23 آذر 1384
در مطلب دو ترجمه ، شخصا "جایی را" در ترجمه اول را بیشتر میپسندم تا "هیچ ایستگاهی را"، ولو در متن اصلی واژه Station آمده باشد؛ و ولو باقی جملههای این دو ترجمه با هم قابل مقایسه نباشند.
23 آذر 1384
در مطلب دو ترجمه ، شخصا "جایی را" در ترجمه اول را بیشتر میپسندم تا "هیچ ایستگاهی را"، ولو در متن اصلی واژه Station آمده باشد؛ و ولو باقی جملههای این دو ترجمه با هم قابل مقایسه نباشند.
آذر 23, 1384 at 5:26 ب.ظ
راست می گی آقا! من هم با تو موافقم.
آذر 23, 1384 at 5:37 ب.ظ
سلام
بنظر شما اگه بگيم “رو هيچ موجي نمي رفت “ايرادي داره؟
آذر 23, 1384 at 6:48 ب.ظ
کتاب همنام را دیشب تمام کردم ترجمه بسیار خوب و روانی داشت با همه وجود اتفاقاتش را حس کردم چون دقیقا همان است که دارم در زندگی روزمره می بینم. ممنون از ترجمه روانش که کتاب را اینهمه زیبا کرده بود
آذر 24, 1384 at 8:49 ق.ظ
سلام… همانطور که شاید بدانید منطقهء برانکس (Bronx) منطقهاىاست در نیویورک که حدود ِ یکسوّمِ ساکنانش زیر ِ خطّ ِ فقر زندگىمىکنند و نامش در فرهنگ آمریکایی (و حتّى بعضى کشورهاى ِ دیگر مانند ِ فرانسه) مترادفشده با خشونت و درهمریختگى (به عنوان ِ مثال اینجا را ببینید). آدمى که از برانکس آمده بعیداست چندان اتوکشیده و لفظ ِ قلم حرفبزند. آقاى ِ دریابندرى به خوبى این موضوع را متوجهشده و در مقایسه با لحن ِ ترجمهء آقاى ِ برکت، سعىکرده لحن ِ نوشته را قدرى به گفتارى، و حتى گفتارى ِ عامیانه، نزدیککند. این موضوع شاید حتّى جاى ِ کارِ بیشتر داشتهباشد. با این که به متن ِ اصلى دسترسىندارم و براى ِ طبعآزمایی ، این متن را با توجّه به دو متن ِ ارائهشده پیشنهادمىکنم:
” یه دَرو بازکردم و دیدم که واى! یه حموم بود با یه وان ِ گنده، چند تا حولهء سفید رو جاحولهاى و یه آینهء قدّىام پشت ِ دَرِش. حمّومِش قـَدّ ِ آشپزخونهء ما بود. کـَفـِـش کاشى ِ کوچیک ِ هشتگوش، عین ِ پاگرداى ِ خودمون تو برانکس، امّا خیلى تروتمیزتر. کنار ِ تختام یه رادیو بود که پارازیت پخشمىکرد و انگارى جایی رو نمىگرفت”
آذر 24, 1384 at 11:55 ق.ظ
… در خطِّ اوّلِ متن ِ پيشنهادى در نظر ِ قبل “…چند تا حولهء سفيدِ نازک رو جاحولهاى…”درست است.
آذر 24, 1384 at 9:16 ب.ظ
چطوری، رفیق؟ این سایتت واقعاً عالیست، عزیز… همیشه پیگیرم. کتاب جدید چه خبر؟