زبان ترجمه با معيارهاى زبان فارسى سنجيده مى شود. اين اصل را بايد مبناى كار خود در ترجمه قرار بدهيم. البته اين اصل صرفاً مبناى عقلى ندارد، بلكه در جامعه اى كه مردم زياد كتاب نمى‌خوانند، مبناى فرهنگى و اخلاقى هم دارد. زبان ترجمه هرچند به زبان مردم نزديك‌تر باشد، لذت خواندن را افزايش مى‌دهد.

گفت‌وگوی علی صلح‌جو با علی خزاعی‌فر در صفحه ادبيات شرق امروز. دکتر خزاعی‌فر سردبير مجله‌ی ارزشمند و آموزنده‌ی مترجم است که امسال، بی‌سروصدا، وارد پانزدهمين سال انتشارش شده.

بخش ديگری از اين گفت‌وگو:

در تاريخ ترجمه، ترجمه ادبى را براساس ملاحظاتى تعريف كرده اند كه مبناى فردى و تجويزى داشته است. اين ملاحظات عبارتند از ملاحظات فرهنگى، ملاحظات زبانى، ملاحظات اخلاقى و ملاحظات زيباشناختى. اين ملاحظات به شكل گزاره هايى متضاد بيان شده اند. روايت ساده اى از اين ملاحظات به قرار زير است:
ملاحظات فرهنگى
الف - ترجمه ابزارى فرهنگى است. متن اصلى را تا آنجا كه لازم است بايد تغيير داد تا با فرهنگ مقصد سازگارى پيدا كند.
ب - ترجمه ابزارى فرهنگى است. متن اصلى را بايد با كمترين تغيير ترجمه كرد تا بيانگر شيوه هاى تفكر و بيان مردمى ديگر باشد.
ملاحظات زبانى
الف - مترجم بايد تا حد امكان كلمات و تعبيرات نويسنده را به كار ببرد و از اين راه زبان مقصد را غنى كند.
ب - مترجم بايد تا حد امكان از به كار بردن كلمات و تعبيرات نويسنده كه زبان مقصد را فاسد مى كند پرهيز كند.
ملاحظات اخلاقى
الف - مترجم بايد لفظ به لفظ به نويسنده متعهد باشد.
ب - مترجم بايد به روح اثر متعهد باشد.
ملاحظات زيباشناختى
الف - مترجم بايد با نقض قراردادهاى عرفى زبان مقصد و آشنايى زدايى، غرابت زبانى متن اصلى را تا حد امكان به ترجمه منتقل كند.
ب - مترجم بايد غرابت زبانى متن اصلى را به حداقل برساند و زبان ترجمه را تا حد امكان طبيعى و روان كند.

پ.ن: به نوبه‌ سهم خود، ازاستاد علی صلح‌جو برای انجام اين گفت‌وگو و از دوستان سرويس ادبی شرق برای چاپش سپاسگزارم.