7 اسفند 1384
1
time passed.
= گذشت.
مثلا" گذشت، تا یک روز…"
***
***
2
collective imagery = خیالستان جمعی.
من در imagery چیزی از جنس مکان نمیبینم که خیالستان انتخاب شود.
این نظر دوستی درباره معادل داریوش آشوری برای collective imagery است. موافقید؟
پ.ن: لینک اصلی گفتوگوی آشوری با روز:[+]
اسفند 8, 1384 at 4:28 ب.ظ
ديدم راجع به collective imagery استاد: “خيال ستان جمعي ” نوشته ايد، كمي فضوليم گل كرد و خواستم نظري بدهم. بهنظرم با اينكه زيبا ست،باز كمتر حق مطلب را ادا مي كند.چراكه به نظرم اينقدر گسترده نيست كه پسوند “ستان” بگيرد.با اين وجود به گمانم اگر “خيالكده” مي شد كمي انعطافش بيشتر بود.با كمي گشت و گذار در ادب بومیِ خودمان، مثلن “هفت پيكر” كه سراسر از اين جور وهم و خيالات است ، شايد معادل نزديكتري براي آن پيدا كنيم.نمي دانم. كسي حوصله كند و ببيند شايد بد نباشد. اما اينها را گفتم تا بهانه كرده باشم راجع به معادلي كه استاد برایِ globalization آورده اند نيز نظرتان را جويا شوم. بهنظرم “بد خوان” است.چون به عقيده اين كمترين بايد واژه ها از لحاظ واج ها و حتا املايشان طوري انتخاب بشوند كه كمترين غلط را به هنگام خواندنشان در پي داشته باشد.بهنظر شما “كُره گير” معادل خوبيست؟فرض بگيريد كسي ضمه اش را نگذارد.ممكن است كَرهگير بخوانند.ياد خيك و مشك كرهگيري مي افتيم.روي اين اصطلاح هم كمي درنگ بفرماييد ممنون مي شوم.
اسفند 8, 1384 at 6:56 ب.ظ
سلام البته حقيرسواد چنداني ندارم ولي جمع خيالي يا خيال جمعي هم شايد مناسب باشد
راستي آقاي حقيقت پيش از اين به وبلاگ من هم سري مي زديد
چه شد كه از ما رو گردانديد
اسفند 8, 1384 at 11:52 ب.ظ
What is "collective imagery" anyway?! I’ve heard about "collective consciousness" before, but …
—
Amirmehdi: Read the linked interview.
اسفند 9, 1384 at 4:41 ب.ظ
وقت گذشت.
اسفند 10, 1384 at 12:20 ب.ظ
من همچنان بر این ترجمه شک دارم. موضوع این است که به نظرم معنای خیلی شسته و رفتهای هم در انگلیسی ندارد. با یک موتور جستجو به دنبال این کلمه بگردید تا ببینید که خیلی کم کاربرد است. با این همه حسام هنوز میگوید که این ترجمه دقیق نیست. نظر شما چیست؟
اسفند 12, 1384 at 8:57 ب.ظ
the linked interview is banned!
–
صاحب بلاگ: این گفتگو به تازگی در بلاگ داریوش آشوری هم قرار گرفته است: [+]