2 مرداد 1384
They sit within reach of each other so their fingers can brush and make little twitching signs of recognition and affection.
ترجمههای رسيده:
۱- در کنار هم به فاصلهای می نشینند که بتوانند انگشتان هم را لمس کنند، و با هر تماس کلمات آشنایی و محبت را در انگشتان دیگری هجی کنند.
-هجی کنند از کجا آمده؟ بار اضافهای است بر آنچه نويسنده گفته. اساسا نويسنده استعاری سخن نگفته.
۲- در دسترس هم مینشينند تا انگشتانشان با هم در تماس باشند و با حرکاتشان نشانههايی ظريف را بنمايانند از بازيافتن هم و دلبستگي (های)شان.
- کمی با نشانههای «ظريف» مشکل دارم. دلبستگی شان هم کمی ول است. به چی يا کی. برخلاف affection که کاملا رساست.
۳- در فاصلهء کمتر ازفاصلهء دودست از هم مىنشینند تا انگشتهایشان بتوانند هم را لمسکنند و با فشاردادنى سریع و ناگهانى نشانههایی ظريف از آشنایی و مهر بفرستند…"
-با فشاردادنی سريع و ناگهانی؟! قشنگ است؟
۴- نزديك هم مینشينند و به نشانه علاقه و تفاهم انگشتان يكديگر را نوازش كرده وآرام در هم میفشارند.
-اين can پس کجا رفته؟ (… so their fingers can brush and make)
-«واو» بعد از «نوازش کرده» هم که زايد است و بايد به ويرگول تبديل شود.
–
خود را مقيد به ظاهر جملهی اصلی نبايد کرد. در فارسی چگونه بايد گفت. مساله اين است.
–
مانی و پژمان درباره مطلب روز سهشنبه میپرسند: لذت موذيانه يا بدجنسانه يا بدخواهانه؟
–
کارگاه را ادامه میدهيم…
مرداد 5, 1384 at 4:57 ب.ظ
آنها کنار هم می نشینند و با تماس و حرکت انگشتانشان پیام قدر شناسی و عشق را به هم می دهند.گاهی فقط به حرکت آرام ابرهایی خیره می شوند که آفتاب لبه هایشان را شبیه پشمک،صورتی کرده است.
مرداد 6, 1384 at 6:23 ق.ظ
در فاصله ای از هم نشستند که می توانستند سر انگشتان يکديگر را لمس کنند و با فشار درهم کردن انگشتان شان پيامهای کوچک آشنايی و شوق مبادله کنند