31 مرداد 1384
There is a photograph in which my mother appears; she is holding me as I sit straddling her lap, her head tilted toward me. In that picture, the photographer’s shadow, his two arms raised at angles to hold the camera to his face, hovers in the corner of the frame, his darkened, featureless shape superimposed on one side of my mother’s body.
مرداد 31, 1384 at 1:23 ب.ظ
سلام… فکرمىکنم زمینهء داستان این یکى را بدانم
[داستان ِ Hell-Heaven از خانمِ لاهیرى نیست؟]
“مادرم در یک عکس هست. مادر من را که روى ِ زانویش نشستهام بغلکرده و سرش را به سوى ِ من خمکرده. پرهیب ِ عکّاس، با دو دستى که خمشدهاند تا دوربین را مقابل ِ صورتش نگهدارند، در گوشهء کادر ِ عکس معلّق است؛ شکلى تیره و خالى از نشانههاى ِ آشنا که روى ِ یک طرف ِ بدن ِ مادرم راپوشاندهاست”.
مرداد 31, 1384 at 1:25 ب.ظ
… نظرِِ ِ قبلى از من بود.
شهریور 1, 1384 at 6:30 ب.ظ
در گوشه کادر عکس “معلق است” اولین معادل دم دستی ما نیست؟ یعنی معادل بهتری یافت مینشود؟
“دو دستى که خمشدهاند تا دوربین را مقابل ِ صورتش نگهدارند” هم به همچنین.
شهریور 2, 1384 at 10:48 ق.ظ
سلام… ترجمهاى دیگر:
-”مادرم [فقط] در یکى از عکسها هست؛در حالى که من را که بر زانویش نشستهام بغلکرده و سرش را به سوى ِ من خمکرده. پرهیب ِ عکّاس، با دو دست ِ خمشده براى ِ تنظیم ِ چشمى ِ دوربین در مقابل ِ چشمش، در گوشهء عکس سرگردان است: شکلى تیره و خالى از نشانههاى ِ آشنا که روى ِ یک طرف ِ بدن ِ مادر را پوشاندهاست”.
شهریور 2, 1384 at 10:08 ب.ظ
دروود بر شما!تار نگار جالبیست من هم تر جمه میکنم از المانی به منم سر بزن البته بی بار زدی و خوشحالم کردی ممنون بازم بیا البته چند تا شعر از خودم هم هست خوشحال میشم نظر بدی.
شهریور 3, 1384 at 7:59 ب.ظ
…تغییر ِ مختصر ِ دیگرى در ترجمه:
”مادر فقط در یکى از عکسها هست؛ من را که بر زانویشنشستهام بغلکرده و سرش به طرف ِ من خمشده. پرهیب ِ عکّاس، با دودست ِ خمشده براى ِ تنظیم ِ چشمى ِ دوربین ِ در مقابل ِ چشمش، در گوشهء عکس سرگردان است: حجمى تیره و خالى از نشانههاى آشنا افتاده بر نیمى از بدن ِ مادرم”.
شهریور 3, 1384 at 9:44 ب.ظ
عكسي هست كه مادرم هم توشه،من بين دو پا رو دامنش نشستم و او هم منو بغل كرده و سرشو نزديكم آورده.
تواون عكس سايه عكاس در حاليكه دستاشو خم كرده و بالآ آورده تا دوربينو جلوي صورتش نگهداره،در گوشه
كادر افتاده و تصوير سياه شده و ناواضح او بر يك طرف بدن مادر سايه انداخته.