زبان سیال و زنده
دوستی دربارهی مطلب روز یکشنبه ۱۱ اردیبهشت چنین نظر داده:
زبان سیال و زنده است. نمیتوان جلوی حرکت و تغییرش رو گرفت. ممکنه جمله گزارشگر فاقد هرگونه زیبایی بوده و اصلا بسیار زشت باشد ولی شنونده خاص آن٬ مفهوم را دریافت میکند. و شاید مختصر تر از آن نتوان مفهوم را بیان کرد.
موضوع این نیست که جمله زشت باشد یا زیبا. کوتاه یا بلند. اتفاقا حرف را هر چه مختصرتر بشود زد بهتر است. موضوع این است که غلط نباشد . غلط هم این است که وقتی زبان خودمان قابلیت خوبی برای انتقال یک پیام را دارد، آن را با ساختاری غریبه و نامانوس «بپیچانیم». یعنی وقتی میتوانیم بگوییم «اشکال فلان بازیکن این است که کار را تمام نمیکند» ــ که اتفاقا مختصرتر هم هست ــ بگوییم «اشکالش عدم تمام کنندگی خاص یک بازیکن است». درست است که زبان سیال و زنده است و نمیتوان جلوی حرکت و تغییرش را گرفت ولی هر حرکت و تغییری خوب نیست. بعضی از حرکتها بیراهه رفتن است و بعضی تغییرها به فساد و گندیدگی میرسد.
مثلا یک نگاه به این جمله بیندازید:
جومپا لاهیری، در این رمان به تنشهای همگونسازی روابط آشفته بین نسلها میپردازد و با درکی عمیق شیوههایی که به وسیله آنها به آرامی و گاه به طور دردناک به بیان خود میپردازیم را آشکار میکند.
جمله ی تبلیغاتی یکی از سایتهای فروش کتاب برای یکی از ترجمههای همنام،
ترجمهی بخشی از نقد نیویورک تایمز
