7 تیر 1384
از فریفتن خویش کمترین بهرهای نمیبریم. بسیاری از متنهای قدیمی ما – و حتی برخی از بهترینشان- فقط به این درد میخورد که در آنها جستجویی شود - به دقت- تا نظام بعضی جملهها و هم کلمات نو، رسا، و سودمندشان برگزیده شود، تا در زبان حال به کار رود. فکر، موضوع، و محتوای این آثار چیزی نیست که انسان امروز را به کار آید. يا دست کم کیفیت محتوای آنها با زمانی که بایستی صرف به دست آوردن این محتوا شود تناسبی ندارد. هیچ کس هزار صفحه کتاب را به خاطر چند پند اخلاقی زیر و رو نمیکند. خواندن چنین متنهایی از مستحبات هم نیست، اما نیرو بخشیدن به زبان، برای رسیدن به تفاهم و درک متقابل از جملهی وظایف است. و این گونه آثار را میتوان کارمایهی به انجام رساندن چنین وظیفهای شناخت.
این بخش دیگری از مقاله «بازیابی کلمات» نادر ابراهيمی است که پیش از این هم بخشی از آن را آوردهام.
بخش هیجانانگیز ماجرا این است که داریوش آشوری در شماره بعدی همان مجله (در سال ۱۳۴۹) نقدی خواندنی بر این مقاله نوشته است:
وقتی که حتی بعضی از بهترین آثار بازمانده از گذشتگان را تنها در حد یافتن کلمات نو(!) قابل اعتنا بدانیم از این سنت و میراث جز مشتی لغت چه باز میماند؟
لابد یکی از بهترین این آثار که مورد عنایت آقای ابراهیمی، فقط برای یافتن لغت، واقع شده کتاب مثنوی جلال الدین مولوی است. وقتی یکی از بزرگترین آثار ادبی و عرفانی و فلسفی ما تا آن حد پست شده باشد که تنها بتوان مشتی لغت و تعبیر و ترکیب و اصطلاح از آن بیرون کشید، دریغ بر ما که چنین بیپشتوپشتوانهایم، یا وای بر آنها که چنین آثاری آفریدهاند. یا دریغ بر این میراث بی وارث.
البته موضوع این دو مقاله اساسا چیز دیگری است و اینها هر دو مقدمه است. ابراهیمی در مقالهاش بعد از این مقدمه چند تعبیر و کلمه و واژهی کاربردی از همان متون کهن ارائه و معنی میکند، و آشوری اين معانی را نقد میکند و مینویسد:
ایشان تعبیرات مثنوی را اغلب به تصورات و احساسات سیاسی امروزین تحویل کرده و سپس معنی فرمودهاند….
مثلا
ایشان پیشنهاد کردهاند که «می توان از واژه مرکب شیراندازی به طور کلی مفهوم ساقط کردن قدرت برتر را استنباط کرد» ولی خود اضافه کردهاند:« گو اینکه مولوی آن را در مورد خاص به کار برده که عملا از فروافکندن شیر (توسط خرگوش) به میان چاه در میان است.» مولوی میگوید:
رو تو روبه بازی خرگوش بین
مکر و شیراندازی خرگوش بین
بنده برای تکمیل این پیشنهاد، ترکیب «خرگوش اندازی» را نیز به معنای «ساقط کردن قدرت فروتر» پیشنهاد میکنم و میتوان این دو ترکیب را مثلا در چنین عبارتی به کار برد:«ترکان میخواستند ایرانیان را شیراندازی کنند ، ولی موفق نشدند و ایرانیان آنها را خرگوش اندازی کردند.»
به هر حال این دو مقاله خواندنی و آموزنده را میتوان در کتاب «شعر و ادبیات» از مجموعه «پیرامون ادبیات» سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یافت و خواند.
پ.ن: آشوری در انتهای مقالهاش متواضعانه مینویسد:
اگر جسارت نوشتن این چند سطر را به خود دادهام به علت ارادتی است که به آقای ابراهیمی و علاقهای است که به کارهای خوب ایشان دارم، و الا من در این زمینه، در بیخبری از ایشان دستکم ندارم.