درگيری های مترجم با مترجم دردها [۳] (يادداشت‌های من درباره‌ی مترجم دردها)


 


اين بخشی از شروع داستان «جذاب» در مجموعه‌ی «مترجم دردها» است. ترجمه‌ی چاپ اول و دوم را گذاشته‌ام، بعد هم متن (ويراسته‌ی) چاپ سوم. خودم که متن جديد را دوست‌تر دارم:


 


After nine years of marriage, Laxmi told Miranda, her cousin’s husband had fallen in love with another woman. He called his wife and told her he needed time to figure things out.


“Not that I blame her,” Laxmi said. “Imagine. An English girl, half his age.”


 


ترجمه‌ی چاپ اول:


لاکشمی به میراندا گفت که شوهر دختردایی‌اش بعد از نه سال زندگی مشترک، عاشق زن دیگری شده است… به زنش تلفن زده و گفته برای تجدید نظر و تصمیم‌گیری در مورد همه چیز، وقت لازم دارد.


لاکشمی گفت:«من سرزنشش نمی‌کنم. فکرش را بکن. یک دختر انگلیسی که سنش نصف اوست!»


 


ويرايش جديد:


لاکشمی به میراندا گفت شوهر دختردایی‌اش بعد از نه سال زندگی مشترک زیر سرش بلند شده…  


به زنش تلفن زده و گفته برای اینکه تکلیف خودش را با خودش روشن کند وقت لازم دارد. لاکشمی گفت :«تقصیر هم ندارد. فکرش را بکن. یک دختر انگلیسی، نصف خودش!»