دودجات؟
دوشنبه, خرداد ۱م, ۱۳۸۵ | تجربه هایی در ترجمه, محض تنوع
کشتهمردههای استفادهی مطلق از زبان پارسی سره به «شرکت دخانیات» چه میگویند؟!
۷ دیدگاه to دودجات؟
در مورد پست قبلی که گفته بودی معادل فارسی، من این به نظرم می رسه که بگم بستگی به متن داره بدون دیدن متن فقط این به نظرم می رسه: سوت زن در جهان تاریکی
بستگی دارد چقدر سره را سره بدانند. فردوسی پارسیی سره مینوشت یا میخواهیم سه چهار قرن پیشتر برویم؟
در هر شکل یک پیشنهاد نه خیلی جدی: سازمان دود و دم
شرکت دراز دود ساز
خرداد ۱, ۱۳۸۵
سازمان دودیها.
چقدر این پارسیزدهها اعصاب خرد میکنند.
سازمان شیره مدرن
خرداد ۲, ۱۳۸۵
چیزی بهش نمیگوییم شبیه ترجمههای شما ندیدهاش میگیریم و از روی آن میپریم.
فانتوم!کلمه مناسبیه;)
ضمنا اگه بدونی این پست ات چه بلوایی راه انداخته است. تا لینک ات را در وبلاگم گذاشتم یکی از دوستان وبلاگی ام به نام یکی یکدونه درباره این پست ات مطلب نوشت.
خرداد ۱, ۱۳۸۵