چنین [ترجمه] کنند بزرگان
دوشنبه, اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۸۵ | بدون دسته بندی, چنین کنند بزرگان

Enter a Servant
(خدمتگاری وارد میشود)
Macb. The devil damn thee black, thou cream-fac’d loon! Where gott’st thou that goose look?
مکبث: شیطان سیاهرویات کند، کلهپوک ِ رنگ ِ رو پریده! این قیافهی ابلهانه چی ست؟
Serv. There is ten thousand–
Macb. Geese, villain?
Serv. Soldiers, sir.
خدمتکار: ده هزار اند…
مکبث: چه؟ گوسالهی رذل!
خدمتکار: سربازان، آقا.
Macb. Go, prick thy face, and over-red thy fear,
Thou lily-liver’d boy. What soldiers, patch?
Death of thy soul! those linen cheeks of thine
Are counsellors to fear. What soldiers, whey-faced?
Serv. The English force, so please you.
Macb. Take thy face hence.
مکبث: چهرهات را خونین کن تا سرخی خون سفیدی ترس را بپوشاند،
پسرک بیجگر! کدام سربازان؟ مسخره! جانات برآید! گونههایت که به رنگ گچ است ترس در دلهای دیگران مینشاند. کدام سربازان؟ رنگ پریده!
خدمتکار: سپاه انگلستان، قربان.
مکبث: برو، گور-ات را گم کن.
Exit Servant.
(خدمتگار میرود.)
***
مکبث (مجلس سوم)/ ویلیام شکسپیر/ ترجمهی داریوش آشوری/ انتشارات آگه/ چاپ ششم
۱ دیدگاه to چنین [ترجمه] کنند بزرگان
آقای حقیقت عزیز ، با خوندن متن یاد یه اثر منحصر به فرد افتادم.
نمی دونم پانزده گفتار مجتبی مینوی رو خوندین یا نه واقعا ستودنیه.
آهنگین ترین ترجمه ای که میشه از هملت با حفظ محتوا داشت رو اونجا میشه پیدا کرد.کاش می شد یه بخشی ازش میاوردی.
یه چیز دیگه ؛ فیلم قدیمی هانری پنجم (به لحاظ متن بی نظیرش) رو با دوبله فارسی هم از لحاظ ترجمه دست کمی از شاهکار نداره.ترجمه ی ۱۹۰ دقیقه متن فوق سنگین! دراما به یه نثر مسجع پایبند به اصل ، چی می تونه باشه غیر از شاهکار. کاش میدونستم ترجمه ش کار کی بوده. (البته نسخه ای که به نام هانری
پنجم بیرون اومد نه هنری پنجم!)
- بهتر بود به جای درج نظر ایمیل می دادم چون علاقه ی شخصیمه. بی زحمت اضافاتشو حذف کن چون آسمان و زمین می دونن که من چقدر از مرحله پرتم. -
موفق باشی شدید
اردیبهشت ۲۷, ۱۳۸۵