18 مهر 1384
Old man: Irun desuka
Bob: In desuka?
Old man: Irun desuka
Bob: Eh–
Old man: Nihon ni. Japan
Bob: Japan
Old man: Appuh
Bob: Japan. appuh
Old man: Japan. appuh. appuh
Bob: After?
Old man: Japan. appuh. nannen.
Bob:nannen.

این صحنه بینظیری از فیلم lost in translation است: باب در انتظار بیرون آمدن شارلوت از مطب پزشک نشسته. پیرمردی ژاپنی در صندلی کناری چیزهایی به او میگوید، شکلکهایی در می آورد و ( نه چندان مصرانه) میکوشد حرفش را حالی باب کند. باب زور خودش را میزند اما دست آخر، چیزی دستگیرش نمیشود.
دو زن در صندلی پشتی با تماشای تلاش ناموفق این دو مرد زیرزیرکی میخندند- دو مردی که ساکن دو قاره متفاوت جهاناند اما اکنون در کنار هم نشستهاند.
پ.ن: عنوان رایج فارسی فیلم (گمشده در ترجمه) معادل خوبی نیست. در ترجمه که گم نمیشوند.
بنابرین کارگاه ترجمه شماره 17 را به ترجمه عنوان این فیلم اختصاص میدهیم.
—
کارگاه ترجمه [17]
—– LOST IN TRANSLATION —–
–
پ.ن2: این تغییر فونتها دست من نیست. مشکلی فنی است که برای خود من هم اعصابخردکن شده. چارهاش را نمیدانم.
–
مهر 18, 1384 at 5:08 ب.ظ
استاد عزيز. سلام.
اگر زيادي تخيلي بودن شرمنده. ولي مترجم بايد براي انتقال مفاهيم كمي به خودش اجازه تخيل بده.
)
متاسفانه فيلم رو نديدم. و حتماً نام فيلم به موضوع داخل فيلم ربط زيادي دارد. ولي اينجوري اگر بخواهيم بگوييم:
يك) گرفتار ترجمه
دو) درگير ترجمه
سه) مترجم گمراه
چهار) مترجم مفقود
مخلصيم
مهر 18, 1384 at 6:52 ب.ظ
این عبارت «Lost in Translation» یک عبارت کلیشه ای در زبان انگلیسی است که بار معنایی منفی دارد و اغلب برای ترجمه های ضعیف به کار برده می شود. مثلاً اگر برای کتابی که ترجمه شده این عبارت را به کار ببرند منظور این است که آن کتاب آنقدر بد ترجمه شده (حال یا به دلیل ضعف مترجم یا غیر قابل ترجمه بودن متن اصلی)که کلی از عناصر و اطلاعات موجود در متن اصلی در ترجمه «از دست رفته» یا «گم» شده است…
مهر 18, 1384 at 10:51 ب.ظ
توضيح دوستان بجا و مناسبه.اما
be lost in s.th
يعني اونقدر هوش و حواست جمع كاري باشه كه ديگه نفهمي دور و برت چي مي گذره مثل وقتي ميگن طرف غرق در افكارشه. با اين توصيف شايد بشه گفت”محو ترجمه”
ولي بار معنايي منفي كه دوستمون به اون اشاره كرده هم به نظر درست مياد و اگر از اين بابت مطمئن بشيم قضيه كمي فرق مي كنه و شايد در آنصورت بد نباشه بگيم “ناكام در ترجمه”
مهر 19, 1384 at 1:14 ب.ظ
این هم نظر دوست عزیز دیگری است ( Amir T ) که ای میل کرده. البته کاش اشاره ای به مفهوم این تعبیر در همان زبان انگلیسی می کرد (بکند):
سلام. نه توانستم پای صفحه پيغام بذارم، نه حتی توانستم comment های بقيه رو ببينم. عرض شود که ترجمه عنوان ِ فيلم ها ميتونه کار ِ مشکلی باشه،
چون اغلب اين عنوان ها به چيز ایی دلالت دارند که
در زبان ِ انگليسی يه معنی ِ جا افتاده داره و مشابه ِ اون در زبان ِ فارسی چه بسا که نباشه اصلا. مثل ِ همين Lost in Translation که به معنی ِ مفهومی
هست که با ترجمه منتقل نميشه و در عنوان ِ فيلم با
اين عبارت بازی شده .
مهر 19, 1384 at 2:36 ب.ظ
این هم نظری از دوستی دیگر.( از همه بابت مشکلات موقتی سایت پوزش می خواهم):
سلام … متاسفانه چند بار سعی کردم ولی
گویا کامنت هایتان اشکالی دارد…
خواستم فقط این نکته را ذکر کنم که
Lost in translation
علاوه بر عنوان این فیلم عنوان یک شعر
معروف از جیمز مریل است، و همینطور عنوان
کتابی از نیکول مونز.
http://en.wikipedia.org/wiki/Lost_in_Translation_%28book%29
http://en.wikipedia.org/wiki/Lost_in_Translation_%28poem%29
با توجه به موضوع فیلم به نظر من “غرق در
ترجمه” یا “محو در ترجمه” ترجمه های خوبی
هستند ولی شاید با توجه به نکاتی که دوستان
ذکر کردند اصطلاح مناسب تری بتوان یافت!
پایدار باشید
ارادتمند
آلیوس
http://lanternblog.com
مهر 21, 1384 at 12:11 ق.ظ
سلام
به نظرم رسيد خوبه اين يكي رو هم اضافه كنم
“در گير و دار ترجمه”
مهر 21, 1384 at 9:06 ب.ظ
من فیلم رو دیدم. بازیگر اصلی انگار در ژاپن گم شده. مدونید چطور اون در فیلم گم نشده بلکه از جایی به جای دیگر می رود و سپس با کاراکتر دختر فیلم آشنا می شود که او هم انگلیسی زبان است. انگار موری بازیگر نقش اصلی سرگردان است در کشوری است که حتی قد او هم استاندارد نیست وبلند قد است. او نمی تواند جهان اظطراف اش را درک کند. به نظرم حیران و سرگردان به خاطر درونمایه فیلم مناسب باشد. البته به نظرم نام اشیاء در ربان مبداء را نمی شود با همان بار معنایی به زبان مقصد ترجمه کرد.
مهر 21, 1384 at 10:08 ب.ظ
باز هم سلام
من فيلم رو نديدم ولي كم و بيش ميد ونم داستان از چه قراره ودر تاييد صحبت دوستمون “رامين” حتي جايي خوندم كه چون عنوان اين فيلم در يكي دو زبان ديگربدليل نبود تعبير معادل قابل ترجمه نبوده ، بناچارعنوان
Lost in Tokyo
براي فيلم انتخاب شده كه يعني “سرگردان در توكيو”
ظاهرا اين رشته سر دراز دارد.
مهر 27, 1384 at 9:45 ب.ظ
man fekr mikonam kollan dar in mavaared baayad be padide ye "intertextuality" kheyli tavajjoh kard. hamoon towr ke pish-tar goftam (va to ham lotfan be khatt e faarsi daraavordi) gaah i asaami e film haa towr i entekhaab mishe ke mokhaatab e engelisi-zabaan mitoone oon onvaan ro dar zehn esh be mafaahim e dige rabt bedee. ya’ni sevaa ye ma’naa ye "literal" e onvaan, khod-be-khod baraaye mokhaatab e baahoosh va baasavaad chiz haa ye digari tadaa’i mishe ke moshkel mishe in ertebaat haa ye ma’naa’i az daalaan e tarjome jaan e saalem be dar bebarand, ya’ni daqiqan hamin mesdaaq e hamin padide ye "lost in translation" mishavand. sa’y mikonam nemoone ye khoob i peydaa konam va dar "comment" e ba’di biaavaram.
امیرمهدی: اگر سخت خوانده می شود ترجمه (؟!) فارسی سخنان را در انتها آورده ام.
مهر 27, 1384 at 10:08 ب.ظ
khob, aasaan bood! be film haa ‘i ke al’aan bar parde hastand negaah kardam va onvaan e yek film hast: Where Truth Lies. bedoon e in ke aslan film raa dide baasham yaa bedaanam dar che mowred i st qazaavat mikonam: dar in onvaan baa kalamaat baazi e qashang i shode, choon fe’l e “lie” do ma’naa daarad ke bastegi be in ke che ma’naa ye aan raa begirim ma’ni e onvaan avaz mishavad. negaah va moqaayese konid:
The truth of the matter lies in the fact that …
va albatte aan ma’naa ye digar e “lie”: Don’t lie to me!
مهر 27, 1384 at 10:09 ب.ظ
haalaa agar bekhaahid in onvaan (Where Truth lies) raa tarjome konid, hamaan hekaayat e “lost in translation” pish mi’aayad!
مهر 27, 1384 at 10:12 ب.ظ
p.n. albatte injaa “intertextuality” chandaan kaare ‘i nabood, pas sa’y mikonam ba’dan mesaal haa ye digar biaavaram.
مهر 28, 1384 at 2:50 ق.ظ
mikhaaham ezaafe konam ke kalamaat dar har zabaan i baa digar kalamaat rabt i daarand ke zaati e aan haa nabaashad, balke momken ast az besyaar kenaar e ham dide shodan e 2 loghat rabt i beyn e aan haa padid aayad. masalan hich kas “shatm” raa dar faarsi be tanhaa’i be kaar nemibarad, va ma’moolan ham ma’ni e aan raa nemidaanand. hamishe baa “zarb” mi’aayad. dar engelisi ham hamintowr ast. dar aghlab e jaraayed e engelisi zabaan az in khaasiyyat estefaade mikonand va onvaan haa ‘i misaazand ke eshaare (allusion) daarad be chiz i ke aadam e engelisi-zabaan midaand, vali agar tarjome ye tahtollafzi shavad aan “allusion”, aan raabete ye naa-mar’i e arazi ke dar zabaan e mabda’ beyn e loghaat boode az beyn miravad.
(daqiqan moshaabeh e in vaz’iyyat ke kalamaat i ke dar yek zabaan baa ham ham-qaafiye hastand, mo’aadel haa shaan dar zabaan e digar lozooman baa ham ham-qaafiye nistand.)
baraaye didan e towsif e behtar i az aan che neveshtam negaah i be matn i darbaare ye “semiotics” biandaaz.
مهر 30, 1384 at 1:26 ب.ظ
نظرات جناب Amir T عزیز را به فارسی ترجمه کردم که سهل تر خوانده شود:
Amir T : من فکر ميکنم کلا در اين موارد بايد به پديده intertextuality خيلي توجه کرد. گاهي اسامي فيلم ها طوري انتخاب ميشه که مخاطب انگليسي زبان ميتونه اون عنوان رو در ذهن اش به مفاهيم ديگه ربط بده، يعني سواي معناي literal عنوان خود به خود براي مخاطب باهوش و باسواد چيزهاي ديگري تداعي ميشه که مشکل ميشه اين ارتباط هاي معنايی از دالان ترجمه جان سالم به در ببرند. يعني دقیقا مصداق همين پديده lost in translation مي شوند. سعی ميکنم نمونه يه خوبي پيدا کنم…
خوب آسان بود. به فيلم هایي که الان بر پرده هستند نگاه کردم. عنوان يک فيلم هست: Where Truth Lies
بدون اين که اصلاً فيلم را ديده باشم يا بدانم در چه موردي ست قضاوت ميکنم در اين عنوان با کلمات بازي قشنگي شده. چون فعل lie دو معنا دارد که بستگي به اين که چه معناي آن را بگيريم معني عنوان عوض ميشود. نگاه و مقايسه کنيد:
1. The truth of the matter lies in the fact that …
و البته آن معناي ديگر lie را: Don’t lie to me
حالا اگر بخواهيد اين عنوان (Where Truth lies) را ترجمه کنيد همان حکايت lost in translation پيش ميايد.
پ.ن: البته اينجا intertextuality چندان کاره اي نبود. پس سعي ميکنم بعدا مثال هاي ديگر بياورم.
ميخواهم اضافه کنم که کلمات در هر زباني با ديگر کلمات ربطي دارند که ذاتي آنها نباشد بلکه ممکن است از بسيار کنار هم ديده شدن دو لغت ربطي بين آنها پديد آيد. مثلا هيچ کس شتم را در فارسي به تنهایی به کار نميبرد و معمولا هم معني آن را نميدانند هميشه با ضرب ميايد. در انگليسي هم همين طور است. در اغلب جرايد انگليسي زبان از اين خاصيت استفاده مي کنند و عنوان هایی ميسازند که اشاره (allusion) دارد به چيز ي که آدم انگليسي زبان ميداند ولي اگر ترجمه ي تحت اللفظی شود آن allusion، آن رابطه نامرئي عرضي که در زبان مبدا بين لغات بوده از بين مي رود. دقیقا مشابه اين وضعيت که کلماتي که در يک زبان با هم هم قافیه هستند معادل ها شان در زبان ديگر لزوما با هم هم قافيه نيستند. براي ديدن توصيف بهتري از آن چه نوشتم نگاهي به متني درباره “semiotics” بينداز .
آبان 9, 1384 at 5:31 ق.ظ
Look at these titles from the current issue of The Economist (http://www.economist.com/printedition/): “Ride and prejudice”, “Tails of the city “, “Twins together, Poles apart”, “For whom the school bell tolls “, “Spaced-out students “, … In all of these there are word-plays, allusions, puns, etc. that will be “lost in translation”.
بهمن 3, 1384 at 2:17 ب.ظ
saite galebye >>>>>>>>>>>>>??
دی 27, 1385 at 1:12 ب.ظ
سلام
من اين فيلم رو نديدم پس اگه اشتباه نظر ميدم ببخشيد
با توجه به گفته هاي كساني كه اين فيلم رو ديدن من فكر ميكنم مشكل اين آقا اينه كه نمي تونه چيزايي رو كه ميشنوه به زبان خودش برگردونه پس مجبوره كمي تلاش كنه تا از راههاي ديگه مثل موقعيت بفهمه كه اونا چي ميگن شايد بشه گفت “در تلاش دريافت”.
با اين عنوان بيننده وقتي فيلم رو مي بينه ميفهمه يا تقريبا ميشه گفت مي فهمه منظور دقيق چي بوده.