They sit within reach of each other so their fingers can brush and make little twitching signs of recognition and affection.

ترجمه‌های رسيده:

۱- در کنار هم به فاصله‌ای می نشینند که بتوانند انگشتان هم را لمس کنند، و با هر تماس کلمات آشنایی و محبت را در انگشتان دیگری هجی کنند.

-هجی کنند از کجا آمده؟ بار اضافه‌ای است بر آنچه نويسنده گفته. اساسا نويسنده استعاری سخن نگفته.

۲- در دسترس هم می‌نشينند تا انگشتانشان با هم در تماس باشند و با حرکاتشان نشانه‌هايی ظريف را بنمايانند از بازيافتن هم و دلبستگي (های)شان.


- کمی با نشانه‌های «ظريف» مشکل دارم. دلبستگی شان هم کمی ول است. به چی يا کی. برخلاف  affection که کاملا رساست.


۳- در فاصله‌ء‌ کمتر ازفاصلهء دودست از هم مى‌نشینند تا انگشتهایشان بتوانند هم را لمس‌کنند و با فشار‌دادنى سریع و ناگهانى نشانه‌هایی ظريف از آشنایی و مهر بفرستند…"

-با فشاردادنی سريع و ناگهانی؟!  قشنگ است؟

۴- نزديك هم می‌نشينند و به نشانه علاقه و تفاهم انگشتان يكديگر را نوازش كرده وآرام در هم می‌فشارند.

-اين can پس کجا رفته؟ (… so their fingers can brush and make)

واو» بعد از «نوازش کرده» هم که زايد است و بايد به ويرگول تبديل شود.

خود را مقيد به ظاهر جمله‌ی اصلی نبايد کرد. در فارسی چگونه بايد گفت. مساله اين است.

مانی و پژمان درباره  مطلب روز سه‌شنبه  می‌پرسند: لذت موذيانه يا بدجنسانه يا بدخواهانه؟

کارگاه را ادامه می‌دهيم…