20 مرداد 1384
I make the leap of feeling toward the impossible gap between men and women.
—
درباره کارگاه قبلی: برخی دوستان به این buzz کملطفی کردهاند.
20 مرداد 1384
I make the leap of feeling toward the impossible gap between men and women.
—
درباره کارگاه قبلی: برخی دوستان به این buzz کملطفی کردهاند.
مرداد 21, 1384 at 10:16 ق.ظ
سلام…بستگى به متندارد ولى شاید چیزى در این مایه:
“خیزبرداشتنِ ِ احساسِ ِ من براىِ عبور از درّهء بىگذر ِ بینِ ِ مرد و
زن”
مرداد 24, 1384 at 11:41 ب.ظ
*سلام آقاي حقيقت
من يكي كه بيصبرانه منتظرخوندن ترجمه پيشنهادي شما براي اين چند كارگاه اخير هستم،چون اغلب جملاتي رو به چالش ميگذاريد كه با وجود ظاهر نه چندان پيچيده،بعضا ابهام رو به دنبال دارن و اينه كه آدمو كلافه ميكنه و دوست داره يه جورايي با جملات زور آزمايي كنه.
“من در برخورد با شكاف عميق بين زن و مرد به رشد فكري يا (تحول احساسي) رسيده ام”
مرداد 24, 1384 at 11:45 ب.ظ
*سلام آقاي حقيقت
من يكي كه بيصبرانه منتظرخوندن ترجمه پيشنهادي شما براي اين چند كارگاه اخير هستم،چون اغلب جملاتي رو به چالش ميگذاريد كه با وجود ظاهر نه چندان پيچيده،بعضا ابهام رو به دنبال دارن و اينه كه آدمو كلافه ميكنه و دوست داره يه جورايي با جملات زور آزمايي كنه.
“من در برخورد با شكاف عميق بين زن و مرد به رشد فكري يا (تحول احساسي) رسيده ام”
مرداد 27, 1384 at 8:04 ب.ظ
http://encyclopedia.thefreedictionary.com/manifest+destiny
Manifest Destiny was a nineteenth century belief that the United States had a divinely-inspired mission to expand, particularly across the North America frontier to the Pacific Ocean. The phrase, which means obvious (or undeniable) fate, was coined by New York journalist Sullivan when he wrote that “it was the nation’s manifest destiny to overspread and to possess the whole of the continent which Providence has given us for the development of the great experiment of liberty and federated self-government entrusted to us.” Manifest Destiny was never a specific policy or ideology; it was a general notion that combined elements of American exceptionalism , nationalism, expansionism and racism. the idea that the United States and the American people hold a special place in the world,
بنابر خلا صه تعريف فوق obvious (or undeniable) fate
ميشه جمله رو با اين عبارات هم شروع كرد:
-چنين مقدر شده بود كه………
-تقدير اين بودكه…. يا خواست خدا بود كه…..
در مورد Prince of darkness
تقريبا دراغلب تعاريف اومده كه
It refers to Lucifer, Satan or devil.
يعني كنايه است از شيطان .همونطور كه خودت هم در متن داستان چندين بار به “شيطان “اشاره داشتي
اگر همه اينها رو بگذاري كنار هم شايد بشه گفت ترجمه اين جمله چنين چيزي از آب درمي آيد يا حد اقل اينكه من از اين بين ترجيح مي دم بگم:
سرنوشت محتوم و مقدر ما را راهي سرزمين مقدس كرد تا بلكه شر شيطان را از آنجا بكنيم
يا
سرنوشت محتوم و مقدر باز در سرزمين مقدس رقم خورد تا شرشيطان از آنجا كم شود
ديگه اينكه صلاح مملكت خويش خسروان دانند