درگیریهای مترجم با «همنام»(۱۸)
[از یادداشت های من درباره ترجمه همنام]
معلم ادبیات سر کلاس میگوید:
Well, we’re going to have to read "The Overcoat." Either that or "The Nose."
خب، پس لازم شد امسال حتما «شنل» را بخوانیم؛ حالا یا «شنل» یا «دماغ».
میشد «حالا» را نگذارم. ولی گذاشتم. به نظر خودم قشنگترش کرده. بهخصوص برای من که شخصیتهام کلمهها را نمیشکنند همین خردهکاریهاست که دیالوگها را زندهتر میکند.
