9 آذر 1383
يادداشتهای همنام همراهم نيست. ديشب داشتم ويرايش دوم مترجم دردها را که زير چاپ سوم رفته نگاه ميکردم که يکی از معادلهايی که گذاشته بودم٬ چشم خودم را گرفت(!):
اگر خود داستان «مترجم دردها» را خوانده باشيد میدانيد که آقای کاپاسی مترجمی است که در جوانی آرزو داشته زبانهای زيادی ياد بگيرد تا بتواند ميانجیگری کشورهای دنيا را به عهده بگيرد اما حالا از آن همه چيزها که خوانده فقط مشتی کلمات جستهگريختهی لاتين در ذهنش مانده و فقط انگليسی را خوب بلد است و میداند که It’s not a big deal anymore… که ديگر هنر نمیکند.