باید سر کتابم بروم
یکشنبه, اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۸۵ | درباره ترجمه
"رابطه عاشقانه تنگاتنگ ٢۴ ساعت در ٢۴ ساعت! یعنى وقتى که دارم آشپزى میکنم یا مهمانى میروم یعنى در عرض روز، هر کار دیگرى، غیر از آن ترجمه را دارم انجام میدهم، فکر میکنم که این کار بیهوده است و من الان باید پشت میز نشسته باشم و ترجمه کنم. اما خوب؛ زندگى است و باید کارهاى دیگر را هم انجام داد و ساعاتى را هم براى ترجمه گذاشت. وقتى من یک کتابى را شروع میکنم، واقعا تا تمام نشود بدبختم. براى اینکه هر کار دیگرى که انجام میدهم، فکر میکنم که دارم بیخود این کار را میکنم، باید سر کتابم بروم و آن منتظر من است. خیلى رابطه عاشقانهای است!"
[متن کامل ]
لیلی گلستان
۱ دیدگاه to باید سر کتابم بروم
مرسی که این لینک را گذاشتی.
اردیبهشت ۱۱, ۱۳۸۵