1 فروردین 1385
ترجیح میدهید ترجمهی بعدیای که از صاحب این بلاگ میخوانید چه باشد؟ مجموعه داستانی از نویسندگان کلاسیک روس، مجموعه داستانی از یک نویسندهی معاصر امریکایی یا رمانی از یک نویسنده معاصر امریکایی؟ چرا؟
1 فروردین 1385
ترجیح میدهید ترجمهی بعدیای که از صاحب این بلاگ میخوانید چه باشد؟ مجموعه داستانی از نویسندگان کلاسیک روس، مجموعه داستانی از یک نویسندهی معاصر امریکایی یا رمانی از یک نویسنده معاصر امریکایی؟ چرا؟
فروردین 1, 1385 at 2:07 ب.ظ
من رماني از نويسنده معاصر آمريكايي را ترجيح مي دهم.چون درست است كه از ادبيات معاصر روس زياد آثاري نيست اما از روس ها زياد خوانده ايم در ايران.مجموعه داستان هم از نوع كتاب هايي ست كه اكنون زياد چاپ مي شود پس رمان را ترجيح مي دهم.
فروردین 1, 1385 at 3:29 ب.ظ
رمان یا مجموعه داستان از نویسندهی معاصر امریکایی…!
فروردین 1, 1385 at 5:20 ب.ظ
آن “چرا”يش کار را خراب ميکند! وگرنه چيزي پرانده بوديم و رفته بوديم.
والله نميدانم اما يه چيز نو رو الان ترجيح ميدم. داستانهاي کوتاه از يه نويسنده معاصر آمريکائي که حد اکثر در بيست سال اخير نوشته شده باشه. هرچه جديدتر بهتر…آره مجموعه داستان. دومي.
اما رمان هم بد نيست. باز هم امريکائي. از کلاسيک روس بقدر کافي خواندهام. کافي که شوخيست البته اما…
حالا انگار دو ترجمه قبلي از ان خانم هنديالاصل را خواندهام که اُرد هم ميدهم! نه والله دستمان نرسيد. به فاميلي در تهران هم گفتيم، گفت: “رو چشام! شما جون بخواه”.
اگر امسال آمدني شديم و نسخهاي مانده بود شايد خودمان بالاخره خريديم و خوانديم.
سال نو بر شما مبارک. سالي پرکار آرزومندم
فروردین 1, 1385 at 5:51 ب.ظ
رمان آمریکایی
فروردین 1, 1385 at 7:19 ب.ظ
هر چه بود خوب است. ترجمه کن ولی خوب خوب خوب.
سال نو مبارک
فروردین 1, 1385 at 11:41 ب.ظ
رمانی از یک نویسنده معاصر آمریکایی
فروردین 2, 1385 at 3:08 ق.ظ
داستان کوتاه معاصر آمریکایی یا حالا خیلی خواستی حال بدهی فرانسوی. روسی هم عمراً
فروردین 2, 1385 at 4:31 ق.ظ
در اين حال و هواي بهاروبيداري
ونازکاي ترنم وترقص و تغزل
که يکسره تفسير سرسبز زندگيست
وشراره هاي شور و شکوفه وشادي ازجان وزبان زمين
زبانه ميکشد
بگذار در اين آخرين ورق هاي فرصت
شادماني و شادکامي و شکوفائي وشکوهي بهارانه
در همه عمر
از آستانه حضرت حق
برايت آرزو کنم…
ترجیحا رمان آمریکایی
فروردین 2, 1385 at 5:43 ب.ظ
من کلاً رمان را به مجموعه داستان ترجیح میدهم و این ترجیح بیش از هر چیزی به سلیقه شخصی برمیگردد. اما در مورد روس یا آمریکایی بودن؛ به نظر من بهترین حالت ترجمه این است که متن (داستان، رمان،… یا هر چیز دیگری) از زبان اصلی به زبان مقصد برگردانده شود و در مورد ادبیات کلاسیک روس هم که ظاهراً آقای سروش حبیبی دارد این کار را انجام میدهد. با این حساب میرسیم به رمان آمریکایی که من رمان انگلیسی (بریتیش) را هم میگذارم کنارش. نمیدانم وضعیت رمان در انگلستان و محدوده UK به چه صورت است، اما دوست دارم آثار زیبای روز دنیا را –مثل همان کتابهای جومپا لاهیری– با معرفی و ترجمه تو بخوانم.
فروردین 2, 1385 at 7:15 ب.ظ
یک نویسنده روس! خیلی دوست دارم نوشته های نوسنده های روسی را بخونم !
فروردین 3, 1385 at 5:48 ق.ظ
another hypocrtitical novel or story
فروردین 3, 1385 at 11:13 ق.ظ
man tarjih midam gahi ke vaght kardi be veblogam sar bezani
فروردین 3, 1385 at 1:37 ب.ظ
هممم
پیشنهاد من آندرا لوی است که بوکر را برد.
فروردین 3, 1385 at 3:17 ب.ظ
اگر از بین اینهایی که نام بردین انتخاب کنم باید بگم رمان یا مجموعه داستان آمریکایی. چون به کلاسیکها، مخصوصاً از نوع روسیاش علاقهای ندارم.
فروردین 6, 1385 at 2:04 ب.ظ
رمان امریکایی . مجموعه داستان زیاد خواندهایم، دلم لک زده برای خواندن یک رمان جدیدامریکای شمالی، اینقدر که اینها یکدست و روان مینویسند. در مورد روسی هم من که اصلا دوست ندارم ، فکر کنم برای نثر تو هم امریکایی خیلی بهتر باشد، به هر حال مترجم هم نثر مخصوص خودش را خواه ناخواه دارد. من ترجیح میدهم امیرمهدی حقیقت ده سال آینده به عنوان مترجم ادبیات جدید امریکایی شمالی شناخته شود تا یک مترجم خوب که از همه جا ترجمه کرده.از طرف دیگر تو خودت میدانی که در ترجمه چه چیزها که از دست نمیرود، بنابراین به ترجمهی دوبارهی یک متن تن نده.داستان همین که از روسی به انگلیسی ترجمه شده از دست رفته، چه برسد که از انگلیسی هم به فارسی ترجمه شود. همیشه فکر میکنم نکند بی علاقهگی ام به ادبیات روسیه نتیجهی متنهای چند بار ترجمه شده باشد که از فرانسه و انگلیسی و آلمانی ترجمه شده اند.
فروردین 7, 1385 at 2:56 ق.ظ
LE FRANCAIS. C ‘EST MIEUX
فروردین 7, 1385 at 4:07 ب.ظ
ترجمه ای از کتاب های شرلوک هلمز باشد.
فروردین 9, 1385 at 1:55 ق.ظ
امیرمهدی جان! یک مجموعه داستان از یک نویسنده خوب آمریکایی برایمان ترجمه کن، (وقتی آنها به انرژی هستهای ما احترام نمیگذارند، این حق مسلم ماست که هرچی دلمان بخواهد ازشان ترجمه کنیم، بیاجازه!) چرایش را هم نپرس . زیاده جسارت است.
فروردین 9, 1385 at 11:07 ق.ظ
حالا چرا انتخاب باید بین آمریکا و روسیه باشد؟ اگر رمانهای خاصی را در نظر داری که بگو وگرنه خب داستان خوب از هر کشوری که باشد خوب است بخصوص اگر آن جامعه شباهت هائی هم به ما داشته باشد. چرا از کشوری جهان سومی نه. خفه شدیم از دست آمریکا و جنس آمریکائی!!
فروردین 9, 1385 at 2:03 ب.ظ
سلام آقای مترجم عزیز. کارهایی که برای ترجمه انتخاب میکنید بسیار دلنشینند .از همنام که بگذریم , در میان گمشدگان هم کار بسیار جالبی بود. منتها حیف که خیلی کم کارید. نمیشود هر سه آنها را انجام دهید؟ البته فکر میکنم مجموعه داستانی کلاسیک از نویسندگان روس خیلی ترجمه شده و دوباره خوانی یک اثر با ترجمه جدید خیلی حوصله میخواهد. بنابراین من هم با رمان یا مجموعه داستانی آمریکایی موافقترم.
فروردین 9, 1385 at 10:56 ب.ظ
سلام.
مجموعه داستان از نویسندهی معاصر امریکایی.
فروردین 10, 1385 at 4:03 ب.ظ
رمان آمریکایی، مثلا Hitchhiker’s Guide to the Galaxy! اگه اینو انتخاب کنی بهت قرضش میدم!
با علمی-تخیلی روسی، غیر از استانیسلاو لم.
فروردین 14, 1385 at 12:29 ق.ظ
سلام! اومدم که رومو زیاد کنم. و به اون قبلی اضافه کنم. نویسنده آمریکایی. ترجیحا: جی دی سالینجر. چون دوسش دارم …
فروردین 14, 1385 at 2:45 ب.ظ
سلام.رمان يا مجموعه داستاني آمريكايي يا هر كجايي ديگر كه انتخاب كنيد. جديد بودنش براي من مهم تر است تا كجايي بودنش.
فروردین 14, 1385 at 3:35 ب.ظ
سلام
رمان آمریکایی البته فرانسه باشه که بهتره
فروردین 17, 1385 at 3:58 ق.ظ
در میان گمشدگان فوق العاده بود
باز هم از دن چاون ترجمه کنید
اردیبهشت 22, 1385 at 5:15 ب.ظ
شاید یک کتاب که تا به حال کسی به فکر ترجمه اش نیفتاده: دیدار در ساماراAppointment in Samara
نوشته جان اوهارا