گذشته،بالا رفته.
تیر 6, 1385 at 10:17 ب.ظ
باید قبول کرد که خود جمله (مفهومی که مدنظر گوینده است) آنقدر ثقیل و دشوارفهم هست که در خود زبان مبدأ هم نتوان درست درکش کرد. یعنی شاید بیش از آنکه گیر “ترجمهای” داشته باشد، گیر “فهمیدن” دارد. حالا یعنی چی که “از عمرت همان قدر میگذرد که از آخرین تغییر عقیدهات.”؟ این جمله فارسی است، ولی من درکش نمیکنم. یعنی هر چقدر بیشتر تغییر عقیده بدی سنات بالاتره؟ حالا این خوبه یا بد؟ گوینده در ذم تغییر عقیده اظهارنظر کرده یا در مدح آن؟
ضمن آنکه با همین یک جمله نمیتوان فهیمد که معنی young را باید جوان و در نتیجه as ypung as را چیزی در رابطه با سن و سال معنا کرد یا اینکه به معنای آدم ناشی و کم/بیتجربه گرفت و با این معادل جمله را معنا کرد. البته همان سن و سال، مفهوم تجربه را هم شاید ضمنی در خودش داشته باشد. یعنی هر چقدر بیشتر تغییر عقیده بدی سنات بالاتره و در نتیجه تجربهات بیشتره. پس آیا میشه گفت “میزان بیتجربگیات برمیگرده به آخرین باری که عقیدهات رو عوض کردی.”؟ …چالش خوبی است، ولی همانطور که گفتم دشواریهای فهماش بر دشواریهای ترجمهاش سایه میافکند (این میافکند چقدر زیادی ادبی شد!:)) فکر کنم مسأله رو باید با خود آقای تیموتی در میان گذاشت!
تیر 6, 1385 at 10:29 ب.ظ
سلام
شايد بد نباشد بگوئيم: هنوز به اندازه آخرين باري كه تغيير عقيده دادي، ناپخته اي !
تیر 7, 1385 at 3:40 ب.ظ
سلام امیرمهدی. بهترین ترجمه همان ترجمه نزدیک به متن خود شماست: «از عمرت همان قدر میگذرد که از آخرین بار که عقیدهات را تغییر دادی.»
دو تا «که» خوب نیست یعنی چه؟ یا تکرا «که» را به عنوان «رنج های شغل مترجمی» (هرکاری یک رنجی هم دارد!) بپذیرید، یا اصلا منظور نویسنده را ترجمه کنید که در واقع می گوید:
«تو با هر تغییر عقیده از نو متولد می شوی». روزبخیر
تیر 7, 1385 at 3:45 ب.ظ
همسن آخرین تغییر عقیده ات هستی
بیشتر شبیه جمله خودتون هست البته
تیر 7, 1385 at 5:53 ب.ظ
به نظر من اگر بر سر معنی جمله در انگلیسی کمی بحث کنیم بد نیست. اینجا Young به معنی سن داشتن نیست (من گمان نمی کنم)و اتفاقاً معنی مذمومی هم ندارد (مثل نپختگی و خامی) بلکه برعکس. اگر به لغت only توجه شود و از فضای جمله، این نکته بر می آید که آخرین باری که توانستی تغییر عقیده بدهی, نشانی از جوانی داشتی. اینجا جوانی شاید نمادی از پویایی یا جرات تغییر باشد و مفهوم مثبتی را در خود دارد. هر چه قدر از آخرین بار تغییر عقیده ات زمان گذشته باشد از جوانی هم دورتر شده ای، پیرتر شده ای. در غیر این صورت اگر بگوییم منظورش سن داشتن بوده است، اشکال پیمان وارد است و اگر بخواهیم بگوییم منظورش خامی و نپختگی است، انتخاب لغات در جمله اصلی مناسب به نظر نمی رسد. این نظر من بود اما باز هم می شود بحث کرد.
–
اميرمهدي حقيقت: پس پيشنهاد شما عجالتا چيزي شبيه اين است: هر قدر از آخرین بار تغییر عقیده ات زمان گذشته باشد از جوانی هم دورتر شده ای، پیرتر شده ای.
تیر 9, 1385 at 10:42 ب.ظ
من هرچی فکر می کنم نمی فهمم یعنی چی که ” از عمرت همان قدر میگذرد که از آخرین تغییر عقیدهات”. یعنی هر بار که تغییر عقیده بدی دوباره میرسی به نقطه صفر ؟
آیا به این موضوع اشاره داره که هرچی سن بالاتر میره ، تغییر عقیده مشکلتر میشه؟ آخه انصافاً جمله نباید معنی رو برسونه؟
تیر 9, 1385 at 10:44 ب.ظ
ضمناً ، این only اینجا چی کارست؟
تیر 11, 1385 at 7:02 ب.ظ
من باز هم بعد از کلی سر و کله زدن! با این جمله، به این نتیجه رسیدم که مفهوم جمله آقای تیموتی این است که میگوید: «تو آخرین باری که تغییر عقیده دادی، یک سن و سالی داشتی، مثلاً ۲۰ سالت بوده. اگر از آن موقع به بعد تغییر عقیده نداده باشی، هنوز هم ۲۰ ساله هستی، حتی اگر ۵۰ سالت شده باشد.» بنابراین فکر میکنم پاسخ مثبت تو به سوال اولین نظردهنده که پرسیده:«مثلاً اگر سه سال از آخرین تغییر عقیده ام گذشته باشد یعنی سه سالم است؟»، نادرست باشد. چون آقای تیموتی سن “You” را معادل/همسان/برابر (”as young as”) با “the last time you changed your mind” گرفته. با این حساب، ترجمهای مثل «با هر بار تغییر عقیده از نو متولد میشوی» به نظر من غلط اندر غلط است. حالا اینکه چرا اینجا as old as نیاورده هم که واضح است، چون میخواسته گذر سن را با جوان ماندن تعبیر کند (سن بالا رفتن در مقابل سن پایین ماندن). بنابراین من فکر میکنم این «جوانی» اینجا خیلی مهم است و از آن دست «اطلاعات»ای است که «نباید» در برگردان اندیشه آقای تیموتی به فارسی [اگر تیموتی فارسیزبان بود چطوری این چمله را بیان میکرد]، حذف شود. حالا اگر یک جملهای بود مثل I’m as young as you، میشد بگویی «من همانقدر جوانم که تو» (به جای «من همسن تو هستم» که فرقی با I’m as old as you ندارد و فاکتور young بودن را در برگردان فارسی حذف کرده)، اما ساختار جمله آقای تیموتی هم جوری است که در فارسی کردن به مشکل برمیخورد: «تو هنوز همانقدر جوانی که خودت در زمانِ آخرین تغییر عقیدهات.» آشکارا nonsense است. پس به نظر من بهتر است با در نظر داشتن فاکتور «جوانی» در ذهن و با توجه به مفهوم مدنظر آقای تیموتی، جمله او را در فارسی «بازآفرینی» کنیم. پیشنهاد من این است: «هر چه کمتر تغییر عقیده بدهی جوانتر میمانی.» (که درست برعکس ِ برگردان ِ “با هر بار تغییر عقیده از نو متولد میشوی”، در ذم تغییر عقیده است و این تضاد شدیداً خطرناک است، چون برداشتی متضاد از یک جمله واحد است و واقعاً مهم است که بدانیم کدام یکی درست است و حق مطلب جمله تیموتی را ادا میکند.) نظر تو چیست؟
تیر 11, 1385 at 7:39 ب.ظ
و یک پیشنهاد برای ترجمه جمله آخر این پست:
«جوان ِ هفتاد ساله بودن بعضاً طربانگیزتر و امیدبخشتر است تا پیر ِ چهل ساله بودن.»
فروردین 27, 1386 at 6:15 ب.ظ
اگر مي شه مطالب فارسي همراه با ترجمه انگليسي هم ارائه دهيد لطفا