کارگاه ترجمه [۱۹]

چهارشنبه, اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۸۵ | کارگاه ترجمه

متن یک پیام:

سلام
برای عبارت زیر چه ترجمه‌ای پیشنهاد می‌کنید:

A Whisteler in the nightworld

که هم فارسی قشنگی داشته باشه هم زیبا؟

۲۶ دیدگاه to کارگاه ترجمه [۱۹]

محمود
اردیبهشت ۲۷, ۱۳۸۵

۱- صَفیری در قلمرو شب
۲- زوزه ای در اعماق شب
فعلاً این دوتا رو داشته باش!

س
اردیبهشت ۲۸, ۱۳۸۵

سوتزن شبانه.

ماندانا
اردیبهشت ۲۸, ۱۳۸۵

صفیری شبانه

سپند
اردیبهشت ۲۸, ۱۳۸۵

نمی‌شه آقای حقیقت! نمی‌شه…
منظور از Whistler سوت‌زنه یا فلوت‌زن یا پرنده‌ای که آواز می‌خونه؟ (نغمه‌ساز، نغمه‌پرداز،…)
Nightworld اسم خاصه؟ (یعنی تو داستان جایی به اسم Nightworld داریم؟) یا منظور همون شبه؟ اگه منظور شب خالی باشه که خوب، کلمه شب تو فارسی به اندازه کافی بار رمزآلود داره که احتیاجی به پسوند قلمرو یا سرزمین یا دنیا و… نداشته باشه.
حالا موضوع داستان چیه؟ درباره یه دائم‌الخمر آمریکاییه یا یه دختر خوشگل روس یا یه بچه دبیرستانی ژاپنی؟
خودتون قضاوت کنین!
————-
این پیشنهاد دوم «محمود» خیلی ترسناکه! گمون نکنم Whistler رو به ضرب دگنگ هم بشه مجبور کرد زوزه بکشه!

احمدرضا
اردیبهشت ۲۹, ۱۳۸۵

به این میگن قوز بالا قوز… یه اصطلاح رو گرفتن، از یه طرف درش اغراق کردن، از یه طرف ازش فاعل ساختن… از من بپرسی میگم بی‌خیال!

پیمان
اردیبهشت ۲۹, ۱۳۸۵

این ظاهراً عنوان کتابی است از داستانهای کوتاه آمریکای لاتین، بنابراین ممکن است که این نامِ اولین، مهمترین داستان این مجموعه باشد، بهتر آنکه اول داستان را بخوانیم و بعد نظر بدهیم. ولی نقداً شاید بتوان گفت:

در دل شب سوت می زند / فاعل نامعلوم است

سوت زنان در دل شب/

بهتر است pretext را داشته باشیم.

ناشناس
اردیبهشت ۳۰, ۱۳۸۵

جیرجیرک :)

یلدا
اردیبهشت ۳۰, ۱۳۸۵

با سلام حضور شما
اول این که چرا بسیاری از وبلاگ نویسان رنگ مشکی را انتخاب می کنند؟ این همه رنگ قشنگ توی دنیا هست
چسبیده اید به مشکی؟به چشم فشار میاره.دوم این که گاهی وبلاگتان خیلی در هم ریخته است منظورم جملاتشه.
در مورد ترجمه : شما می بایست عبارتتان را در text.یا context ارائه می دادید تا ترجمه ی آن در متن امکان پذیر گردد. حال بدون توجه به متن ترجمه هایی که به نظر من رسیده:خروس خوان دنیای شب زده/آوای نی لبک در دنیای شب زده/ زنگ بیدار باش در دنیای شب زده.اگر متنش را بدهید باز هم برایتان ترجمه می کنم. چون به نظرم عبارت بسیار زیبایی می آید.

محسن امینی
اردیبهشت ۳۱, ۱۳۸۵

Whistler in the night آیا می شود سوتی در تاریکی یا سوت در ظلمت گذاشت

دخترک
اردیبهشت ۳۱, ۱۳۸۵

والا من که خیلی صفر کیلومترم ولی گمونم هر اصطلاحی رو باید تو خود متن ترجمه کرد.

Sahar
اردیبهشت ۳۱, ۱۳۸۵

Avagareh Shabangah

سولوژن
خرداد ۱, ۱۳۸۵

کارتان خبیثانه است! وقتی نظر می‌خواهید و نظر می‌دهند نظر می‌دهند و ساکت می‌شوید و نوشته‌های بعدی‌تان را با خون‌سردی می‌نویسید بگویی نگویی به همه‌ی خواننده‌ها و نظردهندگان بی‌احترامی کرده‌اید. چهار نفر خواسته‌اند بگویید این عبارت در چه متن‌ای آمده است، متن را که نگذاشته‌اید هیچ، در موردش نیز چیزی ننوشته‌اید و حتی نظر خودتان را نیز در آخر نیاورده‌اید. فکر نکنم بیش‌تر خوانندگان این‌جا مشکل‌ای برای پیدا کردن عبارت‌ای دشوار و سخت داشته باشند که به این‌جا می‌آیند، بلکه دل‌شان می‌خواهد بحث‌ای شود و نظر یک مترجم حرفه‌ای را نیز بدانند. البته این‌جا وبلاگ شما است و هر کاری دل‌تان بخواهد می‌توانید با آن بکنید اما به نظر من این‌گونه انرژی‌ی افراد هدر می‌رود.

سولوژن عزیز، 

زمانی در توصیف شیوه کار کارگاه‌های ترجمه نوشتم :

جمله‌ای را می‌اندازیم وسط، یکی ترجمه پیشنهادی خودش را می‌دهد. دیگری اصلاح یا تکمیل می‌کند. بعدی می‌آید اشکالات دومی را برطرف می‌کند یا معادل بهتر می‌دهد. و به همین ترتیب…. من هم اگر چیز بیشتری به نظرم برسد می‌گویم و الا کارگاه همین است: همین معادل‌های دوستان و نظراتی که می‌دهند.

چند نکته دیگر: متن این کارگاه ترجمه، پیامی است که یکی از خوانندگان برایم گذاشته؛ و دیدیم و خواندیم که دوست دیگری (پیمان) خبر داده که این، عنوان یک کتاب است و کتاب را تا نخوانیم درباره‌اش نظر نمی‌توانیم داد. آن کس که سوال کرده تا الان دانسته که- چنان که برخی نظردهندگان گفتند-  بی خواندن متن، معادل مستقل گذاشتن در اینجا خطا و بیهوده است. و برخی نیز معادل‌های کم و بیش قابل قبولی در حد اولیه داده‌اند. من پس از همه‌ی این حرف‌ها چیز خاص دیگری به نظرم نمی‌رسد. اگر می‌رسید حتما می‌گفتم.

اما به هر حال، حق با شماست. مشارکت همگانی هر چه بیشتر باشد کارگاه پربارتر و آموزنده تر می شود. و بله، من هم مشتاقم مترجمان حرفه‌ای نظر بدهند. سپاسگزارم.

سارا دشت پیما
خرداد ۲, ۱۳۸۵

آقای حقیقت
نمی دانستم یک سوال ایتقدر بازخورد دارد.راستش پیمان حق دارد.این اسم یک کتاب بود که دست یک نفر دیدم و گرفتم و ورق زدم.آن آقا آنقدر قیافه اش آشنا بود و مهربانانه برخورد کرد که خجتات کشیدم اسممشان رابپرسم.مجموعه داستانی بود از آمریکای لاتینی ها اما این داستان اسم هیچکام از داستان ها نبود.به هر حال امیدوارم مر ببخشید که این همه فضای شما را اشغال کردم

farhad
خرداد ۲, ۱۳۸۵

فکر می کنم این عبارت از ادبیات سرخپوستی باشد. و شاید اسم یک سرخپوست. سوت زن تو شب

پیمان
خرداد ۲, ۱۳۸۵

دوستان عزیز، بر اساس تحقیقاتی که کرده ام، طرح جلد کتاب ، که مجموعه ای است از داستانهای آمریکای لاتین که ظاهراً موضوعات متعددی را شامل می شود و برخی ازداستانهایش به سبک استفن کینگ، نویسندة آمریکایی ژانر وحشت است، عده ای را نشان می دهد که شبانگاه کنار هم ایستاده اند. بنابراین، احتمالاً مرد یا زنی است (احتمالاً مرد) با قضاوت از طرح روی جلد که شبانگاه سوت می زده است:

شبانگاه سوت می زند

پیمان
خرداد ۲, ۱۳۸۵

آقای حقیقت از زحمتی که برای این سایت می کشید متشکرم. در ضمن دیروز ترجمة شما (مترجم دردها) را با (ترجمان دردها) مقایسه می کردم. باید بگویم، ترجمة هر دوی شما بسیار خوب و روان است. هر دو زحمت بسیار کشیده اید. اما، نثر شما بیشتر مردانه است و نثر خانم دقیقی البته زنانه و این یکی از جالبترین فرصتهایی بود که برای مقایسه دو ترجمة بسیار خوب فراهم شد. خسته نباشید و به امید سربلندی هر چه بیشتر شما. پیمان

aboozar
خرداد ۳, ۱۳۸۵

اگر نخواهیم خیلی سختگیری کنیم و از طرفی هم فلوت زن را هم نادیده بگیریم پیشنهاد من این است

سوت زنان در اقلیم شب

ناشناس
خرداد ۴, ۱۳۸۵
حاجاقا
خرداد ۵, ۱۳۸۵

سلام امیر خان
آقا اولا که حقیر، با سپند و بعضیای دیگه موافقم که همیجوری نمیشه نظر داد ولی خودم عبارت بلبلی در شب رو خیلی دوست دارم. همینجور که داشتم فکر میکردم که این بلبلی در شب خوب یا بد، رفتم توی عالم هپروت و که یک نفری هست عاشق و تنها داره توی کوچه پس کوچه ها راه میره و زمزمه میکنه. یعنی راستش توی تناقض گیر کردم. از کی طرف میگم باید متن رو دید و … از یک طرف میگم یک معادل پیاده بکنید و یک داستان براش بسازید. (قضیه اون طرف است که یک دکمه پیدا کرد و گفت آقا یک کت و شلوار واسه این بدوز!!!)
زیاده جسارت است
حاجاقا

Sahar
خرداد ۸, ۱۳۸۵

در سوت شب.

اسدالله امرایی
خرداد ۹, ۱۳۸۵

آقای حقیقت دوستی که این سوال را مطرح کرده از من هم پرسیده و خانم مصدق که مطلب را در نظرات وبلاگ من دیده پیشنادی کرده: پیشنهاد غزل مصدق شبگرد است.به نظرم از این جهت که شبگرد در ماموریت های شبانه خودش در فواصل زمانی معین سوت می زند که خیال ملت را راحت کند که مواظب همه چیز هست به معنی نزدیکتر باشد

این پیشنهاد نگاه جالبی به موضوع دارد. من با این شیوه فاصله گرفتن از متن گاهی و تا حدی موافقم. البته بر سر میزان این فاصله نظرها متفاوت است. سپاس.

رضا
خرداد ۱۷, ۱۳۸۵

مسلماً با داشتن یک جمله نمی توان ترجمهء دقیقی برا یک جمله یافت ، همانطور که بسیاری زا دوستان هم گفتند، ولی با این وجود، از بار ادبی جمله برمی آید که از یک کتاب یا متن ادبی گرفته شده باشد. که در آن صورت اگر بخواهیم نسبت ادبی بودن آن ترجمه کنیم، چیزی نزدیک به: شکنندهء سکوت شب تار، معنا می گردد.
با تشکر، رضا- کابل

علی
مرداد ۳۰, ۱۳۸۵

بستگی به زمینه داره / ناطور شبانه

علی
مرداد ۳۰, ۱۳۸۵

یا ناطور شبانه ها

بنفشه اله دانه
آبان ۲, ۱۳۸۵

پاسبان شب / پاسبانی در ظلمت شب

هادی
تیر ۶, ۱۳۸۶

شبرو خاموش

دیدگاه‌تان را بنویسید:

*
To prove that you're not a bot, enter this code
Anti-Spam Image