27 اردیبهشت 1385
متن یک پیام:
سلام
برای عبارت زير چه ترجمهای پيشنهاد میكنيد:
A Whisteler in the nightworld
كه هم فارسی قشنگی داشته باشه هم زيبا؟
27 اردیبهشت 1385
متن یک پیام:
سلام
برای عبارت زير چه ترجمهای پيشنهاد میكنيد:
A Whisteler in the nightworld
كه هم فارسی قشنگی داشته باشه هم زيبا؟
اردیبهشت 27, 1385 at 6:25 ب.ظ
1- صَفيری در قلمرو شب
2- زوزه ای در اعماق شب
فعلاً اين دوتا رو داشته باش!
اردیبهشت 28, 1385 at 12:45 ق.ظ
سوتزن شبانه.
اردیبهشت 28, 1385 at 11:40 ق.ظ
صفیری شبانه
اردیبهشت 28, 1385 at 8:11 ب.ظ
نمیشه آقای حقیقت! نمیشه…
منظور از Whistler سوتزنه یا فلوتزن یا پرندهای که آواز میخونه؟ (نغمهساز، نغمهپرداز،…)
Nightworld اسم خاصه؟ (یعنی تو داستان جایی به اسم Nightworld داریم؟) یا منظور همون شبه؟ اگه منظور شب خالی باشه که خوب، کلمه شب تو فارسی به اندازه کافی بار رمزآلود داره که احتیاجی به پسوند قلمرو یا سرزمین یا دنیا و… نداشته باشه.
حالا موضوع داستان چیه؟ درباره یه دائمالخمر آمریکاییه یا یه دختر خوشگل روس یا یه بچه دبیرستانی ژاپنی؟
خودتون قضاوت کنین!
————-
این پیشنهاد دوم «محمود» خیلی ترسناکه! گمون نکنم Whistler رو به ضرب دگنگ هم بشه مجبور کرد زوزه بکشه!
اردیبهشت 29, 1385 at 2:39 ق.ظ
به این میگن قوز بالا قوز… یه اصطلاح رو گرفتن، از یه طرف درش اغراق کردن، از یه طرف ازش فاعل ساختن… از من بپرسی میگم بیخیال!
اردیبهشت 29, 1385 at 7:17 ب.ظ
این ظاهراً عنوان کتابی است از داستانهای کوتاه آمریکای لاتین، بنابراین ممکن است که این نامِ اولین، مهمترین داستان این مجموعه باشد، بهتر آنکه اول داستان را بخوانیم و بعد نظر بدهیم. ولی نقداً شاید بتوان گفت:
در دل شب سوت می زند / فاعل نامعلوم است
سوت زنان در دل شب/
بهتر است pretext را داشته باشیم.
اردیبهشت 30, 1385 at 12:45 ب.ظ
جيرجيرك
اردیبهشت 30, 1385 at 9:53 ب.ظ
با سلام حضور شما
اول این که چرا بسیاری از وبلاگ نویسان رنگ مشکی را انتخاب می کنند؟ این همه رنگ قشنگ توی دنیا هست
چسبیده اید به مشکی؟به چشم فشار میاره.دوم این که گاهی وبلاگتان خیلی در هم ریخته است منظورم جملاتشه.
در مورد ترجمه : شما می بایست عبارتتان را در text.یا context ارائه می دادید تا ترجمه ی آن در متن امکان پذیر گردد. حال بدون توجه به متن ترجمه هایی که به نظر من رسیده:خروس خوان دنیای شب زده/آوای نی لبک در دنیای شب زده/ زنگ بیدار باش در دنیای شب زده.اگر متنش را بدهید باز هم برایتان ترجمه می کنم. چون به نظرم عبارت بسیار زیبایی می آید.
اردیبهشت 31, 1385 at 10:50 ق.ظ
Whistler in the night آيا مي شود سوتي در تاريكي يا سوت در ظلمت گذاشت
اردیبهشت 31, 1385 at 1:55 ب.ظ
والا من که خيلي صفر کيلومترم ولي گمونم هر اصطلاحي رو بايد تو خود متن ترجمه کرد.
اردیبهشت 31, 1385 at 8:04 ب.ظ
Avagareh Shabangah
خرداد 1, 1385 at 2:12 ب.ظ
کارتان خبیثانه است! وقتی نظر میخواهید و نظر میدهند نظر میدهند و ساکت میشوید و نوشتههای بعدیتان را با خونسردی مینویسید بگویی نگویی به همهی خوانندهها و نظردهندگان بیاحترامی کردهاید. چهار نفر خواستهاند بگویید این عبارت در چه متنای آمده است، متن را که نگذاشتهاید هیچ، در موردش نیز چیزی ننوشتهاید و حتی نظر خودتان را نیز در آخر نیاوردهاید. فکر نکنم بیشتر خوانندگان اینجا مشکلای برای پیدا کردن عبارتای دشوار و سخت داشته باشند که به اینجا میآیند، بلکه دلشان میخواهد بحثای شود و نظر یک مترجم حرفهای را نیز بدانند. البته اینجا وبلاگ شما است و هر کاری دلتان بخواهد میتوانید با آن بکنید اما به نظر من اینگونه انرژیی افراد هدر میرود.
–
سولوژن عزیز،
زمانی در توصیف شیوه کار کارگاههای ترجمه نوشتم :
جملهای را میاندازیم وسط، یکی ترجمه پیشنهادی خودش را میدهد. دیگری اصلاح یا تکمیل میکند. بعدی میآید اشکالات دومی را برطرف میکند یا معادل بهتر میدهد. و به همین ترتیب…. من هم اگر چیز بیشتری به نظرم برسد میگویم و الا کارگاه همین است: همین معادلهای دوستان و نظراتی که میدهند.
چند نکته دیگر: متن این کارگاه ترجمه، پیامی است که یکی از خوانندگان برایم گذاشته؛ و دیدیم و خواندیم که دوست دیگری (پیمان) خبر داده که این، عنوان یک کتاب است و کتاب را تا نخوانیم دربارهاش نظر نمیتوانیم داد. آن کس که سوال کرده تا الان دانسته که- چنان که برخی نظردهندگان گفتند- بی خواندن متن، معادل مستقل گذاشتن در اینجا خطا و بیهوده است. و برخی نیز معادلهای کم و بیش قابل قبولی در حد اولیه دادهاند. من پس از همهی این حرفها چیز خاص دیگری به نظرم نمیرسد. اگر میرسید حتما میگفتم.
اما به هر حال، حق با شماست. مشارکت همگانی هر چه بیشتر باشد کارگاه پربارتر و آموزنده تر می شود. و بله، من هم مشتاقم مترجمان حرفهای نظر بدهند. سپاسگزارم.
خرداد 2, 1385 at 9:12 ق.ظ
آقاي حقيقت
نمي دانستم يك سوال ايتقدر بازخورد دارد.راستش پيمان حق دارد.اين اسم يك كتاب بود كه دست يك نفر ديدم و گرفتم و ورق زدم.آن آقا آنقدر قيافه اش آشنا بود و مهربانانه برخورد كرد كه خجتات كشيدم اسممشان رابپرسم.مجموعه داستاني بود از آمريكاي لاتيني ها اما اين داستان اسم هيچكام از داستان ها نبود.به هر حال اميدوارم مر ببخشيد كه اين همه فضاي شما را اشغال كردم
خرداد 2, 1385 at 3:33 ب.ظ
فکر می کنم این عبارت از ادبیات سرخپوستی باشد. و شاید اسم یک سرخپوست. سوت زن تو شب
خرداد 2, 1385 at 11:41 ب.ظ
دوستان عزیز، بر اساس تحقیقاتی که کرده ام، طرح جلد کتاب ، که مجموعه ای است از داستانهای آمریکای لاتین که ظاهراً موضوعات متعددی را شامل می شود و برخی ازداستانهایش به سبک استفن کینگ، نویسندة آمریکایی ژانر وحشت است، عده ای را نشان می دهد که شبانگاه کنار هم ایستاده اند. بنابراین، احتمالاً مرد یا زنی است (احتمالاً مرد) با قضاوت از طرح روی جلد که شبانگاه سوت می زده است:
شبانگاه سوت می زند
خرداد 2, 1385 at 11:45 ب.ظ
آقای حقیقت از زحمتی که برای این سایت می کشید متشکرم. در ضمن دیروز ترجمة شما (مترجم دردها) را با (ترجمان دردها) مقایسه می کردم. باید بگویم، ترجمة هر دوی شما بسیار خوب و روان است. هر دو زحمت بسیار کشیده اید. اما، نثر شما بیشتر مردانه است و نثر خانم دقیقی البته زنانه و این یکی از جالبترین فرصتهایی بود که برای مقایسه دو ترجمة بسیار خوب فراهم شد. خسته نباشید و به امید سربلندی هر چه بیشتر شما. پیمان
خرداد 3, 1385 at 4:05 ب.ظ
اگر نخواهیم خیلی سختگیری کنیم و از طرفی هم فلوت زن را هم نادیده بگیریم پیشنهاد من این است
سوت زنان در اقلیم شب
خرداد 4, 1385 at 3:54 ق.ظ
http://shopping.msn.com/prices/shp/?itemId=2642624
خرداد 5, 1385 at 10:45 ق.ظ
سلام امیر خان
آقا اولا که حقیر، با سپند و بعضیای دیگه موافقم که همیجوری نمیشه نظر داد ولی خودم عبارت بلبلی در شب رو خیلی دوست دارم. همینجور که داشتم فکر میکردم که این بلبلی در شب خوب یا بد، رفتم توی عالم هپروت و که یک نفری هست عاشق و تنها داره توی کوچه پس کوچه ها راه میره و زمزمه میکنه. یعنی راستش توی تناقض گیر کردم. از کی طرف میگم باید متن رو دید و … از یک طرف میگم یک معادل پیاده بکنید و یک داستان براش بسازید. (قضیه اون طرف است که یک دکمه پیدا کرد و گفت آقا یک کت و شلوار واسه این بدوز!!!)
زیاده جسارت است
حاجاقا
خرداد 8, 1385 at 8:28 ق.ظ
در سوت شب.
خرداد 9, 1385 at 4:17 ب.ظ
آقاي حقيقت دوستي كه اين سوال را مطرح كرده از من هم پرسيده و خانم مصدق كه مطلب را در نظرات وبلاگ من ديده پيشنادي كرده: پيشنهاد غزل مصدق شبگرد است.به نظرم از اين جهت كه شبگرد در ماموريت هاي شبانه خودش در فواصل زماني معين سوت مي زند كه خيال ملت را راحت كند كه مواظب همه چيز هست به معني نزديكتر باشد
–
این پیشنهاد نگاه جالبی به موضوع دارد. من با این شیوه فاصله گرفتن از متن گاهی و تا حدی موافقم. البته بر سر میزان این فاصله نظرها متفاوت است. سپاس.
خرداد 17, 1385 at 5:21 ب.ظ
مسلماً با داشتن يك جمله نمي توان ترجمهء دقيقي برا يك جمله يافت ، همانطور كه بسياري زا دوستان هم گفتند، ولي با اين وجود، از بار ادبي جمله برمي آيد كه از يك كتاب يا متن ادبي گرفته شده باشد. كه در آن صورت اگر بخواهيم نسبت ادبي بودن آن ترجمه كنيم، چيزي نزديك به: شكنندهء سكوت شب تار، معنا مي گردد.
با تشكر، رضا- كابل
مرداد 30, 1385 at 2:24 ق.ظ
بستگی به زمینه داره / ناطور شبانه
مرداد 30, 1385 at 2:26 ق.ظ
یا ناطور شبانه ها
آبان 2, 1385 at 10:30 ب.ظ
پاسبان شب / پاسباني در ظلمت شب
تیر 6, 1386 at 12:27 ب.ظ
شبرو خاموش