- مترجم ترجمه‏اش نقص داشت مي گفت فارسى نقص داره.

- در تأليف لذتى است كه در ترجمه نيست.

- مترجم بايد يك سوزن به خودش بزند، يك جوالدوز به خواننده.

- آرزو بر مترجم تازه كار عيب نيست.

- مترجم بايد امين باشد؛ نويسنده وكيل و وصى نمى‏خواهد.

- مترجم ناشى خوش سليقه از آب در مى‏آد.

- مترجم جائزالخطاست.

- مترجم بايد به هر ساز نويسنده برقصد.

- مترجم كه دو تا شد، ترجمه يا شور مى‏شود:overtranslation، یا بى‏نمک: undertranslation

- آنقدر ترجمه‏اش بد بود كه ناشر هم فهميد.

- مترجم عاقل دو بار ترجمه‏اش ممنوع‏الچاپ نمى‏شود.

- خيلى مترجم خوبيه، سراغ كارهاى سنگين هم مى‏ره!

- مترجم خوب هم داند و هم پرسد؛ مترجم بد نه داند و نه پرسد.

- متن خوب نمى‏بيند وگرنه مترجم قابلى است.

- ترجمانى نه پيشه‏اى است كز آن/ رسدت نان به ترّه، تره به دوغ


دکتر علی خزاعی فر/مجله بخارا