کارگاه ترجمه [۹]
چهارشنبه, مرداد ۱۹م, ۱۳۸۴ | کارگاه ترجمه
The TV buzzes off to black.
ایجاز زبان را!
برای اینکه به قول دوستان context free نباشد، ماجرا این است که مرد دکمه کنترل تلویزیون را میزند و تلویزیون خاموش میشود.
—
برای کارگاه قبلی هم دو ترجمه رسیده:
She makes a hum of agreement.
سارا: با ِمن و ِمن قبول می کنه.
آیدین:هومی کرد که یعنی قبول.
—
بحث درباره ترجمه شاملو از شعر هیوز هم ادامه دارد.
۷ دیدگاه to کارگاه ترجمه [۹]
سلام
تصویر یکهو محو میشه(می پره)
موفق باشی
مرداد ۱۹, ۱۳۸۴
تلویزیون وزی می کند و صفحه اش سیاه می شود.
سلام آقای حقیقت:
من در مورد هم نام نقد کوتاهی توی وبلاگم نوشتم. اگر دوست داشتین سری بزنین. موفق باشین.
مرداد ۲۰, ۱۳۸۴
تصویر ناگهان سیاه می شود
مرداد ۲۱, ۱۳۸۴
سلام…
۱- “به نشانهء رضایت صدایی از گلو بیرونداد”
۲- “صدایى خفیف، و تصویر از صفحه محو شد”. (با توجه به واضحبودن در متن، از ‘تلویزیون’ استفادهنکردم)
مرداد ۲۵, ۱۳۸۴
تلویزیون) وزی کرد و خاموش شد)
مرداد ۱۹, ۱۳۸۴