کارگاه ترجمه ۱ (قسمت دوم)
دوشنبه, فروردین ۲۲م, ۱۳۸۴ | کارگاه ترجمه
کمی ریزتر نگاه کنیم:
on the day we first met him
۱)روزی که برای اولین بار او را دیدیم
۲)روزی که برای اولین بار با هم ملاقات کردیم
۳)همان روز اولی که من و مادرم ملاقاتش کردیم
۴)روزی که برای اولین بار همدیگر را دیدیم
۵)روزی که او را ملاقات کردیم
۶) روز اولی که دیدیمش
«ملاقات» کمی رسمی نیست؟ برای اینجا، چرا.
حالا «روزی که برای اولین بار» بهتر است یا «روز اولی که»؟
«او را دیدیم» بهتر است یا «دیدیمش»؟
این هم ترجمهی دیگری که رسیده ( شماره ۶ ):
امیر
اقرار کرد که آن روز اولی که دیدیمش من و مادرم را ساعات طولانی در خیابانهای کمبریج دنبال کرده است؛ یعنی همان جاهایی که وقتی من از مدرسه در میآمدم،با مادرم میگشتیم
خب حالا به همین ترتیب جلو برویم…
۱ دیدگاه to کارگاه ترجمه ۱ (قسمت دوم)
اون روزی که بار اول (بود) (می) دیدیمش
یا: بار اولی که دیدیمش
مهر ۲۱, ۱۳۸۶