در ادبيات سبك گزينش نويسنده است از ميان واژه‌ها و عباراتي كه در اختيار دارد و این‌که رمان‌نويس يا نويسنده داستان اين كلمه‌ها و عبارات را چگونه در جمله‌ها و بندها تنظيم مي‌كند. سبك به نويسنده اجازه مي‌دهد به تجربه خواننده از اثر شكل بدهد. مثلاً يك نويسنده ممكن است كلمات ساده و جملات صريح به كار گيرد اما نويسنده‌ ديگر واژگان دشوار به كار مي‌گيرد. جمله‌هايش ساختماني پرپيچ و خم دارند، ممكن است درونمايه هر دو يكي باشد و آن‌چنان که مي‌گويند زير اين آسمان هيچ حرفي واقعاً تازه نيست. اما تفاوت سبك دو نويسنده است كه تجربة خواندن اين دو اثر را از هم متمايز مي‌كند. تشخيص اين سبك براي مترجم ادبي مستلزم خواندن متون متعدد به زبان مبدأ است.

 مترجمان واسطه هستند. در زمان‌هاي باستان در چين به مترجمانMatchmaker مي‌گفتند يعني دلال ازدواج. ترجمه در واقع وسيله‌اي بود كه دو طرف به مدد آن بالاخره حرف يك‌ديگر را مي‌فهميدند و به يك توافق يا مصالحه‌اي مي‌رسيدند. [متن کامل]

از سخنان فرزانه طاهری در باب ترجمه ادبی.