از میان ویرایش‌های مترجم دردها برای چاپ سوم [۲]



می دانی توی کتاب تلفن کلکته چقدر اسم سن پیدا می‌شود> ~  چند تا سن پیدا می‌شود

به درخت کاجی که پنجره اتاق آن را قاب گرفته بود نگاهی انداخت > به درخت کاجی در قاب پنجره اتاق ~

اصلا اهمیت ندارد که چقدر مهربان و خوش‌قلب باشند> اصلا مهم نیست چقدر   

پوستش که مثل کاغذ سفید بود در تضاد با موی تیره‌اش که… > پوستش که به سفیدی کاغذ بود پیش موی تیره‌اش..

شوهرش بازویش را روی شانه او انداخته بود > شوهرش بازو دور شانه‌اش انداخته  بود

به علاوه این طوری می‌توانیم…  > تازه این طوری می‌توانیم ....

این یک راز است> یک راز است

تو خودت چنین کاری نمی‌کنی؟> تو باشی نمی‌کنی؟

ناگهان با حالتی جدی گفته بود:> ناگهان جدی شده بود:

"دو" احساسات او را درک می‌کند > "دو" حال او را درک می کند

  • Share/Bookmark
 

۲ نظر

  1. سلام،اون لینکی که داده بودی در باره ی نوشته ی کریم امامی، می دونی چیه؟ منو به یاد یه چیزی انداخت که بگم بهت، من دارم گتسبی بزرگ را می خوانم می دونی چندتا ایراد ترجمه ی تکان دهنده توش پیدا کردم، آخریش که همین ۵ دقیقه پیش دیدم این بود،
    ترجمه ی : we were all soaked to the skin
    … و همه تا روی پوست تر.چاپ چهارم صفحه ۲۱۸
    نمی دانم شاید بری بقیه خیلی غیر عادی نیاد، ولی آدم وقتی می بینه اول اینکه یکی دوتا نیست و بعدشم باکریم امامی طرفه، حرصش درمیاد،تازه ویراست جدیده. این یعنی عدم تسلط به زبان مقصد

  2. سلام ، از من خواسته بودی در باره همنام نظر بدم تا لینک بزاری ….با شرمندگی بسیار من کامنت رو تازه دیدم ! …در ضمن من یه خواننده ساده ام نه خواننده حرفه ای …از کتاب های لاهیری ام اولین کتابی بود که می خوندم و متاسفانه اسم مترجم شو نگاه نکردم کتاب مال دوستم بود و الان ام پس اش دادم…کتاب خوبی بود و ازش لذت بردم بدون اینکه بخواد جبهه بگیره یا شاخ و شونه بکشه مسیر زندگی آدم ها رو از خیلی سنتی (مادر گوگول)تا خیلی مدرن (زن گوگول) می گفت …و آدم های میونه ! آدم های متعادل…آدم هایی که مدرن زندگی می کنند اما هنوز ریشه دارند در سنتهاشون (گوگول )
    کتاب خوبی بود ، مسائل زیادی رو مطرح کرد بدون اینکه چهار چوبش رو از دست بده و مسیر داستان بهم بخوره…

نظر بدهید

Copy Protected by Tech Tips's CopyProtect Wordpress Blogs.