The Apocalypse-1
سه شنبه, مهر ۱۲م, ۱۳۸۴ | چنین کنند بزرگان
The cowherds and peons of the blacklands listened to him in silence, intrigued, terrified, moved. Occasionally, someone interrupted him- though this occured rarely, since his gravity, his cavernous voice, or his wisdom intimidated them- in order to dispel a doubt. Was the world about to end?
گاوچرانان و کارگران روزمزد خاموش، هیجانزده، ترسیده و مبهوت به سخنانش گوش میسپردند. گهگاه کسی به میان سخنانش میدوید- اما به ندرت، چرا که وقار او، صدای پرطنیناش، یا خرد و هوشیاریاش ایشان را مرعوب میکرد- تا شک خود را با او در میان بگذارد. بهراستی آخرالزمان نزدیک بود؟
جنگ آخرالزمان/ برنده جایزه کتاب سال ۱۳۷۹/ترجمهی عبدالله کوثری
۵ دیدگاه to The Apocalypse-1
سلام… با احترام به استاد کوثرى ترجمهاى دیگر از باب ِ طبعآزمایی (توضیح: Blacklands اگر
اشتباهنکنم مجموعه مرغزارىاست در تگزاس [آمریکا]. بعنوان ِ مثال اینجا را ببینید)
”گاوچرانها و کارگرهاى ِ غیرماهر ِ مرغزارهاى بِـلَکلـَند به حرفهایشگوشدادند. خاموش، مجذوب و وحشتزده بودند. جاخوردهبودند.گاهى کسى حرفش را قطعمىکرد، البته در آخرهاى ِ صحبتش؛ جذبه، طنین ِ صدا و شاید هم خردورزیش بیش از آن ترس در دل ِ شنوندگان انداختهبود که چون و چرا به میانبیاورند. دورهء
آخرالزّمان رسیدهبود؟”
مهر ۱۲, ۱۳۸۴
سلام… با احترام به استاد کوثرى ترجمهاى دیگر از باب ِ طبعآزمایی (توضیح: Blacklands اگر
اشتباهنکنم مجموعه مرغزارىاست در تگزاس [آمریکا]. بعنوان ِ مثال اینجا را ببینید)
”گاوچرانها و کارگرهاى غیرماهر ِ مرغزارهاى بِـلَکلـَند به حرفهایشگوشدادند. خاموش، مجذوب و وحشتزده بودند. جاخوردهبودند.گاهى کسى حرفش را قطعمىکرد، البته در آخرهاى ِ صحبتش؛ جذبه، طنین ِ صدا و شاید هم خردورزیش بیش از آن ترس در دل ِ شنوندگان انداختهبود که چون و چرا به میانبیاورند. دورهءآخرالزّمان رسیدهبود؟”
کلمه rarely به اشتباه lately تایپ شده بود که اصلاح شد. با پوزش از خوانندگان، به خصوص پژمان عزیز.
مهر ۱۴, ۱۳۸۴
سلام… ترجمهء تصحیحشده
“ گاوچرانها و کارگرهاى غیرماهر ِ مرغزارهاى بِـلَکلـَند به حرفهایشگوشدادند. خاموش، مجذوب و وحشتزده بودند. جاخوردهبودند. تک و توک پیشمىآمد که کسى حرفش را قطعکند، جذبه، طنین ِ صدا و شاید هم خردورزیش بیش از آن ترس در دل ِ شنوندگان انداختهبود که چون و چرا به میانبیاورند. دورهءآخرالزّمان رسیدهبود؟”
سلام مهدی عزیز. خوشحالم اینجا دوباره دیداری دست داد. آقا از ترجمه های جدید در دست چاپ چه خبر؟ اگرم کار تازه ای دادی بیرون بگو معرفی کنم تو کافه. موفق باشی عزیز
مهر ۱۲, ۱۳۸۴