دری را باز کردم و خدای من، حمامی خیلی بزرگ که به اندازه آشپزخانه ما بود. آینه‌ای تمام قد داشت و چند حوله سفید از میله آویزان بود. کف اتاق با آجرهای هشت گوش سفید کوچک فرش شده بود، درست مثل راهروهای خانه‌های برانکس، با این فرق که خیلی تمیزتر بود. کنار تخت یک رادیوی مبله بود که گرچه سروصدایی می‌کرد اما بعید بود جایی را بگیرد.

بیلی بتگیت/ بهزاد برکت/ نشر قطره

یک در را باز کردم، دیدم وای! یک حمام با یک وان بزرگ و چند تا حوله سفید نازک رو جاحوله‌ای و یک آینه قدی هم پشت در. حمامش به بزرگی آشپزخانه ما بود. کف‌اش سرامیک هشت ضلعی کوچک بود، مثل پاگردهای خودمان تو برانکس، ولی خیلی تمیزتر. کنار تخت خواب یک رادیو بود که خرخر می‌کرد ولی مثل اینکه هیچ ایستگاهی را نمی‌گرفت.

بیلی باتگیت/ نجف دریابندری/ انتشارات طرح نو