3 دی 1384

طرح جلد اولین شماره نیویورکر که سالهاست در سالگرد تاسیسش دوباره چاپ میشود.
***
دوستان چلچراغی چیزی درباره نیویورکر خواستند. نوشتم و دادم. امروز چاپ شده، در پروندهای. اینجا هم میگذارم:
***
در 21 فوریه 1925 هارولد راس و همسرش جین گرانت -که گزارشگر تایمز بود- مجله نیویورکر را در خیابان بیست و پنجم غربی منهتن تاسیس کردند. راس میخواست روی دست مجلات طنز آبکی آن روزگار امریکا، بخصوص لایف ، که سابقا برایش کار میکرد، بلند شود و مجلهای طنزآمیز با مضمون و محتوای جدی و عمیق دربیاورد. همین کار را هم کرد و تا 1951 که مرد، سردبیری نیویورکر را بر عهده داشت.
این مجله هیچ وقت وجه طنز خود را از دست نداد، اما در عین حال، خیلی زود به مرجعی برای علاقمندان به ژورنالیسم حرفهای و داستان "جدی" تبدیل شد. در دهههای بعدی داستانهای کوتاهی از نویسندگان برجسته قرن بیستم و بیست و یکم در نیویورکر منتشر شد. نویسندگانی از جمله آن بیتی، جان آپدایک، ولادیمیر ناباکوف، آلیس مونرو، و جی دی سالینجر. میگویند در ستایش و نقد داستان لاتاری شرلی جکسون بیشتر از هر داستان دیگری در تاریخ نیویورکر، از خوانندهها نامه رسیده است. اوایل، نیویورکر هفتهای دو سه داستان چاپ میکرد اما بعد از آن به روال ثابت یک داستان در هر شماره رسید. ویژگی اصلی بخش داستان این مجله تنوع داستانهاست. نیویویرکر نه تنها از داستاننویسهای امریکایی، بلکه از داستان نویسهای سرزمینهای دیگر دنیا هم داستان چاپ میکند که بسیاری از آنها را باید اول بدهد به انگلیسی ترجمه شوند. واقعیتی را باید پذیرفت: نیویورکر بود که داستان کوتاه را به عنوان یک فرم ادبی جدی در امریکا و به تبعش در دنیا رواج داد و محبوبیت بخشید.
مقالات و گزارشهای نیویورکر هم کم شهرت و اعتبار ندارد. مدت کوتاهی بعد از جنگ جهانی دوم، مقاله جان هرسی به نام هیروشیما یک شماره کامل از مجله را پر کرد. بعد از حادثه 11 سپتامبر، آرت اسپیگلمن، کاریکاتوریست و طراح جلد نیویورکر به دلیل خودسانسوری سردبیران و مخالفت با طرح جلد سیاسی یکی از شمارهها، استعفا داد. مدتی بعد، نیویورکر سیمور هرش، خبرنگار- کارآگاه حرفه ای، را استخدام کرد تا در حوزههای سیاسی و امنیتی گزارشهایی تهیه کند. او مقالات و گزارشهای فراوانی در باب حمله امریکا به عراق نوشت و افشاگریاش از جنایات زندان ابوغریب و نقشههای پنتاگون برای حمله نظامی به ایران بازتاب جهانی داشت.
نیویورکر تا کنون 5 سردبیر داشته و در حال حاضر سالی 46 شماره منتشر میشود.
***
درباره جشنواره نیویورکر
شش سال است که در نیویورک، در روزهای 23، 24 و 25 سپتامبر، جشنواره نیویورکر برگزار میشود. این جشنواره فرصتی است برای جلسات داستانخوانی نویسندههای برجسته، اجراهای موسیقی، جلسات گفتو گو با نویسندهها، مناظره و همچنین گشت و گذار در نیویورک در قالب تورهای فرهنگی.
مایکل کانینگهام ، کوفی عنان، برادران کوئن، استفن کینگ، جومپا لاهیری، ، استیو مارتین، جیمی فاکس، و ای ال دکتروف از جمله کسانی هستند که در دو سال گذشته در این جشنواره داستان خواندهاند، آواز خواندهاند، حرف زدهاند یا گفت و گو کردهاند.
نشریه نیویورک آبزرور این جشنواره را "هفته مد برای آدمهایی که کتاب میخوانند" توصیف کرده.
***
کارگاه ترجمه
“Fashion Week for people who read.” –The New York Observer
"هفته مد برای آدمهایی که کتاب میخوانند"
به گمانم برای Fashion week شاید معادلی بهتر از "هفته مد" هم بتوان یافت، کما اینکه برای کل جمله هم.
نیز ممکن است کسی بگوید "کتاب" را در جمله پایانی میتوان یا باید حذف کرد.
دی 3, 1384 at 10:21 ب.ظ
هفتهء مد برای آدمهای کتابخوان هم بد نیست.
دی 4, 1384 at 5:24 ب.ظ
سلام
يا شايد “هفته اختصاصي براي كتابخوانها”
دی 5, 1384 at 4:29 ق.ظ
سلام . ممنون اطلاعات جالبي بود !
دی 6, 1384 at 2:29 ق.ظ
با وجود ظاهر ساده اش، جمله دشواری است برای ترجمه. به عبارتی هم عناصر فرهنگ غیرایرانی را دارد و هم قابلیت های خاص انگلیسی را که این هر دو ترجمه را در دست انداز می اندازند. اولینش همین Fashion Week. خب خیلی راحت می توان معادل این دو تا را پیدا کرد و مثلاً نوشت «هفته مد». اما این «هفته مد» چه تصویری در ذهن مخاطب ایرانی ایجاد می کند؟ هیچی! چون ما به ازایش را ندیده و نداشته. البته «هفته کتابخوانی» را شنیده، اما آیا این «هفته مد» همان است؟ بنابراین اینجا یک نفر آدم آگاه به فرهنگ و رسوم کشور مبدأ لازم است تا برای ما توضیح بدهد که در Fashion Week چه کار می کنند. آن وقت بر اساس آن شرح می توان یک معادل خوب که تا حد ممکن به واژه های انگلیسی اش هم وفادار باشد، ساخت. مشکل دوم هم به people who read برمی گردد. در انگلیسی این جمله معمول است. اما همین را فارسی کنید تا ببینید یک چیزی کم دارد: «آدم هایی/مردمی/کسانی که می خوانند/اهل خواندن هستند.» اما خواندن ِ چی؟ مجله، روزنامه، کتاب،… یا همه آنها؟ تازه «خواندن» خالی در فارسی معنای «آوازخواندن» (Sing) هم می دهد. پس باز هم باید دید که این هفته چیست و چه کاری تویش انجام می دهند تا بشود جمله را واقعاً به فارسی برگرداند. (یا شاید بدون داشتن این اطلاعات بتوان نوشت: «آدم هایی که اهل مطالعه هستند» یا بهتر از آن: «آدم های اهل مطالعه»، این به نظرم برگردان خوبی است.)[هفته مد (؟) برای آدم های اهل مطالعه]
دی 6, 1384 at 6:56 ب.ظ
دوست عزيز وبلاگت تو جستجوگرهاي مختلف متفاوت نشان داده ميشه و با جستجوگر من تقريبا نميشه هيچي رو تشخيص داد و خط ها تو هم تو همه.
–
صاحب وبلاگ: این مشکل را با رفتن به view در بالای صفحه اکپلورر، و از آنجا به text size و سپس بزرگتر کردن اندازه فونتها حل کرد.
دی 6, 1384 at 10:57 ب.ظ
http://isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-638638
دی 6, 1384 at 11:18 ب.ظ
“هفته مد اهل کتاب”
“هفته مد کتاب خوان ها”
“مدبازار کتابخوان ها” (!)
دی 7, 1384 at 5:02 ب.ظ
سلام، چون Fashion Week با حروف بزرگ نوشته شده احتمالاً اسم خاص مي باشد و به نظر من نام يك مجله است. پس مي توان چنين گفت: " فشن ويك، مجله اي خواندني"
__
صاحب وبلاگ: نه، درباره جشن هفته نامه نیویورکر است. نام مجله نیست.
دی 10, 1384 at 8:02 ب.ظ
«آدم های اهل مطالعه»
فروردین 26, 1385 at 7:21 ب.ظ
بکار بردن این دو کلمه با هم fashion Week در زبان انکلیسی هم برای خواندن کتاب چندان مرسوم نیست. چون Fashion همان مد است و بیشتر برای نمایش مد لباس بکار می رود یا نمایش های این چنینی. به نظر من یک ترکیب تازه یی ست که برای زیبایی نوشتاری ساخته شده. هفته مد معادل بجایی برای آن است. و همان طور که جمله انگلیسی اش نامرسوم است در برگردان فارسی آن نیز ناموس بودن آن مشخص می شود. اما می توان با توجه به زبان فارسی معادلی مثل هفته بازار کتاب خوانها، یا جشنواره هفتگی اهل کتاب ترجمه اش کرد.
فروردین 27, 1385 at 12:16 ق.ظ
برگزاري هفته ي مد و طراحي لباس براي
افرادي كه “نيويورك آبزرور” مي خوانند.
يامي شه گفت : برگزاري هفته ي طراحي لباس و
مد براي خوانندگان “نيويورك آبزرور”…..