22 اسفند 1384
- ترجمهتان از«زندگی در پیش رو»ی رومن گاری گویا به چاپ چهارم رسیده.
لیلی گلستان: این كتاب سال 1358 درآمد و بعد از شش ماه توقیف شد. یعنی خمیر شد. آنهایی كه امیركبیر را مصادره كرده بودند این كار را كردند. فكر میكردند من باید بچهی توی كتاب را تربیت كنم. خب من این كار را نكردم. من بچه ی خودم را هم نمیتوانم تربیت كنم، چه برسد به او كه تو كتاب است. میگفتند این بچه حرفهای بد میزند. میگفتند برشان دار. گفتم تمام شیرینی كتاب به حرفهای بد همین بچه است.
بخشی از گفتوگو با لیلی گلستان
اسفند 23, 1384 at 12:51 ب.ظ
سلام .خیلی دوست داشتم بعد از خواندن کتاب همنام مثل کتاب مترجم دردها به خودتون می گفتم که چقدر زیبا بود و چند بار خواندم . بعد از خواندن داستان همشهری جوان و… … خوشحالم که پیدا شدید.