دریابندری: هر مترجمی کار و جایگاه خاص خودش را دارد
شنبه, خرداد ۲۰م, ۱۳۸۵ | درباره ترجمه, چنین کنند بزرگان
به یاد م.ا. بهآذین
![]()
نجف دریابندری ترجمههای بهآذین را رویهمرفته ترجمههای خوبی دانست و افزود: فارسی بهآذین یک فارسی خاص است. او تزیینات و ترتیبات خاصی دارد که در ترجمههایش نیز وجود دارند؛ این است که درواقع ترجمههای او خیلی خالص نیست، چون رنگ تزیینات فارسی خود بهآذین را دارد.
وی در ادامه گفت: بهآذین آدمی است که کسی جایش را نمیتواند پر کند؛ هر مترجمی کار و جایگاه خاص خودش را دارد؛ او زیباییشناسی خاصی در فارسینویسی داشت که این را به ترجمههایش نیز منتقل میکرد. البته این در نوشتههایش کمتر است. به همین دلیل است که ترجمههای بهآذین را خوب میشود شناخت و از بقیه جدا کرد. لحن خاصی دارد که البته به نظر من کمی خلاف اصل ترجمه است؛ یعنی ترجمه بهتر است طوری باشد که بیشتر از همه لحن نویسنده در آن منعکس شود، اما ترجمههای بهآذین لحن بهآذین را دارد که در مجموع ترجمههای خوبی است.
***
عبدالله کوثری: بهآذین در جای خودش بود و مترجم بسیار خوبی بود و ما همه به خاطر فارسی بسیار ساده و شفافی که داشت، به او مدیونیم.
[گفت وگو با نجف دریابندری و کوثری درباره به آذین + زندگینامه اش]
***
کاوه میرعباسی: مسئله رعایت سبک، پدیده اى است که از دهه شصت در عرصه ترجمه ایران اهمیت خودش را پیدا کرد. وگرنه مترجمان دهه هاى قبل فقط به شیوایى زبان فارسى اهمیت مى دادند و امانت دارى و ترجمه را به امانت دارى در رعایت سبک تعمیم نمى دادند و تقریباً مترجمان آن دوره همه جا با سبک نگارش خودشان ترجمه مى کردند و مخصوصاً اگر مترجمى دستى به قلم داشت، مثل مرحوم «به آذین»، نثرش در تمام ترجمه ها دیده مى شد. ترجمه هاى «به آذین» به نظر من براى بعضى متن ها زیادى ادبى است و براى خواننده امروز ثقیل است. ولى اهمیت ترجمه هاى به آذین را باید در چارچوب زمانى خودش بسنجیم که از این لحاظ بسیار پراهمیت است.
[گفت و گو با میرعباسی در باب به آذین ]
به آذین [دن آرام ] را به ایران مى آورد و مخاطبان را با نمونه اى درخشان از روایتى قصه گو آشنا مى کند که هنوز پایبند سنت هاى کلاسیک داستان نویسى است. این انتخاب هوشمندانه بود زیرا او به خوبى مى دانست مخاطب ایرانى هنوز تشنه داستان نویسى کلاسیکى است که بتواند او را مجذوب قهرمان ها و ماجراهاى ریز و درشت کند.
[مقاله شرق در باب به آذین: + و + ]
***
چگونه مرگ یک مترجمی که نه او را دیده ای و نه زندگی اش را می شناسی می تواند تنها به واسطه واژگان و عباراتی که ترجمه کرده مبهوتت کند و جانت را برای روزهای متمادی آشفته سازد؟
روحش شاد.
۴ دیدگاه to دریابندری: هر مترجمی کار و جایگاه خاص خودش را دارد
روحش شاد
من که طرفدار سرسخت ترجمه هاش بودم… ترجمه های اتللو، هملت، و شاه لیر ش از شکسپیر رو خوندم و واقعاً تحسین بر انگیز بود… و قشنگی کارش این بود که کمتر کسی جرات رفتن طرف عظمت و پیچیدگی شکسپیر رو داره…
البته نگید که مجموعه آثار شکسپیر توسط انتشارات سروش چاپ شده که ترجمه ش افتضاحه و پر از سانسور…
سانسور کارهای شکسپیر مثل این می مونه که کلاً هرچی می و شاهد و ساقی و معشوق توی شعر های حافظ هست رو حذف کنیم، بعد دیوانش رو چاپ کنیم…
هنوز هم فکر می کنم ترجمه ی کاری از شکسپیر میتونه یه رسالت باشه.. که امیدوارم حداقل توی پیری به جایی برسم که بتونم انجامش بدم… کاری که به آذین کرد…
من به خاطر ژان کریستف و جان شیفته تا ابد مدیون رومن رولان و به آذین خواهم بود.
روحشان شاد
شهریور ۱۳, ۱۳۸۵
سایت خوبیه
فروردین ۲۲, ۱۳۸۶
بایاداو
یکبار دیگر آسمان زیبایی ادبیات ایران یکی از از
ستارگان پرفروغ خود را از دست داد و تیره تر شد
استاد زنده یاد م.ب.آذین از معدود مولفینی و
نویسندگانی بود که آثارش از تاریخ ادبیات ایران
زمین از یاد نخواهد رفت . نامش پر فروغ یادش همیشه
جاودان .
خرداد ۲۳, ۱۳۸۵