از هر دری سخنی + کارگاه ترجمه



* سایت اطلاع رسانی فرش ایران  فهرست کامل و البته شلوغی از رنگ‌ها را ارائه داده. خوبی‌اش این است که هر رنگ را با توضیحی همراه کرده که تقریبا مشخص می‌کند چه رنگی است. ویکی فارسی هم فهرست نسبتا مرتبی دارد.[+] البته هیچ کدام اینها کامل نیست، و مجموعه‌ای را که در اینجا فراهم شده، چیزهایی است که آنان ندارند، و بالعکس. باید جدا و مشخص‌شان کنیم و فهرست تروتمیزی گرد آوریم.

* ماجرای مرزنگوش  و پونه و آویشن و غیره را هم دوستی در بخش  نظرات، با توضیحاتی از روی یک فرهنگ گیاهی  خاتمه داده. 

* از مهدی، حمید و سایر نظردهنده‌ها سپاسگزارم. شما مشارکت وبلاگی را معنی کردید! (به سبک چرندیات رسانه‌ای)

* در نمایشگاه امسال از ناشران دانمارکی خبری نیست، و حتما خبر پیشنهاد حذف روز جهانی کودک، سالروز تولد هانس کریستین اندرسن از تقویم‌ها را هم شنیده‌اید.

* داریوش آشوری در گفت‌وگویی collective imagery را خیالستان جمعی ترجمه کرده، که بی‌نظیر است. 

***

و اما کارگاه ترجمه:

از داستانی از امبروز بیرس، درباره درخت تاکی که رازی را فاش کرده، و پس از ماجراهایی، حالا بر جای خود آرام گرفته:

The vine is as orderly and well-behaved a vegetable as a nervous person could wish to sit under of a pleasant night, when the katydids grate out their immemorial revelation and the distant whippoorwill signifies his notion of what ought to be done about it.

  • Share/Bookmark
 

۲ نظر

  1. این collective imagery را در چه بافت‌ای این‌گونه ترجمه کرده‌اند؟! به هر حال من در imagery چیزی از جنس مکان نمی‌بینم که خیالستان انتخاب شود.

  2. بدان هنگام که حشرات درختی در حال ارسال الهامات همیشگی اشان به سوی همدیگر هستند و مرغ حشره خوار از فاصله ی دور برای به دام انداختنشان نقشه می کشد، تاک همچون آدم آشفته ای که مایوسانه بخواهد در شب دلپذیری بنشیند و آرامش پیشینش را بازیابد، تقلای آرامش و آراستگی می‌کند.

نظر بدهید