فارسی تن به جملات بلند نمی‌دهد

دوشنبه, فروردین ۲۸م, ۱۳۸۵ | درباره ترجمه, درباره زبان, ویرایش

اگر چه در ترجمه ادبیات، واحد ترجمه معمولا جمله است، ولی وقتی جمله متن اصلی بسیار تودرتوست چه دلیلی دارد که آن جمله را حتما در قالب یک جمله ترجمه کنیم. اگر برای ما زبان فارسی، اصل است، آیا اصلا فارسی (منظورمان فارسی خشک، رسمی، اداری یا فارسی متاثر از ترجمه نیست) با جملات بلند سازگار است؟ نه در فارسی محاوره نه در فارسی قدیم (مثلا فارسی تذکره الاولیا) که در آن ارکان جمله آزادی و انعطاف بیشتری در جابجایی دارند، در هیچکدام جملات بلند نداریم. زبانی که می‌توان در آن جملات بلند نوشت، لزوما برتر از زبانی نیست که نمی‌توان در آن جملات بلند نوشت. هر زبان ویژگیهای مخصوصی دارد. مساله اساسی، درک این ویژگیها و رعایت آنهاست. اگر در پی آن هستیم که به جملات فارسی ریتم فارسی بدهیم، ریتم فارسی وقتی به دست می آید که کلمات در زنجیره جمله ترتیبی پیدا کند که در زبان فارسی طبیعی به نظر می‌رسد ولو اینکه این ترتیب عین ترتیب کلمات نویسنده در متن اصلی نباشد…

در انگلیسی می‌توان رشته‌ای از عبارات توصیفی را (در مقام نظر) تا بی‌نهایت در دل یک جمله به دنبال هم آورد. این ویژگی در زبان فارسی وجود ندارد و فارسی تن به جملات بلند نمی‌دهد. البته قواعد نحو و معنا در زبان فارسی قواعدی خشک و ثابت نیست و می‌توان آنها را بسط داد، چنانکه، فارسی رسمی یا فارسی متاثر از ترجمه هم از بسط همین قواعد به وجود آمده است.

دکتر علی خزاعی فر/ مترجم، شماره ۴۰/نقد ترجمه مجید اسلامی از هزارتوی روب گری یه (با اندکی تلخیص)

۲ دیدگاه to فارسی تن به جملات بلند نمی‌دهد

آرش عزیزی
فروردین ۲۹, ۱۳۸۵

به هرحال هنوز یک واقعیت مهم هست و آن هم این‌که بعضی جملات در فارسی عملا یا باید ترجمه نشوند و یا جمله‌هایی بلند می‌شوند و در بهترین حالت بوی ترجمه‌ می‌دهند.

منظور از “بعضی جملات”‌ هم فلان نوشته‌های فلان نویسنده‌ی خاص نیست بلکه بسیاری از نوشته‌های علمی و سیاسی و غیره است.

برای مثال وقتی صحبت از ترجمه‌ی دقیق یک متن سیاسی خاص، یک معاهده ی بین‌المللی یا یک اثر تئوریک و سیاسی باشد، بخصوص اگر نیاز به دقت خاصی در آن باشد زبان فارسی دچار مشکل بسیار خواهد شد و جملات بسیار بلند با یک “است” در انتها و یکسری صفت که آدم باید یک جوری به هم‌ربط‌شان بدهد نتیجه‌ی کار است.

در مورد چگونگی استفاده ویرگول، سمی‌کالن و غیره در جمله‌های بلند نیز می‌توان صحبت کرد.

حنیف
فروردین ۳۰, ۱۳۸۵

گُمان ندارم که خشایار دیهمیی در بازخوانی افکار و آرای هانا آرنت چیرگی لازم را داشته باشد. البته در این شیر تو شیری که الان در ایران وجود دارد هر کسی متخصص هر چیزی هست.

لطفا بگویید اگر کسی که هم کتاب از هانا آرنت و هم کتاب درباره هانا آرنت ترجمه کرده چیرگی لازم را در بازخوانی افکار و آرای هانا آرنت ندارد چه کسی دارد؟

دیدگاه‌تان را بنویسید:

*
To prove that you're not a bot, enter this code
Anti-Spam Image